آرام..... گلم.... عزیزم
اجازه بده یه مقدار واضح بنویسم ...... من روزا و سالهای زیادی رو از دست دادم
حق داری عزیزم. خیلی هم خق داری.
اما اینو بدون که ادمای اطرافت کسایی که باهاشون زندگی می کنی اغلبشون علاقه ای ندارن که تو حالت خوب و نرمال باشه. پدر مادرت یه نقش بهت تحمیل کردن و بعدم همسرت و خونوادش تو رو با اون نقش دیدن و پذیرفتن. می دونی. یا راضین همه اشون یا عادت کردن. هر چی هست از اونها توقع نداشته باش دردی از دردت دوا کنن. یا درکت کنن یا حتی مراعاتت رو بکنن این مدت که می خوای ارام تر شی. اونا اینن. اگه انقدر می تونستن مراعات کنن که اصلا ازارت نمی دادن. حالا یا دست خودشون نیست بیمارن یا نمی فهمن یا به مرور عادت کردن. اما توقع نداشته باش اونها بهت ارامش بدن یا کمکت کنن تو مدتی که داری سعی می کنی به قول میشل به خودت مسلط بشی. واسه همین نوشتم ارامشت رو از کارهایی بگیر که فقط به شخص خودت مربوطه. خودت رو نه به خوشی نه به ناخوشی فعلا با کسی در اطرافت درگیر نکن.
وقتی موقع خوشی (هدیه روز پدر) درگیر میشی خودبخود میان موقع ناخوشی هم درگیرت می کنن.
اما احساساتی هستی. پس باید راههایی برای ارامش و تخلیه احساساتت و دریافت انرزی مثبت پیدا کنی. من خودم ورزش رو دوست دارم. یه ورزش خوب ملایم سالم انتخاب کن. می تونی یوگا رو انتخاب کنی. بعدش هم برو یه روز در میون یا هر روز. تو خونه هم تمرین کن. باشگاه برو.
اروم باش. سعی کن اون روزه ی رفتاری رو به مرور داشته باشی. اگه کسی مثلا خونواده همسرت گیر می دن بهت کاری که نمی خوای یا نباید رو نکن. اما باهاشون بحث هم نکن سکوت کن.
ارام تنها کسایی که کمکت می کنن روانپزشکته اگه متخصص باشه. چون وظیفه اش اینه که به ادما کمک کنه و داروهای مناسب بده.
روانشناسته. چون وطیفه اش اینه ک در این مواقع کمک کنه.
و اینجا بیا دردل کن.
خودت هم کارایی فردی پیدا کن اروم شی
دنبال تایید گرفتن از پدرت (شکنجه گرت ) نباش. دردناکه گلم. خیلی دردناکه. ولی کم کم اروم اروم که ارام تر میشی پذیرشت رو می بری بالاتر. ادم یه پدر و یه مادر داره. کس دیگه ای جای اونا رو نمی گیره. اگه بد بودن کم کم اروم اروم می پذیری. دیگه نخواه اون برات پدر ارزوهات بشه. نمی تونه. اگه می تونست وقتی کودک بودی می شد. اون فقط می تونه بهت پول بده. همین. پول بگیر فعلا به روح و روانت برس با کمک متخصص.
تو هیچ دینی هیچ مسوولیتی به هیچکس جز خودت و فرزندت نداری.
ارام. تلاشمونو باید بکنیم گذشته امونو بپذیریم. یه دفعه ای هم نمیشه. کم کم . بعدش هم باید زندگی کنیم.
هر چیزی رو از کسی بخواه که توش متخصصه. کمک روانپزشکی از روانپزشک بخواه. از مدیرهمدردی فقط مشاوره بخواه. از بچه های تالار همدردی و همفکری بخواه.
اینطوری بهتر نتیجه می گیری.
حق داری. نیازهات براورده نشدن. و توی شرایط بدی بودی و هستی. اما یادت باشه حق هم داری که زندگی خوبی داشته باشی. پس ادامه بده کمک تخصصی بگیر.
یه روز میشه که اروم تر و ازاد تر می شی از این همه نیاز. و نگاه می ندازی به ادمایی که الان زجرت می دن و قبلا دادن. یه روز می شه که اوضاع رو بهتر و واضح تر میبینی.
مطمنم موفق میشی.
فقط تمرکز رو روی خودت بذار. خودت محور کمک کننده ای برای خودت. و از هر کسی کمکی رو بخواه که در اون متخصصه. از خونوادت هم هیچ توقع کمک مدارا یا درک نداشته باش فعلا و ارامش رفتاری داشته باش تا حد ممکن. خودت از خودت مراقبت کن. اما در ارامی.
بعد از اینکه خودت به احساساتت تسلط پیدا کردی ( ممکنه یک سال دیگه باشه )بعد از اون که قوی شدی این تویی که با رفتارت می تونی وادار کنی ادمای اطرافت رو که بهت احترام بذارن. نمی تونی کسی رو تغییر بدی. اما بعد از اینکه خودت حالت نرمال تر شد با رفتارایی که می کنی می تونی دیگران رو وادار کنی که در مقابل تو درست رفتار کنن.
اما الان این توقع رو نداشته باش. این مدت که تحت درمانی ارامش داشته باش و توقع کمک از خونوادت نداشته باش و هیچ درگیری نداشته باش باهاشون.
حتی یاداوری هم نکن بهشون که داری پیگیری درمانی می کنی. اروم باش. قران بخون ورزش کن یه مهارت که دوست داری یاد بگیر.
![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)