سلام عزیز..
می خواستم به شما بگم این حسه شما،کودکانه ترین و خام ترین حسی که می تونه وجود داشته باشه.چیزی که بعدها خودتون بهش می خندین.
اول. اینکه یک استاد شان خودشو خیلی خیلی بالاتر از شاگرداش میبینه..حتی شاگردای ارشدش..
دوم.برای یک استاد آدمهایی مثل شما خیلی خیلی وجود داره...یه حساب سرانگشتی بیش از 80-100 خانم در ترم!!!!
سوم. احساس شما طوری که ستاره خانم معرفی کردن هست..
چهارم.اساتید دانشگاه همیشه به دنبال کسی هستند که در جایگاهی مشابه خودشون باشه...مثلا یکی از اساتید مجرد ما با یک خانم دکتر متخصص ازدواج کرد.یکی دیگه با یکی از شاگردهای دکترا که بعدا خودشم استخدام و استاد شد(یعنی یکی از بهترینها بوده)
\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\
مناسفانه برخی از خانمها فکر می کنند که با دیگر همجنسان خودشان تفاوت دارند..و یک تفاوت و ارجحیت کاذب برای خودشون قائلند که باعث می شه فکرو خیالاتی از این دست داشته باشن..
به نظرم اصلن و ابدا بهش فکر نکن و خودت رو کوچیک نکن...
فقط نگید باید فراموشش کنم که نمیتونم
یعنی به شما راهکار بدیم چطور ارتباط برقرار کنید و به این حس ناکام چطور دامن بزنید....درلفافه سخن می گویید!!!
البته خودم بیشتر در لفافه سخن گفتم وگرنه صحبت زیاده در این مورد..









علاقه مندی ها (Bookmarks)