به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 59

Threaded View

  1. #29
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 آذر 94 [ 00:32]
    تاریخ عضویت
    1394-2-24
    نوشته ها
    8
    امتیاز
    508
    سطح
    10
    Points: 508, Level: 10
    Level completed: 16%, Points required for next Level: 42
    Overall activity: 18.0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger Second Class500 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 7 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام شادمانه جان. من و همسرم ۱۰ماهه عقد کردیم مشکل بزرگیم نداریم یعنی الان نداریم.راستش توی این ۱۰ماه منم شیوه قبلی تو رو پیش گرفته بودم همش همسرم تحت سلطه من بود و همه جوره کنترلش میکردم. خیلی بهش گیر میدادم. خوانوادش بسیار محترم و خوبن خیلی بهم احترام میزارن. ولی اخیرن یه مشکلاتی توو خونوادشون پیش اومد که البته در مورد من نبود. ولی همش از اون مشکلشون پیش همسرم شکایت میکردم و ناخواسته تحقیرش میکردم. همسرم بنده خدا قبل از این حرفا کلی ازم بابت داشتن چنین خونواده ای ابراز شرمندگی کرده بود و پیش من و خونوادم خجالت میکشید راجع به اونا حرف بزنه. منم بهش گفته بودم که اشکالی نداره و این مشکل ممکنه برای هر کسی پیش بیاد ولی من یه اخلاق بدی که دارم اینه که خیلی زود سره هر موضوع مسخره ای جوش میارم و اون لحظه چشام و میبندم و دهنمو باز میکنم. چند بار نا خواسته توو دعواهامون راجه به خونوادش حرف زدم و پای اون بنده خدا ها رو که کاری به کارم نداشتن و آوردم وسط و بد و بیراه پشت سرشون گفتم. همسرم اوایل فقط ناراحت میشدو هیچی نمیگفت. فقط میگفت خوشت میاد شرمندم میکنی؟ منم همون لحظه از کارم پشیمون میشدمو معذرت خواهی میکردم. ولی چند بار که تکرار شد توی یکی از جر و بحثامون همسرم صبرش تموم شد و قاطی کرد واسه اولین بار دست روم بلند کرد هر چی خواست راجع به خودم و خونوادم گفت. من مات و مبهوت فقط نگاش میکردم . اون از عصبانیت داشت منفجر میشد.واسه اولین بار ازش ترسیدم. بهم گفت ازم متنفره و دیگه نمیخواد من و ببینه. بیشتره لباساش خونه ما بود همشو داشت جمع میکرد. میخواستم باهاش حرف بزنم ولی توجهی بهم نمیکرد حتی دیگه نگامم نمیکرد . منم فقط گریه میکردم پشیمون بودم از حرفایی که زدم . بلااخره از خره شیطون اومد پایین و اجازه داد باهاش حرف بزنم با گریه ازش معذرت خواستم و ازم قول گرفت که دیگه تکرار نکنم. ولی این رفتار احمقانه من باعث شد دستش روم بلند شه .من بهش حق میدادم واسه همونم اعتراضی از این بابت نکردم البته چند روز بعد خودش بابت سیلی که بهم زد عذر خواهی کرد. این ماجرا گذشت. بعدشم چندین ماجرا دوباره با ندونم کاریای من درست شد همش عصبانیش میکنم و دو باره آشتی میکنیم. تا قبل اینکه تاپیکای تو رو بخونم اصن به آینده ای که در انتظارمه فک نمیکردم. تو باعث شدی من توی رفتار با شوهرم خیلی تغییر کنم اون قد که الان خودش در موردشون باهام حرف میزنه و تشکر میکنه. منم درمورد تاپیکای تو براش گفتم و اینکه تو باعث این همه تغییر شدی... شادمانه جان اینا رو گفتم که بگم من و همسرم قرار گذاشتیم هر شب قبل خواب ۱۰۰تا صلوات بفرستیم واسه اینکه خدا کاری کنه همسرت دلش نرم شه و برگرده پیشت. من دلم میسوزه تو این همه زحمت بکشی و آخرش بی نتیجه بمونه. شادمانه عزیزم نمیگم نگران نباش ولی دلت قرص خدایی باشه که داره تمام تتلاشتو واسه از نو ساختن زندگیت میبینه.سرد نشو به تلاشت ادامه بده و بدون یه زن اگه ببخواد و اراده کنه هر کاری ازش بر میاد. شادمانه جان خراب کردن آسونه ولی ساختن سخت. این سختی و به جون بخر و با تمام قدرت زنانت به تلاشت ادامه بده و یقین داشته باش خدا توی تمام لحظه ها باهاته. دعای بچه های همدردیم پشتته. میدونم خییییییلی سخته ولی از تو بر میاد پس بلند شو ۲رکعت نماز حاجت بخون از خدا بخواه کمکت کنه. بیحالی و خستگیو از تنت بیرون کن. تو مسیرت مشخصه واسه خوشبخت شدنت تلاش کن و تا آخرین لحظه نا امید نشو.به خدا هر روز به من۳ وارد شدن تو سایت مستقیم میام سره تاپیکای تو . منتظره خبرای خوشت هستم عزیزم.

  2. 4 کاربر از پست مفید 91111111 تشکرکرده اند .

    zzzz (شنبه 26 اردیبهشت 94), آبی آسمان (شنبه 26 اردیبهشت 94), بارن (شنبه 26 اردیبهشت 94), شادمانه (شنبه 26 اردیبهشت 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 18:06 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.