تا حالا پای خانواده ها وسط نبوده که راحت بودید
اونم یه کاری کرده که به هر حال عرف نیست و باید سعیش را بکنه و شما را نگه داره
الان مهمه که رابطه بتونه با وجود خانواده ها خوب بمونه. معمولا تو دوستیها اختلافات کمتره. به نامزدی و خانواده که می رسه تفاوتها و اختلافها خودشون را نشون می دن.
از همین الان که خواستگاری هست غرغرها شروع شده. اون می خواد همه چیز طبق میل خانواده اش باشه
قراره این ارتباط بیشتر بشه نه کمتر
پس این نقشهایی که داره بهتون می ده سخت تر و پیچیده تر می شه.
شما بشقاب و قاشق یادتون رفته
اگر عادی برخورد می کردید مهم نبود. برای هر کسی اتفاق می افته فراموش کنه. فکر نمی کنم هیچ خانواده ای هم تو قابلمه همه با هم غذا بخورن.
ولی این حس پایین تر بودن از خانواده ی اونا یه کم اعتماد به نفستون را گرفته. می شه به این اتفاق گفت بی نظمی یا حواس پرتی اما نمی شه گفت وای چه فرهنگی داشتن، به ما نمی خورن!
نمی گم دختر بدیه و نمی خوام شما را سرد کنم یا منصرف
واقعا هم درست نیست که تنهاش بذارید
اما اونم نباید شما را تنها بذاره
به هر حال اونم شریک این رابطه بوده و اگر می خواد به نتیجه برسوندش باید تلاش کنه.
سهم اون در به سرانجام رسیدن رابطه چیه؟ می گه فعلا شما همه چی را قبول کن، من بعدا جبران می کنم.
این چیزایی که داری قبول می کنی خیلی سنگینه. رسمیه. قانونیه. فردا ایشون جبران بکنه یا نکنه، شما باید تعهداتت انجام بدی.
خونه را قبول نکن که به نامش کنی.
حتی این که سرمایه کاسبیت را بدی برای جشن عروسی درست نیست.
به اندازه ای که می تونی قبول کن.
مستقیم نگو. بگو مادرم داره قسط خونه را می ده، نمی تونم این کار را بکنم.
همونطور که اون می گه جلوی پدرم آبروداری کن
شما هم ازش بخواه جلوی مادرت آبروداری کنه.
خودت برای خانواده ات عزت و احترام قائل باش. مادر و پدرت را کمتر از پدر و مادر اون نبین. متوجهش کن که نظر والدین شما هم به اندازه والدین اون مهمه. رضایتشون برات مهمه.
یه کم جدی باشی، خودش کوتاه می آد.
شوآفی را می گم.
هم منتظرم بقیه دوستان نظراشون را بگن و تاپیکتون با نظرات مختلف بازتر بشه و از جنبه های مختلف دیده بشه
هم این که فکر کنم ببینم چطور توضیحش بدم.
اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
مادر ترزا
ویرایش توسط شیدا. : شنبه 09 خرداد 94 در ساعت 00:04
علاقه مندی ها (Bookmarks)