به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 45

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 تیر 97 [ 22:56]
    تاریخ عضویت
    1392-12-18
    نوشته ها
    524
    امتیاز
    13,135
    سطح
    74
    Points: 13,135, Level: 74
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 115
    Overall activity: 2.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    2,154

    تشکرشده 1,301 در 451 پست

    Rep Power
    104
    Array
    سلام مجدد خدمتتون دارم خانم مصباح الهدی مطمئنم به امید خدا به نتایج خوبی خواهید رسید و از این بابت واقعا خیلی خوشحالم.

    این که میگن هر سری یک عقلی داره واقعا برای من تایید شدست من خودم خیلی وقت ها یا بهتره بگم همیشه توی کارام مشورت میکنم و همیشه میبینم که دیگران از چه زوایای قشنگی به قضیه نگاه می کنند که اصلا برای من نقطه کور بوده و بهش حواسم نبوده... البته یه وقت ادم توی دنیای مجای مشورت میگیره(که بحث خاص خودشو داره) یه وقت در دنیای واقعیت... فکر کنم شما شده ترس از چیزایی مثل افشا شدن احساس ها و دغدغه های درونیتون و ترس از پیش داوری ها و فکر طرف مقابل راجب موضوع شما و چیزای مشابه یکی از عمده ترین دلایلی هست که(کلا راجب هر موضوعی که نیاز به مشورت دارید) باعث میشه به کسی چیزی نگید برای مشورت و هم فکری و به نظرم به غرورتون ربطی نداره این نگفتن ها... منم این طوری بودم یک زمانی(اگرم موضوعمو به حتی قابل اعتماد ترین دوستم می گفتم بعدش همش کلی فکرایی توی سرم می اومد چرا گفتی و... و البته درست هم فکر می کردم) ولی شکر خدا راهشو بهم نشون داد و الان برای هر موضوعی خیلی راحت میتونم نظر همه رو بدونم حتی !! بدون این که اونا یک ذره !!! متوجه بشند من برای خودم ازشون سوال پرسیدم

    ببنید یکی از اصولی که من باید توی کارم شرطی بشم این هستش که قبل رفع هر عیبی باید ببینم دلیل اون مشکل چی بوده که اون عیب و مساله پیدا شده و بعد رفع دلیل بعدش حالا عیبو بر طرف کنم...دلیلی که باعث میشه شما این حالت ها بهتون دست بده و حتی توی دنیای مجازی ! هم نتونید به چیزای واضحی برسید و در واقع مشکلتون رو واضح بگید همین ترس هایی هست که گفتم... ممکنه توی واقعیت یا این جا بیاید از حس و حالتون و ... به کسی بگید گیریم حتی راهنمایی هم بشید یا نه ولی بعدش فکرای بدش اعصابتون رو خورد کنه چرا گفتم..حالا طرفم راجبم چی فکر میکنه و... این سیکل معیوب باعث میشه که بخواید ناخودگاه خودتون همه چی رو به صورت فردی تجربه کنید و بعدش مگه عمر ادم چقدره که همه چیز رو خودش تجربه کنه اونم با ازمون و خطا بعدش بگه اره کاش اون موقع این کارو می کردم و غافل که بعضی چیرا دیگه تکرار نمیشه مثلا نمونه بارزش شما اوایل توی جلسات خواستگاری حضوری با اقا پسر یک نکته ی مهمی رو میذاشتید توی جلسه 5 بررسی می کردید که اگه کلا این 5 جلسه گیریم صد در صد به توافق پیش رفته باه ولی اون مساله جلسه ی 5 که دیدید با طرف توافق ندارید اون قدر باعث شده که دیگه کلا منصرف بشید وبعدش تازه شده براتون تجربه که برای موارد بعدی اونو جلسه ی اول قبل هر چیزی مطرح کنید اگه با طرف توافق داشتید بعدش تازه موارد بعدی رو بررسی کنید و این تجربه رو خودتون با ازمون و خطا بدست اوردید و چیزای مشابه مثلا(این قسمتو بعد خوندن کامل پستتون دوباره به این جای نوشتم اضافه کردم و این که من واقعا فکر می کردم مشکل خاصی بوده و بالا اون نظرو دادم که اخر پستتون متوجه شدم موضوع چی بوده و ظاهرا به خاطر پدر اقا پسر و.. که در انتهای پستم نظرمو میگم که بهتره یک تجدید نظری داشته باشید ..)
    پس لطفا اگه خواستید توی یک تاپیکی با مضمون راحت گفتن حرف دلتون به بقیه و گرفتن راه کار بدون داشتن این حس ها و... مطمئن باشید راه کارهای عالی از دوستان خواهید گرفت و من خودمم روشمو میگم مطمئن باشید این قدر در تصمیمات بعدیتون راحت میشید که دیگه سعی می کنید همیشه توی تصمیم های مهم از عقل بقیه هم استفاده کنید بدون داشتن هیچ عذاب وجدانی و خیلی راحت بدون این که لزوما به همه مخصوصا دنیای واقعیت به هر کی که شما رو میشناسه راجب مشکلتون ازش نظر بخواید بدون این که اون اصلا متوجه بشه.حالا ان شالله این تاپیکتون به نتیجه رسید اگه خواستید و تاپیک دیگه ای زدید اون جا بهتون کامل توضیح میدم که این روشو از کجا یاد گرفتم و چطوری عمل باید کرد و... اگه هم این تاپیک قفل نشده بود و نخواستید تاپیک دیگه ای بزنید اخراش بهتون کوتاه اشاره میکنم و مطمئنم بهتون کمک میکنه.

