به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 18

Hybrid View

  1. #1
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    یه خانم 25 ساله در 22 سالگیتون وارد زندگی شما شده.
    از نظر مالی پدرش تامینش می کرده، از نظر خونه هم امکان با هم بودنتون را خود دختر فراهم کرده و خونه داشته، از نظر جنسی تامینتون می کرده، از نظر مالی ساپورتتون می کرده و به خاطر اختلاف سنی و دانایی یک دختر 25 ساله کمتر بحث داشتید و مثل یک مادر مراقب شما بوده.

    وقتی ازدواج کنید قرار نیست اون خونه و پول ماهانه و ساپورت والدینش را داشته باشید، که هیچ. تازه قراره نقش یه داماد با درآمد خوب را هم بازی کنید.
    پس مسائل مالی تقریبا منتفی می شه. با ششصد هفتصد تومن حقوق و هفتصد تومن قسط، قراره این دختر را و زندگیتون را بچرخونی !! چطوری؟

    همین الان ازتون شوآف خواسته. خب این شوآف از خونه و ماشین و لباس و مهمونی و سفر و ... همه چی را شامل می شه. چیزی که می مونه و ایشون می تونه ازش بگذره نهاری هست که تو خونه می خورید و کسی خبر نداره. تو بقیه اش، اگر اهل نشون دادن ظاهر زندگیش به والدینش هست، مخارجش زیاده. با چی می خوای این مخارج را تامین کنی؟

    اگر از طبقه اجتماعی بالاتر نبود، هم طبقه خودت هم که بود، شما قسطت را که بدی، ماهی هیچی یا صد منفی، واست می مونه. با چی می خوای زندگی کنی که یکی از طبقه بالاتر هم می خوای بگیری و خرجشم بدی و جلوی فامیلش هم نقش بازی کنی؟

    اصلا با چی می خوای مجلس عروسی که گفته براش بگیری؟ ماه عسلش و ...

    داری می گی خودش هم تردید داره و می گه می ترسم بیام تو اون شرایط نتونم.
    اگر نتونست و خواست جدا بشه، مهریه شوآف را هم باید بدی ها!
    حتی نفقه و اجرت المثل و تامین زندگی در حد زندگی خونه پدری و ... درگیر دادگاه که بشی یه چیزایی می شنوی که به عمرت ندیدی

    هر دوتون اشتباه کردید وارد رابطه به این نزدیکی شدید.


    اگه میخواد همسر شما بشه، باید شرایطتون را بپذیره. مهریه آنچنانی و عروسی آنچنانی و ... می افتی توی دردسر.

    می تونه پدر و مادرش را راضی کنه، نمی تونه باید تاوان اشتباه و رابطه پنهانیش را بده.

    اکثر اینایی که جدا می شن یه روزی عاشق هم بودن. تعداد خیییییلی معدودی بی تفاوت یا بی علاقه ازدواج کردن.
    کسی ازدواج نمی کنه که جدا بشه. اما گاهی خدای نکرده، مجبور می شی.

    نامردی نکن. پای کاری که کردی وایسا، اما عاقل هم باش. هر دوتون تاوان اشتباهتون را بدین. همه را نذاره روی دوش شما.
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا
    ویرایش توسط شیدا. : پنجشنبه 07 خرداد 94 در ساعت 12:37

  2. 2 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    parham_rad (پنجشنبه 07 خرداد 94), اقای نجار (پنجشنبه 07 خرداد 94)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 19 تیر 94 [ 10:21]
    تاریخ عضویت
    1394-3-06
    نوشته ها
    13
    امتیاز
    195
    سطح
    3
    Points: 195, Level: 3
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    14

    تشکرشده 4 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array
    در مورد سن فکر کنم دوستان بد فهمدین من 22 ساله بودم و ایشون 23 ساله الان من 26 سالمه و اون 27 سال
    وضع مالیشون خوب بوده اما ساپورت واققعا نبوده بعضا موقع خرید خونه و ماشین های که برای خرید و فروش میخریدم از ایشون پول قرض گرفتم اما زیر 1 ماه بهشون برگردوندم دلیلشم اینه که من حقوق خودم الان 600 تا 700 اما گردش مالی من به خاطر حقوق مادرم و کارهای جانبیم همیشه 1 1200 حداقل بوده
    در مورد حقوق الان اینقدره مطمئنا با استخدام و تموم سربازیم و کار تمام وقت بیشتر از 1 تا 1و نیم میشه با کارهای جانبیم من میخوام اگه این ازدواج سر بگیره حداقل 2 سال سربازیم نامزد بمونیم

