سلام پاییز عزیز
1-بله در دوران عقد هستیم اما تمکین صورت گرفته. قبل عقد بنا شد که عروسی بگیرن اما میگن عروسی هم نمیگیرم البته این حرف برای ماه ها قبله که اگه رابطه منو شوهرم خوب بشه بازم نمیگیرن.

2-من 24 و شوهرم 25

هر دو لیسانس هستیم.

3-در دانشگاه آشنا شدیم و بعد چند روز قرار خواستگاری گذاشتیم.

4-اختلاف ما سر دهن بین بودن ایشونه. چند ماه با هم قهر بودیم سر کتک زدناش برای آشتی بعد 3ماه اومد رفتیم 2روز سفر خانواده شوهرم سر این که چرا بریدش سفر باهاش دعوا کردن حتی میترسید که پدرش بفهمه و برادرشوهرم میگفت که به بابا میگم بردیش بیرون.
اگر قرار باشه برام هدیه ای بخره خانواده اش باهاش دعوا میکنن که نخر.
من هم سر این قضایا گفتم که ارتباطمونو با خانوادت کم کنیم و گفت نه من خانوادمو ول نمیکنم و مهریه اتو ببخش طلاقت بدم.
غیر خانواده اش دایی و دختر خاله هایش به شدت در زندگی ما دخالت میکنن.

5- سر اینکه من به خاطر دخالت هاشون ناراحتم و خواستارم ارتباط کمتر بشه خودش اوایل راضی بود الان به خاطر تحت فشار گذاشتنش از طرف خانوادش که باید قید ما رو بزنی ... تصمیم گرفته منو طلاق بده.

6-آخرین بحث ما درباره همین خانواده و ارتباط ها بود.

پاییز عزیز تا مهریه امو نبخشم هیچ گونه ارتباطی با من نداره و تا ابد هم سراغ من نمیاد