سلام مینای عزیز...
من تا حالا تو تاپیک شما نظری ندادم اما همیشه پیگیر موضوعتون و نظرات دوستان بودم
اگر الان میبینید که کسی نظری نمیزاره به خاطر عدم توجهشون نیست اتفاقا از سر دلسوزی و از باب حمایته،چرا که تمام نظرات و راه حلها قبلا به شما داده شده و تکرار مکررات هم ممکنه باعث تکدر خاطر شما و هم باعث به هرز رفتن این تاپیک بشه...
دوست خوبم گفتنیها رو دوستان گفتن من هم درک میکنم که چقدر این شرایط سخته و چقدر ذهن و روح شما درگیره اما....
اما شما بالاخره باید با خودت کنار بیای،متوجه ام که چقدر رویارویی با اون خانم و بی احترامیش براتون سنگینه و چقدر کارهمسرتون به نظرتون غیر قابل بخشش میاد اما این تلاطم احساسی به شما هیچ کمکی نمیکنه....
شما باید ارامش خودتو حفظ کنی بعد با در نظر گرفتن همه ی جوانب تصمیم بگیری و در نهایت تلاش کنی که به تصمیمت جامه عمل بپوشونی
بعد از این تصمیم نه شوهرت عوض میشه،نه این خانم تغییر رویه میده،نه اوضاع تغییر خاصی پیدا میکنه اما...این شمایید که تکلیفت با خودت روشنه و میدونی چی میخای و در نتیجه وکمتر تحت تاثیر قرار میگیری و کمتر بهم میریزی
پس بشین خوب فکراتو بکن حتی با بقیه هم مشورت کن حتی تووهمدردی با بچه ها مشورت بکن(اگر چه فکر میکنم تا حالا تقریبا همه نظرشونو گفتن) و بعد شروع کن به عمل
،میدونمم که کار اسونی نیست
ان شالله که بهترینها برات اتفاق بیافته








علاقه مندی ها (Bookmarks)