    این که شما توی تاپیکاتون مخصوصا قبلی ها واضح مشکلتون رو نگفتید به نظرم دلیلش همون چیزای بالا بود که گفتم البته شما می تونستید با یک عضویت دیگه عضو شید خیلی راحت همه ی سوالاتون رو بپرسید ولی اون موقع شاید اون قدر که دوستان راجبتون شناخت دارند و بهتون کمک می کنند دیگه اتفاق نمی افتاد... و این که با همین عضویت اصلی خودتون نمی خواید همه چیز رو بگید مخصوصا تصویر بقیه راجب پدرتون واقعا به نظرم این قدر مردم مشکل و دغدغه های خودشون رو دارند که تصویری که توی ذهن شما بزرگه توی ذهن بقیه بیاد و بخواد ماندگار هم بشه...در واقع این یکی دیگه از نگرانی های دیگه شماست که وجود خارجی نداره... البته شما میدونم دوست ندارید بقیه با لحن بد صحبت کنند مخصوصا راجب پدرتون ولی دیگه باید پذیرفت ...یک نفر ممکنه رفته باشه خواستگاری دختری که دقیقا پدر اون خانم رفتار مشابه پدر شما داشته اون وقت طرف داغ دلش تازه بشه و با لحن تند تر بنویسه و... پس لطفا این چیزا رو سعی کنید زیاد به دل نگیرید...ضمنا همون طور که شخصیت ادما میتونه خوب قضاوت بشه میتونه بد هم قضاوت بشه پس واقعا نگران چیزی به تعبیر خودتون بر چسب زدن بقیه نباشید وقتی می گید بر چسب یعنی واقعیت نداره پس نگران نباشید ازش رد بشید.

    (میگم واقعا خدا چقدر به بعضی ها که یک چیزو نداده به یکی دیگه خوبش داده... مثلا چقدر شما دقیق دقت دارید روی حرف کسی که گفته مثلا شما همیشه با پدرتون این مشکلو داشتید شاید اون بنده خدا مثلا فقط تاپیک اخرا شما رو اونم سریع گ و گذرا خونده و این براش تداعی شده و این حرفو زدند ولی شما این قدر با حساسیت بالا بهش توجه دارید که چرا بقیه یا اون فرد این طوری فکر کرده... )

    ببنید من عقیده ندارم شما خیلی احساساتی هستید یا ناز نازی یا چیزای مشابه و به نظرم این رفتارای شما برای یک خانم طبیعی هستش این که شما میاید تاپیک می زنید و به بعضی چیزا ریز و دقیق شدید به دلیل روحیه واکاوانه شماست که می خواید بهبودش ببخشید و من که هیچ کدوم این ویژگی های شما رو سرکوب و نهی نمی کنم... و این به دلیل ویژگی های شخصی شماست.

