سلام دوست خوبم
قبلش برامون از سن و سال و تحصیلات و شغلتون بگو......نحوه اشنایی تون.....
بعدش هم همه مشکلات رو یکباره نریز روی سرت....ارتباطش با کسی دیگه و مشکل جنسی و ترک کردن خونه و قهر و ......همه رو نمیتونی باهم بررسی کنی.یکی یکی و به ترتیب اولویت.
چرا شما خونه رو ترک کردین و مادر همسر شما چرا همچین پیشنهادی به شما دادن (درست فهمیدم؟)؟
در هر صورت ارتباط ایشون با اون خانوم باید قطع بشه..یک بوم و دو هوا نمیشه.اما باید اصولی رفت جلو.....نه ناشیانه.با شلوغ کردن و زنگ زدن و ....مشکلی حل نمیشه.
به نظرم باید به همسرت بعد از اشتی کردن بگی که نگران زندگیتو.ن هستی و همه این جنجالها به دلیل عشق و علاقه شما به اونه.....
به نظرم چون فعلا همسرت خطا کرده و بدون خبر گذاشته رفته و .....شما اقدامی برای اشتی کردن نکن.....تا این تبدیل به یک عادت برای همسرت نشه.....
تهدید به طلاق و ....و این بچه بازیها رو هم لطفا بذار کنار و سعی کن عاقلانه تر رفتار کنی.....شما از اون تیپها هستی که شمشیر از رو میبندی و همین شده عامل عدم موفقیتت.....با پنبه سر ببر....
اصرار شما رو در مورد این سوالت که مکررا میپرسی ایا بی مسولیته و ...رو نمیفهمم !
الان اصلا اهمیتی نداره جواب این سوال و کمکی به شما نمیکنه.
در هر صورت هر دوی شما در رسیدن زندگی به این نقطه مقصر بودین و باید به جمع و جور شدن این مشکل کمک کنید.
شما هم در همه کارها اعتدال رو در نظر بگیر..لازم نیست به شدت احساس مسئولیت کنی چون خوده همین امر همسرت رو تنبل بار میاره.....
ضمن اینکه من اعتقاد دارم رسیدگی شما به همسرت خیلی ضروری تر از کار و شغل و درامد کارمندی سر ماهه.....
من موافق نیستم شما مستقیما از همسرت تعهد بگیری...چون این کار بستگی به شخصیت طرف مقابل داره و حتی ممکنه جری ترش هم بکنه......تنها و تنها از طریق تحریک کردن احساساتش....
البته روابط شما و همسرت به شدت نیاز به اصلاح داره...به خصوص باید دلیل کتک زدنای ایشون مشخص بشه و کلا این رفتار حذف بشه.....چون ابدا قابل تحمل نیست و نباید هم باشه.....انهم با شدتی که شما توصیف میکنید.....البته مدیریت در زمان دعوا و کشمکش روند خاص خودش رو داره که خلاصه ای میشه :
مثلا وقتی دعواتون داره بالا میگیره محیط رو ترک کنید....حمام...بالکن....نماز خوندن....یا مشغول شدن به کاری.....(یعنی در کل در دسترسش نباشی...چون اگر مخاطبی نباشه حرفی زده نمیشه و در نتیجه دعوایی صورت نمیگیره)
دهن به دهن نشی باهاش .....
شب به شب هر دو تون نصف لیوان گلاب بخورید.و از عرقیات اارمش بخش استفاده کنید.....و راهکارهایی این چنینی .....
ضمنا با همسرت قاطعانه رفتار کن...به خصوص در مورد کتک زدناش....مثلا بهش بگو اگر یکبار دیگه این کارو بکنی به هیچ عنوان دیگه خاضر به زندگی با تو نخواهم بود.بگو مردی که همسرش رو دوست داشته باشه اینجوری زیر مشت و لگد نمیگیرتش....پس این رفتار تو یعنی من رو دوست نداری و من هم نمیخوام بهم اسیب جسمی و روحی برسه.....
همون باری که همسرت به واسطه گفت من دست از کتک زدنم بر نمیدارم شما هم نباید برمیگشتی و همین اشتباهت بوده.....
ضمنا یه نکته خیلی مهم
زندگی خودتو با زندگی دیگران و همسر خودتو با بقیه همسرا مقایسه نکن...تو تویی و اونا اونان....
توقع نداشته باش که همسرت دقیقا مثل مردهای ایده ال باشه....شما از بطن زندگی مردم خبر نداری.....
گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید،گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد،گاهی برای بدست آوردن باید از دست داد،چون برخی درسها در زندگی فقط از طریق رنج و محنت آموخته میشوند.
ویرایش توسط maryam123 : سه شنبه 15 اردیبهشت 94 در ساعت 23:38
علاقه مندی ها (Bookmarks)