سلام مینوش عزیزم، مرسی که برام نوشتی، همین طور از دو چمدان سیزده کیلویی عزیز هم تشکر میکنم، خیلی خوشحال شدم و استفاده میکنم از نظرهاتون،این روزها توی محیط کارم همش بحث جشن و مراسم و ایناست، اخه دوتا از همکارهام که نامزد کردند همش دارن حرف میزنند راجب مراسم هاشون یعنی تا ریس امون میره بیرون این دوتا شروع میکنند و موقع ناهار هم همین طور، اون دوتا دیگه هم از دوست پسرهاشون حرف میزنند و این که کجا ها میرنند و اینا... همگی هم از بچه های بالای شهرن، ناخواسته گاهی خیلی اعصابم بهم میریزه، الان که دیدم برام پست گذاشتین واقعا خوشحال شدم ... ممنونم.. با این که کارمو دوست دارم ولی این قد احساس های منفی گاهی بهم فشار میاره و دلتنگ میشم که فکر میکنم از اینجا برم، من اخلاق ام خوبه و همه ادم ها رو دوست دارمو الانم با همکارام خوبم و اون ها خوبن ولی مثلا زیاد با من حرف نمیزنند و یا تحویل نمیگیرن، شاید چون من ساده تر لباس میپوشم و یا میدونند شهرستانیم.. شاید هم من بد برداشت میکنم ولی گاهی خیلی احساس تنهایی زیادی میکنم.شاید این شرایط هم بی تاثیر نبوده که من این قد این روزها کم بیارم.. پیشنهاد عضو گروه های کوهنوردی یا خیریه هم عالیه و باید جدی برم سراغش.. مرسی








علاقه مندی ها (Bookmarks)