ممنون بابت راهنماییتون
- - - Updated - - -
در ابتدا صمیمانه تشکر کنم بابت وقتی که گذاشتین و مطلب من رو خوندین و حتی دست به قلم هم بردین.
فکر میکنم در بعضی از قسمت ها بسیار موفق عمل کردین و به شناخت خوبی از من رسیدین که برای من از چندتا نوشته بسیار جالب بود.
این قسمت صحبت رو باهاتون موافقم
درسته زیاد کار میکنم ولی هدفم اینه که برای خانواده آینده آرامش و رفاه رو به ارمغان بیارم. قسط ها یه روز تموم میشه و چیزی که میمونه رفاه اقتصادی که خانواده ام خواهند داشت و مجبور نیستند مثل من دغدغه مسایل مالی رو داشته باشند. ولی درسته که در عوض اش دارم جونی ام رو به حراج میزارم.
من از سن هفده سالگی برای اینده ام برنامه ریزی کردم و هدف این بوده که بتونم یک زندگی خوبی رو تشکیل بدم و همه فعالیت هایی هم که کردم در همون راستا بوده. از درس و مطالعات و رفتار های اجتماعی و پرهیز از بزه و رفتار های ناهنجار و ... بگیرید تا درآمد و کسب موقعیت اجتماعی.
برای همسر آینده ام یک ایده آل هایی دارم و خواستار یک خصوصیاتی هستم که همیشه در ذهنم مرور میشه و تلاش داشته همه اون خصوصیاتی که از ایشان انتظار دارم رو اول خودم داشته باشم.
حالا فقط مشکلم اینه که خانواده چه جوری برای این مهم مطلع بشوند .
بنده به شدت به این نوع از ازدواج که معیار هاتو به خانواده میگه و آنها چند مورد رو بهت پیشنهاد میدند و شما از بین اونها یک گزینه رو پس از بررسی های اولیه انتخاب میکنی و سپس به خواستگاری میری و اگر جواب مثبت نبود ، مورد بعدی رو روش فکر میکنی . اعتقاد دارم . حالا نمیدونم اسم ین روش سنتی هست یا مدرن نمی دونم.
در ارتباط با تجرد خواهرم خودم می دونم صبر کردن کار اشتباهی هست، ولی دلش هم نباید بشکنه.
در ارتباط با فرار از تنهای هم باهاتون موافقم که ازدواج کار اشتباهی هست و لی تنهایی یک از علت های تصمیم من برای ازدواج هست و معیار های بزرگتری نظیر داشتن هم فکر، همزبان، تشکیل خانواده ، ارتقا نسل ، ادای دین به اجتماع با پرورش فرزندان صالح، مسولیت پذیری ، خوشبخت شدن و خوشبخت کردن و ......... رو هم دارم.










علاقه مندی ها (Bookmarks)