    حس منفی شما ... وقتی که گفتید اخیرا راجب خوندن پست های اخیر شما و دو تاپیک اخیرتون که راجب مشکلتون گفتید و... الان یک حس منفی براتون ایجاد شده به این فکر کردم که اگه این حس منفی از اون حس منفی هایی باشه که نسبت به بنده خدا اون اقای واسطه و پدرتون پیدا کردید از اون حس هایی هستش که گفتم وجود خارجی نداره... و این خودش خیلی خوبه یعنی موضوع مطرح شده راجب پدرتون اون قدر ها که برامون تداعی شده منفی و... نیست و این حس شماست که ان شالله به امید خدا قابل حل هستش ... ( البته اینم اضافه کنم بعد فهمیدن موضوع اصلی پدرتون بعدش این قسمتو اضافه میکنم و کمی نظرم عوض شد و حق دارید یک حس منفی براتون ایجاد شده )

    این که میخواید تاپیکتون رو ببرید به بخش خصوصی هر طور صلاحه فقط بعد به نتیجه رسیدن این کارو بکنید به نظرم... راجب اون ایده رویایی با پدرتون اگه فکر می کنید این جا کار به حاشیه کشیده میشه و به نتیجه نمی رسید من میخوام حسابو شارژ کنم چون هم از یکی از دوستان محترم میخوام نظری بپرسم به طور خصوصی و هم از مدیر همدردی.. اگه این امکانش باشه خواستید و مایل بودید اون جا مطرح کنید خوشحال میشم بهتون کمترین کمکی بکنم.


    کانال ورودی خواستگار های شما ... میگم همون شاید چون خواستگار های شما از کانال مذهبی بودن وارد میشند مثلا مثل همین معرفی که گفتید باعث شده این دیدگاه در شما بوجود بیاد که مذهبی ها با اون ایمان مد نظ شما مخالف کار و .. هستند..به نظرم به معرف های دیگه هم اجازه بدید کسی رو معرفی کنند بد نیست...اونایی هم که تلفنی کنسل میشده واقعا به نوعی شاید حق داشتند که ان شالله دیگه این طوری نمیشه.مثلا البته من خودمو نمی خوام بگم ادم مذهبی هستم ولی با عقایدی که دارم اهل هیئت رفتن نیستم شایدم غرور دارم ولی پای حرف هر کسی که همین طوری بخواد مدح بگه نمیشینم به هر حال مثلا ترجیح میدم پی گیر سخنرانی های فلان استادی باشم که قبولش دارم وتنها گوش بدم و راجبش بعد تحقیق کنم و مطالعه و.. مثلا همین اقای پناهیان که فکر کنم شما لااقل توی تایپک نمازتون چند بار از ایشون گفتید...( راستی یک موضوع کلا خارج از بحث پیشنهاد میکنم به سایتشون سر بزنید اگه مجوعه ی سخنرانی های ایشون در رابطه با فسلفه ی رنج با نام تنها مسیر رو نشنیدید بشنوید البته خیلی زیاده خیلی دید خوبی به من داد)
    به هر حال منم راجب دیدگاه مذهبی راجب طرف مقابل باهاتون هم نظر هستم و منم این طوری رو بیش تر می پسندم.ولی تا وقتی شما از یک کانال مثلا باز بعضی ها از مجالس زنانه دوره ی قران و.. خب نمیشه واقعا به همه تعمیم داد.باید بقیه رو هم دید و بررسی کرد این که فکر کنیم معیار مذهبی بودن برامون مهمه و طرفو باید حتما از جایی مثل حوزه یا مسجد یا مجالس دوره ی قران یا این جا ها لزوما انتخاب کنیم رو من اصلا قبول ندارم.
    راستش من این قسمتو متوجه نشدم ((