    در مورد شو اف گفتم خودمم مایل نیستم مثلا رک بهشون گفتم من داراییم با توجه به برنامه ریزیای مالیم برای عروسی یه مجلس ساده اس با 15 تا 20 ت حالا انتخاب با شماس یا مراسم و انتخاب میکنی یا داشتن مثلا یه ماشین اول زندگی یا همون پولو بزاریم رو خونمون، ایشون میگه نه باید بلاخره یه چیزایی در شان خانواده من باشه ولی از طرفی هم مثلا به خانوادشون گفتن 100 میلیون جهاز و بدین به خودم تا هرچقدر دوست دارم وسیله و شاید پول خونه بزارم
    در مورد شو اف مثلا خودش میره با 30 40 50 تومان بهترین پارچه هارو میگیره قشنگ ترین مانتوها رو میدوزه
    اما در کنارش مثلا دیدم که سالی یه بارم میره از اکو کفش میخره 700 800 ت
    میگه این کفش و 2 سال می پوشم و واقعا دیدم که نگه میداره تمیر و میپوشه
    ولی مثلا جایی که من میخوام یه پیراهن 20 ت بخرم میگه نه تابلو بیا یه پیراهن 50 ت بخر ولی من مثلا 30ت میدم

    {اگر نتونست و خواست جدا بشه، مهریه شوآف را هم باید بدی ها!} این حرفتونو خیلی قبول دارم اما همیشه میگه من و نشناختی من بیشتر از این پولا برام پول نیس تا حالا دیدی سر مسائل مالی خودم یا خانوادم بحث کنیم ؟ میبینم راست میگه فقط پدرش به خاطر آرامش فامیل تو یه معامله چیزی نزدیک 500 میلیون ضرر کرد اما نزاشت احترام از بین بره یا بحثی بشه خیلی مبادی آداب هستن واقعا

    {
    هر دوتون اشتباه کردید وارد رابطه به این نزدیکی شدید.
    اگه میخواد همسر شما بشه، باید شرایطتون را بپذیره. مهریه آنچنانی و عروسی آنچنانی و ... می افتی توی دردسر.
    می تونه پدر و مادرش را راضی کنه، نمی تونه باید تاوان اشتباه و رابطه پنهانیش را بده.
    }
    این حرفاتون واقعا درسته و حرف منه در حدی که من حتی تو جلسه 2 جلوی پدر مادرشم گفتم، من ندارم و هر چی بخواد شاید براش بخرم اما باید بدونه که باید از اینو اون قرض کنم و قرض یعنی فشار یعنی کار بیشتر یعنی تنهایی و عقب افتادن از زندگیمون، که حتی پدر و مادرشون گفته بودن ببین این داره از الان به قول خودش با صداقت با تو اتمام حجت میکنه و اونا میگن یعنی چی این حرف کمال شما در کجلس خوب برای شما چی تعریف میشه با اینکه من این حرفارو قبلا به خودش گفتم اما انگار روش نمیشه بگه بخاطر اینکه یه وقت خانوادشون نه نگن و مشکلات پیچیده راه نیافته
    راستش این حرفتون خیلی قشنگه ، من دروغ نگفتم که باغ دارم و فلان و فلان که الان رو شده باشه وضعیت منو میدونست حتی من بارها گفتم شرایط ازدواج با تورو ندارم اما وقتی استقامت و پایداریشو دیدم خواستمش حالا هم ازش انتظار دارم جلوی خانواده اش وایستا و بگه نظر من 14 سکه اس نظر من مهمونی ساده اس منم گفتم بارها بهش مطمئن باش هیچ کمکی از خانواده تو انتظار ندارم و اگه کوچیک ترین کمکی بکنن با توجه به شخصیتم یه عمر سپاسگذارشونم
    اما وقتی این حرفا رو میزنم بهم میریزه ناراحت میشه تو خودش میره آروم میشه کم حرف میشه و مجبور میشم باهاش در مورد مسائل دیگه بحرفم تا حالتش عوض بشه
    نمی دونم واقعا این یکی از بزرگترین مشکلاتمونه

    در مورد حرف آخرتونم خیلی باور دارم که همه اولش با فکر قشنگ شروع کردن اما تفاوت ها نبود تفاهم ها و فقر های عاطفی مالی روحی محبتی یا جنسی باعث جدایی راهشون شده
    البته یه سری دلهره ها و دو دلیا که چی میشه آینده واسه همه لحظه شروع زندگی هست شاید من سخت گیرم نسبت به همه مسائل


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تصمیمم نهایی من ... 6 سال تا تصمیم گرفتن طول کشید
    توسط she در انجمن متارکه و طلاق
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: یکشنبه 10 مرداد 95, 18:31
  2. پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: چهارشنبه 20 خرداد 94, 15:58
  3. تصمیمم برای طلاق جدی است دیشب به اندازه همه دنیا دلم شکست یعنی خدا شنیده
    توسط امیدوار92 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 57
    آخرين نوشته: دوشنبه 07 مهر 93, 21:21
  4. برای گرفتم تصمیم نهایی برای جدایی دور شدن کوتاه مدت مفید است یا مضر؟
    توسط فرخ رو در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: چهارشنبه 21 خرداد 93, 22:39
  5. یعنی همسرم تمایل به همجنس گرایی داره
    توسط سناریا در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: شنبه 20 مهر 92, 11:41

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:51 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.