به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 26

Threaded View

  1. #15
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 29 اردیبهشت 94 [ 10:23]
    تاریخ عضویت
    1394-2-28
    نوشته ها
    3
    امتیاز
    46
    سطح
    1
    Points: 46, Level: 1
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 4
    Overall activity: 14.0%
    تشکرها
    12

    تشکرشده 5 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط cheshmakk نمایش پست ها
    شما جمله های خانم همکارتونو کامل خوندید؟
    من چندتاشو براتون مینویسم تا بدونید واقعا ایشونم بهتون علاقه دارند ولی دچار یه نوع شک و دو دلی شدن یکیش بخاطر رفتارا و حرفای بد شماست و دیگری هم بخاطر خونوادشون که مخالفن

    بنظر من شما از ایشون یه مدت فرصت بخاید تا هم یسری اصلاحات رو خودتون انجام بدید و روی خشمتون کنترل داشته باشید .هم اینکه بتونید خونوادشونو راضی کنید

    برای راضی کردن خانواده هم اصلا توقع نداشته باشید اون دختر ازتون حمایت کنه...اتفاقا باید قدر دختریو که به خاطر یه ادم جدید تو روی خونوادش وای نمیسه دونست...

    بنظر من اون خانم از این میترسه که نکنه به قول معروف از اینجا رونده از اونجا مونده بشه...چون بخاطر رفتار متناقض و بدبخلاقیای شما نمیتونه صد در صد به شما اطمینان کنه.

    جمله های خانم همکارتون:

    ایشون به من کلی حرفای بد زد که حلالم نمیکنه و خیلی ادم بدی هستمو از این چیزا. منم چون خیلی دوستش دارم هیچی جز دوستت دارم بهش نگفتم.

    ..اما من خودم چند ماه بعد بهش پیام دادم.توی اون چند ماه هم خیییلی سخت بود برام. وقتی میدیدمش دلم میلرزید.اخه من بهش واقعا علاقه دارم. خیلی زیاد...

    من اونو دوست دارم. دلم واقعا براش تنگ شده.هنوز تو محل کار ندیدمش.اگه ببینمش مطمينم حالم بدتر میشه

    من خودم دلم خیلی براش تنگ شده . دارم دیوونه میشم . میترسم پیامک بزنه باز دلم بلرزه و جواب بدم .
    من خودم چند بار بهشون گفتم نباید به خاطر من یا هر کسی دیگه توو روی خانواده وایساد اصلا هم اینو نمیخوام ولی در این حد بی تفاوتی هم نه ..
    خانواده من رفتن جلو ایشون یه سری اطلاعات کاملا اشتباه به خانوادشون دادن و اونام طبیعتا منو رد کردن بعدشم که دلیلشو خواستم گفت خانوادم صلاح من رو بهتر میدونن . من گفتم شما فقط به خانواده بگوو این آقا اصرار داره که یه بار هم خودش بیاد جلو .. این خواسته زیادی بود از کسی که به قول شما من رو دوست داره؟؟

    هر رفتار بدی از سمت من سر زده که خودم هم قبول دارم دلیلش دقیقا بی تفاوتی بیش از حد ایشون به من و رابطمون بوده .

    شاید باورتون نشه ولی دقیقا هم داشتم خودم رو اصلاح میکردم . گفتم هر مشکلی هست من رفع میکنم . مشکل ایشون این بود که من سر این مسائل ناراحت میشم گفتم باشه خودمو کنترل میکنم تو فقط حرف جدایی نزن . خب وقتی واقعا دلیلی واسه جدایی نیست و ایشون من رو دوست داره و میدونه که منم دوسش دارم و واقعا همه کار تووو این رابطه واسش انجام دادم چرا میخواد جدا شیم؟؟

    چرا داره میزنه زیر قول و قراری که با من گذاشته؟؟
    به خدا رفتارای من متناقض نیست
    من همیشه دوسش داشتمو پای رابطم موندم حتی همین الان بعد از اون اتفاقی که اون شب افتاد .

    شما میگین دوستت داره اما دوست داشتن رو نباید ثابت کرد ؟؟ فقط باید گفت؟؟
    بهشون گفتم خواهش میکنم نرو بزار من بیام جلو قول بهت میدم متوجه میشی که همه این فکرایی که دربارم کردی اشتباهه . چون خودم میدونم آدم عصبانی و این چیزا نیستم . ولی به خدا دست خودم نیست تو اوجه رابطه بدون دلیل یه دفعه ترک بشی خب ناراحت میشی .

    :(

  2. کاربر روبرو از پست مفید Hamed_SN تشکرکرده است .

    rrr189 (سه شنبه 29 اردیبهشت 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:53 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.