حتماً اكه بتون كمكتون كنه
من و نامزدم چند سال باهم دوست بوديم و ٢سال و نيم نامزد و با نزديك ١سال با هم زندگى ميكرديم(١سال جدا شدم)
خيلى ناراحت بودم از جداييم اما الان واقعاً خوشحالم چون تا جدا نميشدم نميتونستم خودمو عوض كنم و الان واقعاً خوشحال ترم
دعوا ها بر سر همين مسائل بود
خيلى همه ،همه جا از من تعريف ميكردن و وقتى همسرمو ميدين يا بهش متلك ميگفتن يا ميگفتن خوب زندگيتو بچسب و اين هم منو سر خورده كرده بود كه چه اشتباهى كردم و
همين مسئله باعث ايجاد حساسيت زياد توش شده بود كه بعد از هر مهمونى يا بيرون رفتنى ما دعوا داشتيم سر لباس من،رفتار من ،حرف من واقعاً ناراحت ميشدم و حس بدى بهم دست ميداد فكر ميكردم تا اخر عمر من مثل يه برده ميمونم كه حتى ازادى تو لباس و حرفام ندارم ومنم چون سنم كم بود وابسته به مامان و خواهرم بودم ميرفتم ميگفتم و اونهام خوب پشت منو ميگرفتن(مثلاً من با پسر خاله هام مثل خواهر و برادريم و از بچگى باهم بوديم ولى اون اين مسئله رو درك نميكرد) خوب هر خانواده اى يه جوره
يا
يه بار نامزد سابقم رفت و با بابام صحبت كه كمك كنين ما اين مشكلات و داريم بابام هم گفته بود دختر من با اين آزادى بزرگ شده من بهش اعتماد دارم توام كه دخترمو انتخاب كردى با همين تيپ و قيافه ديدى پس الكى شكايت نكن نميتونى جدا شو
من هم تو سنى بودم كه واقعاً نميفهميدم نبايد لجبازى كرد و خودشيفته و فكر ميكردم مشكل از اون نه من
و در اخر سر يه بحث كوچيك شد يه دعوا بزرگ كه باز به خاطر لجبازى من و كوتاه نيومدنم جدا شدم
ن خودم يه نمونه از نامزدتونم
خودشيفته شدم از بس همه جا ازم تعريف كردن
با اينجمله بزرگ شدم كه اگ مردى بهت گفت نپوش اينو ،نكن اينكارو بد دل (هنوز هم درست نشدم)
هر روز اراده ميكنم همه چيو به مامان وخواهرم نگم باز ميگم
لوس و دل نازك و لجباز اينا خصلته عوض نيشه
حالا شما ميخواى اگه زندگيت درست شه و دوستش دارى
زنگ بزن و برو حرفاتو باهاش بزن ولى با انعطاف
لباس و ميتونى بگى بيا باهم ست بريم تو مهمونى دستشو بگير بگو اينجورى خوشحال ترم با سياست ميشه همچى و درست كرد اما اگه دوستش دارى وميدومى دوست داره
چون مشكلى كه باعث ميشد من خودمو تغيير ندم عدم علاقم بهش بود و عشق زورى اون
اول از علاقه مطمئن شو بعد برو جلو
با اميد بهبود رابطتون
- - - Updated - - -
بخشيد اينو يادم رفت بگم
هر كسي تو بجيه خانواده اى بزرگ شده منم نميفهمم لباسم الان ناجوره يا نيست به نظر خودم خوب ميپوشم اما شايد به نظر كس ديگه كوتاه يا تنگ بياد
منم تو مغزم نميره كه مثلاً فلانى ميتونه به من نظر بد داشته باشه مثلاً من پسر خاله هامو مثل برادرم ميدونم باورم نميشه ميتونن نسبت به من نظر بد داشته باشن يا...و اگه كسى بگه فكر ميكنم مشكل از اونه نه اونا
چون برادر نداشتم و پدرم مذهبى نبودن گير دادن نميفهمم غيرتى شدن زياد و درك نميكنم
اينا واسم تعريف نشدست وقتى واسه من هست واسه خانوادهام هست پس از نامزدتون خرده نگيرين اونم مثل من اين مسائل واسش نرمال نيست و حس ميكنه مشكل از بد دلى شماست نه اون
شما اگه كمى صبر كنين كمكم واسش توضيح بدين يا لباس پوشيدنشو يه جور ديگه كنترل كنين همه چى حل ميشه
اگه زياد ارايش ميكنه شايد حس ميكنه اونجورى زيبا تر و بيشتر ميتونه به چشمتون بياد باهاش برين رژ لب بخرين اون رنگى كه دوت دارين رفتين بيرون بگين اونى كه من خريدمو بزن خيلى دوست دارم
با بحث قهر دعوا هيچى حل نميشه
از خانواده اش توقع نداشته باشين بگن اره اشكال از دختر ماست چون بالاخره مادر پدرن
اگه از كسى مشورت ميگيره مطمئنن فكر ميكنه اونا واردترن و ميتونن كمكش كنن كه كارى كنه شما حساسيتتون كم شه
پس اگه شما يكم با سياست رفتار كنين همهچى درس ميشه
ببخشيد طولانى شد








علاقه مندی ها (Bookmarks)