با وجود اینکه موقع ارسال پست قبلیم برام مهم بود برداشت شما از صحبتام چیه چون قصدم کمک بود ،همون طور که گفتم متوجه نمی شدید من چی میگم و خوب دلایلش کاملا برای من
روشنه . البته من هم متوجه نمیشم که شما چی میگید چون بر خلاف سایر خانم های هم سن و هم نوع خودم مدتهاست یاد گرفتم به جای زانوی غم در بغل گرفتن و فریاد آه و ناله سر
دادن قدری پا تو گود عمل بذارم بنابراین تحمل کتک و ... رو همچون شما ندارم. شما درست میفرمایید من به هیچ وجه نمیتونم جای شما باشم چون حتی اجازه نمیدم لحظه ای زندگیم مثل
زندگی شما باشه و تصورش هم برام وحشتناکه. به هر حال هر کسی زندگی خودش رو داره. من کاملا متوجه اختیار خودم برای انتخاب نوع زندگیم هستم.
با وجود اینکه دلیلی نمیبینم که بخوام توضیح بدم اما چون ناراحتی تا قلبتون نفوذ کرده و من متوجه هستم که شما ممکنه یک ساعت دیگه کلا نظرتون در مورد حرف من عوض بشه میخوام
بهتون بگم لطفا حرفای من رو فراموش کنید و لطفا به عنوان صاحب تایپیک گزارش بدید که حذف کنن حرفای من رو.
فقط در مورد دلیل نگاهم به مادرتون شما رو با تایپیک قبلیتون و حرفتون در مورد رفتار پدرتون در خاراج از خونه به عنوان مردی مهربان و مردم دار ارجاع میدم. هر آدمی فقط با یک بار خوندن
حرفای شما متوجه میشه که رفتار پدر شما دو تا دلیل بیشتر نداره، یا مشکلات مغزی داره یا نه مشکل از رفتار افراد دیگه است که بهش چنین اجازه ای میدن.
پدز شما کاملا واضحه که سالمه، وگرنه باید تو خیابون هم با همه گلاویز میشد و یا چاقو تهدید میکرد. این مادر شما بوده که به جای مدیریت صحیح رفتار با همسر ،زندگی خودش، شما و
بقیه ی اعضای خانواده تون رو دچار بحران کرده. اگه مادر شما این همه کتک خور نبود و با هر بار اقدام پدرتون با اقدامی مناسب رو به روش وای میساد این وضع شما نبود که شاهد زجر
کشیدناش باشید.
همچون شما که فرزند بیچاره تون باید تو بزرگسالی وضعیت روحی بدتری از شما داشته باشه چون شما حتی حاضر نیستید از حرفا و تفکرات احساسی خودتون بیرون بیایید. مدیریت رفتار و
اعصابتون رو بلد نیستید، با رفتارهای اشتباه جلوی چشمای فرزند دلبندتون هویت اون رو با کتک خوردن هاتون زیر سوال میبرید و از داشتن زندگی شاد محرومش میکنید.
پسر شما تو بزرگسالی با وجود اوج تنفر از پدرتون صرفا به خاطر عدم مدیریت شما، فردی میشه که همسرش رو هر روز کتک خواهد زد چون وجودش پر از ترسه از پدر و گلایه از مادر به خاطر
رفتار احساسی شما. چون شما همسرتون رو با پدرتون اشتباه گرفتید و به جای انتقام از پدر ، همسرتون رو مورد تهاجم قرار میدید. شما یک مرد پرزور رو کتک میزنید!!! چون از
دست پدرتون ناراحتید کسی دیگه رو .....
مادر شما شما رو به این روز انداخت و شما هم دارید مسیرش رو ادامه میدید. اینکارو نکنید. منظورم از اینکه گفتم ازش الگو نگیرید اینه. نمیگم پدرتون مقصر نیست اما مادرتون
هم هست و تو این ماجرا نقشش از پدرتون کم رنگ تر نیست.
من خودم گزارش نمیدم که پستم حذف بشه اما به هیچ عنوان از حذفش ناراحت نمیشم چون میدونم شما تحمل نظر مخالف با نظر خودتون رو ندارید آخه حق همیشه با
شماست و شما خودتون رو بدبخت مطلق و لایق ترحم میبینید و دیگران رو ظالم و حق خور، بر خلاف نظر من که شما رو انسانی آزاد و دارای اراده میبینم و شخص شما رو
مسئول اتفاقاتی که براتون می افته میدونم و معتقدم ظلم شما به فرزندتون و به خودتون کمتر از همسرتون نیست.اما گفتم یک بار هم که شده بخونید هر چند منتظر واکنش بد
شما هستم نیتم خیر بوده و لا غیر . من خدای ناکرده قصد توهین نداشتم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)