
نوشته اصلی توسط
cheshmakk
شما جمله های خانم همکارتونو کامل خوندید؟
من چندتاشو براتون مینویسم تا بدونید واقعا ایشونم بهتون علاقه دارند ولی دچار یه نوع شک و دو دلی شدن یکیش بخاطر رفتارا و حرفای بد شماست و دیگری هم بخاطر خونوادشون که مخالفن
بنظر من شما از ایشون یه مدت فرصت بخاید تا هم یسری اصلاحات رو خودتون انجام بدید و روی خشمتون کنترل داشته باشید .هم اینکه بتونید خونوادشونو راضی کنید
برای راضی کردن خانواده هم اصلا توقع نداشته باشید اون دختر ازتون حمایت کنه...اتفاقا باید قدر دختریو که به خاطر یه ادم جدید تو روی خونوادش وای نمیسه دونست...
بنظر من اون خانم از این میترسه که نکنه به قول معروف از اینجا رونده از اونجا مونده بشه...چون بخاطر رفتار متناقض و بدبخلاقیای شما نمیتونه صد در صد به شما اطمینان کنه.
جمله های خانم همکارتون:
ایشون به من کلی حرفای بد زد که حلالم نمیکنه و خیلی ادم بدی هستمو از این چیزا. منم چون خیلی دوستش دارم هیچی جز دوستت دارم بهش نگفتم.
..اما من خودم چند ماه بعد بهش پیام دادم.توی اون چند ماه هم خیییلی سخت بود برام. وقتی میدیدمش دلم میلرزید.اخه من بهش واقعا علاقه دارم. خیلی زیاد...
من اونو دوست دارم. دلم واقعا براش تنگ شده.هنوز تو محل کار ندیدمش.اگه ببینمش مطمينم حالم بدتر میشه
من خودم دلم خیلی براش تنگ شده . دارم دیوونه میشم . میترسم پیامک بزنه باز دلم بلرزه و جواب بدم .
علاقه مندی ها (Bookmarks)