سلام عزیزم
دومین پسته که واست می زارم گفتی وقتی گوشی شو میبینی تپش قلب می گیری ودستات شروع میکنه به لرزیدن دقیقا مثه من ولی دختر خوب من الان خیلی از رفتار گذشته واون همه استرسی که به خودم وارد میکردم پشيمونم الان وقتی به خودم نگاه میکنم بایه صورت پژمرده و غمگین با سفیدی موهام که تو اوج جوونی اتفاق افتاده بدتر حرصمو مياره بالا
ازاینکه وقتی مطمئنی که شوهرت، عزیزترین کست که حاضری بخاطرش ازجونتم بگذری خیلی راحت بهت خیانت میکنه وباوجود اینکه توهمه چیزو میدونی اون حق به جانب میشه وتازه بایدم ازش عذرخواهیم بکنی که به حریم خصوصیش دست زدي و بهش تهمت زدي بدتر ديونه م میکنه امروز بازم یاد کاراش افتادم ویه سر به گوشیم زدم وبرنامه هاشو چک کردم که تمام وقت آنلاينه بازم اون حس لعنتی سراغم اومد و تپش قلب گرفتم ودست چپم بی حس شد ولی یاد سفیدی موهام افتادم که مطمئنم از استرس بوده آروم شدم وبه خودم قول دادم دیگه خودمو اذیت نکنم همونجوری که اونا هرکاری که دوستدارن انجام ميدن و ما فقط حرص وجوش واعصاب خورديش می مونه برامون میدونی واسه چی اینا رو به تو میگم که
میخوام بهت بگم و ازت خواهش کنم که با بدن خودت و این سلامتی که خدا بهت داده اینجوری بازی نکن تا دیر نشده تو هم مثه من نشدی بجنب به صحبتهای دختر جوان گوش بده و همون کارا رو انجام بده
الان هرکاری بکنی وباشوهرت دعوا کنی واسش توضیح بدی التماسش کنی هیچ فایده ای نداره تاوقتی که سرش به سنگ بخوره وخودش به اشتباهش پی ببره پس بیخودی خودتو عذاب نده تو میتونی خودتو عوض کنی ولی همسر تو نه پس این وقتی که واسه شوهرت وچک کردنش ميزاري واسه خودت بزار
خواهری من از خدا می خوام که هرچه زودتر مشکلت حل بشه








علاقه مندی ها (Bookmarks)