ممنونم از همراهيتون

خيلي كلافه ام فكر ميكردم همه چي تموم شده كه يهو باز اومده و من ناخوداگاه هوايي شدم و فكر ميكنم ميخايم مث قديم باهم خوب شيم

البته دلم واقعاً ازش چركيه و اصلاً نميتونم حرفاشو باور كنم ولي نميدونم چرا بازم اميدوارم

من كاملا جدي و بدون شوخي باهاش حرف زدم خيلي معمولي و اصلا احساساتي نشدم

حالا نميدونم واقعا فازش چيه يه نقشه اس همه اي كارا يا نه سرش به سنگ حورده

بله يك مشاور و دكتر بسيار خوب و مجرب دارن زندگيمو بررسي ميكنن

و هنوز بررسيشون تموم نشده كه بخان خبر بدن

حالا ما براي يه كنفرانس بايد بريم كاشان نميدونم بهش بهش بگم يا نه رفتن من تو اين شرايط درسته يا نه ؟؟؟