    بعد یه نکته ای که من هیچ وقت از اینکه این معیار تحصیل و شغلم را حذف کنم یا چی کارش کنم نزدم. چون نمیشه حذف بشه. حتی ذهن من شستشو داده بشه پدرم روی این موضوع حساس هست. و اینکه من همیشه اینو تو تاپیکهام گفتم درست نیست.چون همیشه نبوده... واقعا همیشه این موضوع را به عنوان مساله که از بقیه سوال بپرسم نبوده.ممکنه به یکی دیگه راهنمایی کردم ولی برای خودم نپرسیدم. اینجا هم با توجه به این خواستگار خاص در موردش پرسیدم.))

    واقعا خوشحال شدم وقتی گفتید تونستم بهتون کمک کنم... و دلیلش این هست که خیلی خلقیات مشترکی مخصوصا راجب فکر کردن در شما دیدم که خودم داشتم و دارم و هر چه بیش تر توی مدتی که این جا هستید نظراتتون رو خوندم متوجه شدم که درست فکر میکنم... یکی از عمده دلایلی که تونستم بیش تر همدردی کنم رو همین موضوع میدونم خودم این شرایطو تجربه کردم و می کنم... میخواستم برم خواستگاری هنوز معلوم نبود جواب طرف مقابلم بهم مثبته اصلا یا نه به این فکر می کردم دوران عقد رو بگم فلان قدر بعد پدرشون بگند زیاده چه کنم ..امروز نوشته های قبلیمو میخوندم واقعا خندم گرفت از دغدغه هایی که هیچ وقت عینیت و وجود خارجی نداشت که اصلا بخواد بگیره و...


    اما فکر کنم متوجه شدم موضوع شما با پدرتون چی هست ...ببنید حس میکنم پدر شما از اون دسته افرادی هستند که فکر می کنند پسر به پدر میره یا همچیم چیزی... و طبق تجربه میخوان حتما پدر رو ببینند تا اینده پسر رو پیش بینی کنند...البته یکم که فکر می کنم میبینم زیادم واقعا بی ربط نیست... ولی واقعا این از اون معیار هایی هست شاید یکی از هفت خان های پدرتون که به نظرم واقعا سخت گیرانه هست و خدایی ناکرده شاید باعث به این باشه هیچ وقت هیچ فردی مناسب شما پیدا نشه!!!...

    ببنید برای ازدواج باید بعضی فیلتر ها رو گذاشت که خود شما هم بهتر می دونید... بعضی معیار ها رو میگم من سری(که البته باید خیلی کم باشه و در حد خطوط قرمز هر فرد چه خودش و چه خانوادگی) یعنی تا اگه از از یکی طرف مقابلمون رد نشد دیگه نیازی به بررسی نداره و فارغ از بررسی بقیه جوانب خوبش و باید کنارش گذاشت... و بعضی معیار ها رو میگم موازی یعنی باید همه ی اینا رو با هم بررسی کرد و در نهایت به نتیجه رسید

    مثلا یک پسر ممکنه مذهبی باشه اول بگه کلا هر دختری چادری نبود برای من خواستگاری نرید هر چقدر هم بقیه چیزاش خوب باشه حتی زحمت اینو به خودش نمیده ایا اون دختر مانتویی به خاطر این پسر بعد ازدواج ممکنه چادری بشه یا نه... باز یک خانواده دختر ممکنه اگه فردی بره خواستگاری دخترشون مثلا سربازی نرفته باشه نادید ردش کنند و بقیه خوبی هاشو بررسی نکنند و من همینا رو هم قبول ندارم ولی معقول تره ...

