سلام 910049050
امروز تمام وجودمو پر از استرس و دلشوره گرفته بود اصلا روزای قبل به این شدت نبود خیلی آرومتر بودم، فکر کنم اونا آرامش قبل از طوفان بوده با ترس از خواب میپرم و قلبم تند تند میزنه. اما الان بهترم. صبح بیحال دراز کشیده بودم به گذشتمون از روز آشنایی و نه ماه بعد عقدمون فکر میکردم چقدر خوش میگذشتو چقدر هم خدا رو به خاطر شوهر خوبی که داشتم شکر میکردم.
اما من تغییرش دارم
نه ماه بعد عقد رفتار شوهرم تغییر کردو جونش به لبش رسید
داغی قطره های اشکی که آروم آروم رو صورتم سرازیزند رو حس میکنم
خیلی خوشحال شدم که به اشتباهاتت پی بردی و نذاشتی زندگیتو خراب کنه
پی بردن به اشتباهاتم شاید این زندگی ویران شده منو نسازه اما حسنی هم داشت باعث شد زندگی یک نفر که راه منو پیش رفته از راهش بر گردونه.
قدر این لحظه هایی که برای جبران پیش اومده رو بدون، خدایی نکرده اینطور نشه مثل من به دنبال یک فرصت برای ساختن زندگی بیفتی!
ما هم خیلی قهر و آشتی داشتیم، قهر و آشتی هایی که شده بود عادت.
زندگی من و رفتار من برات درس عبرت بشه
خیلی زود، دیر میشه
نمیدونم شاید برای من ساختن دیگه دیر شده باشه شایدم اگه ساخته بشه مثل روز اول نشه اینم نمیدونم
ولی
شما فرصت ها رو از دست نده
اقتدار مردت رو حفظ کن و بهش احترام بزار.
و از همه مهتر وقتی بهت اعتماد کرده و شما رو به عنوان سنگ صبورش میدونه و غم و غصه هاشو از لحاظ خانوادش یا هر مساله ای دیگه ای که بهت میگه شما سو استفاده نکن و تو دعوا مطرحشون نکن. چون ممکنه اعتمادشو از دست بده و دیگه باهات درد و دل نکنه
از شما و همسر عزیزتون خیلی ممنونم
وقت نماز براتون دعا میکنم آتش عشقتون از قبل بیشتر و بیشتر بشه وانشالله خوشبخت بشین
آرومم کردی![]()













علاقه مندی ها (Bookmarks)