ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ایم
از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم
بدنیا آمدیم ، حق نداشتیم !
از دنیا می رویم ، حق نداریم!
دلبسته می شویم ، حق نداریم!
وا دادیم، حق نداشتیم!
بدست می آوریم...از دست می دهیم... می رسیم...می رویم...می گیریم...می دهیم... می گرییم...می خندیم...بالا می رویم...پایین می آییم...وابسته می شویم...جدا می شویم...!!!
این از قصه ما!
امان از روز مرگی ها!
امان از چگونه و چطور بودن ها!
امان از نه بودن ها!!!
پس باش چون هستی
دراین دریا غوطه ور باش و از معنای آن هیچ نپرس
بگذار پرسشت راه خود را بپیماید بی گمان خود پاسخ خود را خواهد یافت
برایت رهایی آرزو دارم از هر آنچه تو را اسیر دورها و تکرارهایی می کند که از ترس نبودن به آن پناه برده ای!!!
هست هست، همین یک خاصیت برایش بس است








علاقه مندی ها (Bookmarks)