به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 26

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 05 دی 99 [ 03:11]
    تاریخ عضویت
    1393-10-29
    نوشته ها
    68
    امتیاز
    6,907
    سطح
    54
    Points: 6,907, Level: 54
    Level completed: 79%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    57

    تشکرشده 80 در 31 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوستان توروخدا راهنمایی کنید

    شوهرم انگار تازه فهمیده چی شده چندروزه گیر داده داره تک تک حرفا رو یادآوری میکنه و دنبال تلافی کردنه دو نمونه اش رو بالا گفتم براتون

    امروز زنگ زده محل کارم که باید بی احترامی با داداشم کردی رو تلافی کنم منتظرم یکی از اعضای خونوادت رو ببینم تا تلافیشو سرش دربیارم

    کلا شوهرم اینطوریه وقتی ناراحته به آب و آتیش میزنه تا خودش رو آروم کنه مشکل من اینه که الان هیچ حرفی برا آروم شدنش ندارم تو حرفاش غیرمستقیم با التماس ازم میخاد که یه چیزی بگو یه راهی بگو که هم من آروم بشم هم زندگیمون از هم نپاشه ولی من هیچی به ذهنم نمیرسه

    حتی دیروز بحث بخشش مهریه رو برا این پیش کشید که فقط از مادرم که گفته ما طلا ندیدیم انتقام بگیره و الا اصلا اعتقادی به این قضیه نداره حتی گفت اگه میخای 50 میلیون پس اندازمون رو بنامت میکنم ولی کسی نفهمه. بزار مامانت بخاطر بخشیدن سکه های مهریت بسوزه تا من دلم خنک بشه نمیدونم چی بگم بهش گفتم من پولی نمیخام مهریه هم اصلا برام مهم نیست ولی برا بخشش مهریه باید یکی از اعضای خانواده زن باشن که اگه بابام بفهمه اصلا راضی نمیشه.

    حالا دیگه همش میخاد تو گوشم غر بزنه چرا اینو گفته مادرت میگم خوب پدر تو هم گفت میگه اون بزرگتر بود نباید مادرت تو روش حرف میزد . از طرفی هم میگم بزار خودشو خالی کنه بخدا دیروز خیلی خودمو کنترل کردم که گریه نکنم بزارم داد بزنه ولی حالاحالاها درگیرم دیروز گفتم بگم مامانم بیاد باهاش حرفاتو بزن میگه اصلا نمیخام ببینمش البته اینم بگم مادر من اصلا مراقب حرف زدنش نیست هممون اینو میدونیم فقط میخاد خودشو خالی کنه مدتهاست نارا

    دوستان بگین الان چه کنم چطور باهاش برخورد کنم

    - - - Updated - - -

    مدتهاست ناراحتی روحی و افسردگی شدید داره و کلی دارو استفاده میکنه کلا با حرفاش همه رو میرنجونه مخصوصا اگه از کسی هم آتو بگیره منم هیچ وقت ازش دفاع نکردم همیشه گفتم خودمون هم ازش ناراضی هستیم ولی شوهرم گوشش بدهکار نیست

    دوستان بگین الان چه کنم چطور باهاش برخورد کنم که اوضاع بهتر بشه سکوت من بیشتر عذابش میده وقتی من حرف نمیزنم میره سمت خونوادش اونا هم اونجوری که دوست دارن راهنماییش میکنن

  2. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 07 مرداد 96 [ 12:07]
    تاریخ عضویت
    1393-6-03
    نوشته ها
    149
    امتیاز
    3,765
    سطح
    38
    Points: 3,765, Level: 38
    Level completed: 77%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registeredTagger First Class
    تشکرها
    1

    تشکرشده 64 در 43 پست

    Rep Power
    30
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط مهرسا مامان نمایش پست ها
    دوستان توروخدا راهنمایی کنید

    شوهرم انگار تازه فهمیده چی شده چندروزه گیر داده داره تک تک حرفا رو یادآوری میکنه و دنبال تلافی کردنه دو نمونه اش رو بالا گفتم براتون

    امروز زنگ زده محل کارم که باید بی احترامی با داداشم کردی رو تلافی کنم منتظرم یکی از اعضای خونوادت رو ببینم تا تلافیشو سرش دربیارم

    کلا شوهرم اینطوریه وقتی ناراحته به آب و آتیش میزنه تا خودش رو آروم کنه مشکل من اینه که الان هیچ حرفی برا آروم شدنش ندارم تو حرفاش غیرمستقیم با التماس ازم میخاد که یه چیزی بگو یه راهی بگو که هم من آروم بشم هم زندگیمون از هم نپاشه ولی من هیچی به ذهنم نمیرسه

    حتی دیروز بحث بخشش مهریه رو برا این پیش کشید که فقط از مادرم که گفته ما طلا ندیدیم انتقام بگیره و الا اصلا اعتقادی به این قضیه نداره حتی گفت اگه میخای 50 میلیون پس اندازمون رو بنامت میکنم ولی کسی نفهمه. بزار مامانت بخاطر بخشیدن سکه های مهریت بسوزه تا من دلم خنک بشه نمیدونم چی بگم بهش گفتم من پولی نمیخام مهریه هم اصلا برام مهم نیست ولی برا بخشش مهریه باید یکی از اعضای خانواده زن باشن که اگه بابام بفهمه اصلا راضی نمیشه.

