سلام خانم زلال
میگم این تاپیکتون موضوع اعتقادی و مذهبی و احکام و.. داره ، با ترکیب اسم خودتون ادم یاد برنامه زلال احکام میفته
توی یک فیلمی بازیگر فیلم یک داستان تعریف میکرد فکر میکنم جواب سوال شما باشه...
یکبار یک مردی که ظاهرا ادم خوبی هم بوده سوار کشتی بوده، در اثر طوفان ، دچار حادثه دریایی میشه و توی دریا میفته ، در همون حین غرق شدن رو به اسمون میکنه و میگه خدایا ، من یک عمر بنده خوبی بودم ، حالا تو هم توی این بحران زندگی منو کمک کن ... بعد از اسمون یک ندایی میاد و میگه باشه بنده خوبم ، نجاتت میدم ... بعد از چند دقیقه یک کشتی از راه میرسه و برای مرد طناب میندازه و میگه طناب رو بگیر و بیا بالا.. بعد اون مرد میگه ، نه خدا خودش قول داده نجاتم بده .. خلاصه اون کشتی میره و کشتی بعدی از راه میرسه و برای مرد طناب میندازه و دوباره مرد همون حرف رو تکرار میکنه ... کشتی دوم هم میره و کشتی سوم از راه میرسه و باز هم همون داستان وو در نهایت مرد توی دریا غرق میشه .. اون دنیا میره پیش خدا و میگه خدایا تو قرار شد منو نجات بدی پس چی شد؟ بعد یک ندایی میاد میگه نادان تو انتظار داشتی خود خدا بیاد دست تو رو بگیره؟
این داستان رو من توی یک فیلم خارجی دیدم اما مصداق عینی حدیثی از یکی از معصومین هست که میفرماید : " خداوند خودداری می کند که کاری را بدون اسباب و علل خاصش انجام دهد "
پس وقتی خداوند برای کارهای دنیا ، اسباب و عللی در نظر گرفته ، اینکه ما به اون اسباب رجوع نکنیم اجتناب ناپذیر هست... و اساسا بشر رو طوری خلق کرده که برای موندگاری اجتماعات بشری ، نیازهاشون در گرو هم باشه...
ما ممکنه برای به دست اوردن شغلی ، نیاز خودمون رو نزد مدیر یک شرکت مطرح کنیم..
برای رفع نیاز یادگیری علم به معلمی رجوع کنیم...
برای براورده شدن نیازهای عاطفی نیاز به یک جنس مخالف داریم...
برای اخذ یک وام ، نیاز خودمون رو به مدیر یک موسسه مالی اعلام کنیم و...
اما مشکل زمانی بوجود میاد که اون شخص یا شی رو عامل بدونیم و امیدمون به اون فرد باشه ...یکی از صفات خداوند غیور هست ، غیور از غیرت میاد ... همونطور که مثلا یک مرد غیرت داره و ناراحت میشه اگه ببینه همسرش برای رفع نیازهاش به مرد دیگه ای رجوع کرده ، خدا هم چنین غیرتی در مورد بنده هاش داره.... ما به هیچ وجه حق نداریم هیچ چیز در این دنیا رو ، در حد یک وسیله که ما رو خواسته هامون میرسه ، بیشتر ببینیم ... اگر انتظار و امید ما از اون چیز بیشتر از اسباب شد... دقیقا خدا ما رو از ناحیه همون فرد یا چیز ناامید میکنه ...
یک مثال عینی بزنم... توی همین انجمن ، چقدر دختر و پسرها بودن که با هم روابط عاطفی عمیق و عاشقانه داشتن ... "عزیزم و عشقم " گفتنشون ترک نمیشده .... تمام هستیشون طرف مقابلشون بوده.... بقول خودشون زندگی بدون طرف مقابلشون براشون محال بوده.... بعد یکدفعه تمام روابط خراب شده و همه چیز نابود شده... فکر میکنید اینها اتفاقی و تصادفی هست؟ قطعا نه ، این قانونه و هر زمان ازش غافل بشی ، به بدترین شکل چوبش رو خواهی خورد... هر زمانی هر چیزی یا کسی برات جای خدا رو گرفت و امید زندگیت شد .. در هر سطحی و بابت هر موضوعی... از طرف همون چشمه امید ، به بدترین شکل نا امید خواهیم شد...
ما برای رفع خواسته های زندگیمون ، باید به وسیله و راههای که به ذهنمون میرسه رجوع کنیم و تلاش خودمون رو بکنیم و در نهایت توکل به خدا کنیم و بزاریم خداوند اگه صلاح میدونه از اون کانال کار ما رو راه بندازه و گرنه راههای خدا برای رفع حاجات ما محدود نیست ....
پ.ن : این روزها کمتر جرات نوشتن در مورد خدا و خداشناسی دارم ... شاید برای نوشتن یک متن کوتاه مثل همین چند بار متن رو توی ذهنم مزه مزه کنم تا بالاخره تصمیم به نوشتن با کلی حذف و سانسور بکنم ... کسی میتونه در رابطه با خدا بنویسه که مدعی در امتحانات الهی باشه... پس لطفا این نوشته ونوشته های مشابه رو از یک فرد "حامل" موضوع بدونید نه یک فرد "عامل" به موضوع.








پاسخ با نقل قول

علاقه مندی ها (Bookmarks)