    اما معیار موازی مثلا من میرم خواستگاری دختری میبینم مثلا از نظر ظاهری اون طوری که میخوام نیست ولی به دلمم میشینه...بعدش میبینم مثلا در عوض خانواده ی با فرهنگ و متشخص و با ادبی هستند...از طرفی میبینم توی محله ی خوبی نیستند مثلا ولی باز میبینم مثلا نه اصلا با بقیه جمع غالب اون منطقه فرق دارند و در نهایت میام این معیار های موازی رو بررسی میکنم و جمع بندی میکنم و برایند می گیرم روی هم رفته و در مجموع میبینم از یک حد وسط معقول بیش تر میشه امتیازش یا کمتر که اگه با اختلاف منطقی از متوسط بالاتر باشه دیگه انتخابش میکنم.

    ولی این که بخواد پدر پسر از اول در نگاه پدر شما خوب به نظر بیاد و اگه نیومد کلا رد بشه واقعا ببخشید غیر منطقی هستش در واقع این معیار سری پدرتون به نظرم باید موازی باشه !!!... همون طور که پدر شما براتون عزیز هستند و هر طور هستند ایشونو با تمام وجود دوست دارید طرف مقابلتون هم همین طوری هستش و اگه خواستگاری هر دختری بره و هر چقدر هم خوب باشه و متوجه بشه دلیل منفی اونا مثلا به خاطر پدر اون فرد هستش واقعا حق داره ناراحت بشه زیاد و به نظرم کسی که ناراحت نشه و به خاطر یک فردی که قراره شاید زنش بشه بخواد پدرش که عمری براش زحمت کشیده (در بدترین حالت که به دنیا اوردش فقط و براش کار دیگه نکرده باشه) رو کنار بذاره و طرف مقابلش رو راضی کنه باید درش شک کرد و کسی که میاد بعدش دلیل بیاره که به نظرم اصلا قابل توجیه نیست به هر حال پدر و مادر ادم نه عوض شدنی و نه قابل تغییر و نه قابل قایم کردن هستند و اگه قراره پسری پذیرفته بشه یا دختری باید هیچ اکراه و خجالتی از این بابت نداشته باشه. و این طوری اگه قرار باشه به خاطر صداقت به پسری دلیل جواب منفی رو بدید به نظرم اون تصویر زیبای خود و خانوادتون رو خراب می کنید.


    ببنید نظر من کارشناسی نیست ولی اینو میخواید از هر کارشناسی بپرسید با تعریفی که من از معیار سری و موازی گفتم ببنید... معیار پدرتون راجب پدر پسر نباید جز معیار سری باشه... معیار سری شما چیزایی مثل عقاید مذهبی طرف ... نمیدونم کفویت فرهنگی داشتن... کفویت اصالت داشتن و این چیزا باید باشه و پدر پسر باید جز معیار های موازی باشه... یعنی شما اشکال نداره پدر پسر رو هم برای پدرتون مهم باشه ولی نه اگه نمره ی پدر ایشون از نظر پدر شما زیر متوسط بود کلا رد بشه و بقیه خوبی هاشون رو نبنید و رد بشند...بلکه مامان ایشون وسایر اعضای خانواده ایشون هم باید دیده بشه و روی هم رفته نظر بدید و میانگین بگیرید .... اینو به جد و هشداری میگم این طوری به مشکل می خورید چون هیچ خانواده ای پیدا نخواهد شد که هم پسر به دل پدرشما بشینه هم پدر و هم سایر چیزای شما و پدرتون درست مطلوب بشه خب حالا وصلت انجام بشه

    و سعی کنید توی معیار های سری و موازیتون تجدید نظری بکنید.(ببخشید من دیگه پیشنهادمو نگفتم که چیکار کنید وقتی میگید با پدر اقا پسر تشریف بیارید خانواد ه ی پسر همه چیزو تمام شده نبییند و بدونند تازه هنوز شروعت یک راه سخت رو در پیش دارند !!! و دلایلم رو هم گفتم امیدوارم بتونید پدرتون رو هم قانع کنید بعدش خواستید نظرمو میگم همچنین راجب تحقیق که گفتید)

    البته واقعا دغدغه ی ازدواج خیلی انرژی بره فکر میکنم این چیزی نیست که شما الان بخواید بذاریدش کنار تا موقعی که خواستگار باز براتون بیاد.بلکه طوری که از بقیه کاراتون نیفتید باید واقعا به فکر تعدیل معیار ها باشید و به نتیجه برسید تا وقتی خواستگار اومد عجله ای تصمیمی نگیرید یا با شک و تردید و بدونید دقیقا می خواید چه کنید.