    حالا دیگه همش میخاد تو گوشم غر بزنه چرا اینو گفته مادرت میگم خوب پدر تو هم گفت میگه اون بزرگتر بود نباید مادرت تو روش حرف میزد . از طرفی هم میگم بزار خودشو خالی کنه بخدا دیروز خیلی خودمو کنترل کردم که گریه نکنم بزارم داد بزنه ولی حالاحالاها درگیرم دیروز گفتم بگم مامانم بیاد باهاش حرفاتو بزن میگه اصلا نمیخام ببینمش البته اینم بگم مادر من اصلا مراقب حرف زدنش نیست هممون اینو میدونیم فقط میخاد خودشو خالی کنه مدتهاست نارا

    دوستان بگین الان چه کنم چطور باهاش برخورد کنم

    - - - Updated - - -

    مدتهاست ناراحتی روحی و افسردگی شدید داره و کلی دارو استفاده میکنه کلا با حرفاش همه رو میرنجونه مخصوصا اگه از کسی هم آتو بگیره منم هیچ وقت ازش دفاع نکردم همیشه گفتم خودمون هم ازش ناراضی هستیم ولی شوهرم گوشش بدهکار نیست

    دوستان بگین الان چه کنم چطور باهاش برخورد کنم که اوضاع بهتر بشه سکوت من بیشتر عذابش میده وقتی من حرف نمیزنم میره سمت خونوادش اونا هم اونجوری که دوست دارن راهنماییش میکنن
    سلام دوست عزیز ، خوب با شوهرت قاطعانه و جدی صحبت کن خودتو الان نشون بده ...
    مثلا وقتی خونست خیلی جدی بگو یه لحظه تشریف بیارید میخوام باهاتون صحبت کنم و یه کاغذ و قلم هم دستت باشه و بگو میخوام منطقی صحبت کنم و نیازه که بعد از اینکه حرفهام تموم شد . شما صحبت کنید و سوالی داشتید تو دفتر بنویس که یادت نشه و در آخر ازم بپرس . صداتو رسا کن و جدی باش . و یکی یکی حرفهایی که تو دلته و مشکلاتی که بر سر راه زندگیته بگو و اعلام هم کن شماره 1 فلان مشکل حرف من اینه حرف تو اینه حالا با توجه به این مشکل چه راه حلی ارائه میدی و در آخر حرفهام بگو .
    اول اینکه چشم شوهرتو به زندگی باز کن باید بدونه هر کسی زندگی خودشو داره اگه قرار باشه سر این بحث های الکی که مامان تو اینو گفت مامان من اینو گفت تحت تاثیر قرار بگیره و کینه کنه که زندگی به راحتی از هم میپاشه ...
    بگو اولویت هاتو مشخص کن شما اگه زنو بچت برات اولویت دارن که چرا هر روز داری یه سری حرفهای تکراری رو برام مرور میکنی و اوقات هر دومونو تلخ میکنی میخوای به چی برسی ؟؟؟ غرور منو خورد کنی ؟؟؟ شخصیت منو له کنی ؟؟؟ یا میخوای با تلافی و لجبازی زندگیتو به پای دادگاه بکشونی ؟؟؟ بگو تا حالا نشستی فکر کنی هدفت تو زندگی چیه این حرفها و مرور هر روزش برای چیه ؟ اگه این زندگی رو نمیخوای منو دوست نداری که واضح و مستقیم بگو تکلیف منم تو این زندگی مشخص کن . اگه تو سختی می کشی منم به همون اندازه میکشم اگه تو ناراحت میشی ازین نوع رفتارها که منم میشم فکر نکن کل مشکلات زندگی رو دوشه تویه ... منم به اندازه سهمم در این مشکلات شریکم باهات اصل زندگی مشترک همینه همه چی نصف نصف ...
    یه بار خودتو جای من بذار ( با مثال بهش بگو ) در آخر هم براش زمان تعیین کن بگو انتظارم از همسر ایندم اینه که طرف حق رو ببینه خودش تصمیم بگیره نظراتش یهو عوض نشه دهن بین نباشه . بشین به کارهات و حرفهات فکر کن و ببین کجای این زندگی هستی ...
    شوهرت باید درک کنه حزب باد نباشه هر طرف باد بیاد بره همون ور .باید بدونه تو صلاح و خیر این زندگی رو میخوای ...
    نمیدونم تونستم کمکت کنم یا نه ... اما اینو خوب میدونم گاهی اوقات مردها به صدای رسا قاطع و منطقی نیاز دارن تا به خودشون بیان و تصمیم درستی بگیرن ... صداتو به گوش شوهرت برسون تا خانواده اش براش اولویت آخر باشن و از این بازی خارج بشن ... تو اولویت اول زندگیش باید باشی نظر تو باید مهم باشه نه اونا ...



 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. من شوهر از کجا بیارممممممممممممم؟؟؟؟
    توسط بیتا الف در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: یکشنبه 21 تیر 94, 18:31
  2. با بدبینیم چکار کنم؟؟؟؟
    توسط آرام 91 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: دوشنبه 23 مرداد 91, 00:06
  3. چطور میشه فراموشش کرد؟؟؟؟
    توسط صدف سدنی در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: سه شنبه 10 مرداد 91, 12:51
  4. چطور خانوادمو برای ازدواج راضی کنم؟؟؟؟
    توسط sarina در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: دوشنبه 02 مرداد 91, 22:07
  5. با این همه بحث چی کار کنم؟؟؟؟
    توسط sareh.s در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: سه شنبه 05 اردیبهشت 91, 14:25

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 11:33 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.