    خوشحالم مشکل عذاب وجدانتون حل شد.ان شالله مشکل ریختن همه چی در خودتون هم حل بشه و راحت تر از فکر و تجربه ی بقیه استفاده کنید و همچنین با تعدیل معیار هاتون با فردی که واقعا شایسته شماست ازدواج کنید و خوشبخت تر بشید. من واقعا خوشحال میشم کمترین کمکی بتونم بهتون بکنم و از لطف شما هم ممنونم.
    بدون تعارف قبول کنید شما خانم هستید(هر چند برای پسر ها هم من نمی گم چون باید انتخاب کنند لزوما دستشون بالاتره و محدویدتی ندارند)این افرادی که شما مد نظر دارید که هفت خان شما و پدرتون رو رد می کنند اونا هم ممکنه فیلتری به اسم سن جز فیلتر های سری شون باشه و همچین پسر 27 ساله که وجود خارجی داشته باشه (که اگه باشه )ترجیح بده خواستگاری دختری 22 ساله مثلا بره و بهش بگند مثلا خانمی 26 ساله هم هست خیلی غیر منطقی رد کنه و اصلا لحظه ای هم فکر نکنه. واقعا دوست ندارم روزی برسه که افسوس این روز ها رو بخورید که بگید چه چیزایی براتون مهم بود و خیلی خدایی ناکرده دیر بشه و مجبور بشید یا ازدواج نکنید یا خیلی دیگه اون موقع از معیارهایی که الان براش کسی هست ولی یک زمانی نباشه باز کوتاه بیاید.حس میکنم شما یا فرزند بزرگ خانواده هستید که این قدر بعضی چیزا خیلی برای پدرتون مهم هست یا خدایی ناکرده ایشون تجربه ی بدی دارند ولی این که شما فرزند ارشد باشید رو بیش تر میدونم ولی من به عنوان کسی که تجربه ازدواج بقیه اعضای خانوادم رو داشتم واقعا بعضی چیزا اصلا برای انتخاب مهم نیست و نباید باشه و بعضی چیزا مهمه.واقعا نمی دونم چرا دیدن پدر پسر یک معیار مهمه برای پدر شما شاید منم قانع شدم یه وقت مثلا بحث اعتیاده شاید یک چیزی اونم شاید..یه وقت نه از روی حسه و... و باید مشخص بشه به نظرم تا بهتر بتونید ایشون رو قانع کنید.(کاش میشد می گفتید دلیل پدرتون چی هست و میخوان چی رو بررسی کنند دقیقا؟)

    البته بنده که بنده ی قابلی نیستم ولی اگه قابل باشم دیشب پیش یکی از عزیرترین عزیزان خدا نایب الزیارتون بودم و براتون از صمیم قلب و ویژه دعا کردم .همچنین ممنون بابت دعای دیشبتون.

  2. کاربر روبرو از پست مفید فدایی یار تشکرکرده است .

    مصباح الهدی (جمعه 04 اردیبهشت 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. قیافه و قد خواستگارم با معیارای من نمیخونه
    توسط sahra123 در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 23
    آخرين نوشته: جمعه 19 اردیبهشت 93, 11:12
  2. پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: یکشنبه 28 مهر 92, 19:53
  3. آیا معیارهام درسته؟
    توسط goleyad در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 48
    آخرين نوشته: شنبه 31 فروردین 92, 21:08
  4. آیا معیارم درسته؟
    توسط F_B در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 37
    آخرين نوشته: یکشنبه 22 خرداد 90, 19:53
  5. پاسخ ها: 13
    آخرين نوشته: یکشنبه 18 اسفند 87, 18:14

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:20 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.