به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 62
  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 23 مهر 95 [ 01:57]
    تاریخ عضویت
    1393-12-09
    نوشته ها
    163
    امتیاز
    4,080
    سطح
    40
    Points: 4,080, Level: 40
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 70
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    96

    تشکرشده 225 در 103 پست

    Rep Power
    39
    Array
    جناب آونگ خیلی متشکرم که به تاپیکم سر زدید منتظر راهنماییهای ارزنده شما بودم

    مشکل اینجاس که حضور فیزیکی همسرم تو خونه خیلی نیس وقتی هم که هست سه چهارم زمان سرش تو گوشیه یا برا کار یا...

    این اخلاقش به پسرم هم سرایت کرده مدام دلش میخواد خونه باشه و با لب تاب یا تبلت یا بازی های رایانه ای سرگرم باشه

    علاقمندی همسرم' تا اونجا که من میدونم فقط به کارش علاقه داره
    دوست داره تو کارش بهترین باشه همش هم میاد واسه من پز میده فلانی اینو میگه یا این کارو کردم منم خودمو میزنم به خوشحالی و ذوق میکنم

    قبلا به سفر هم علاقمند بود اما از وقتی که از اداره بیرون آمده و واسه خودش کار میکنه دیگه وقت نداره. در ضمن تنهایی هم نمیخواد دوست داره بر عکس من که مخصوصا تو این شرایط به یه سفر دونفره احتیاج دارم چند بار پیشنهاد دادم اما زیاد تحویل نمیگیره دیگه بیشتر از این چیزی نمیدونم خیلی ناراحت کنندس اخه من چه همسری هستم اولین باری که متوجه حضورش تو گروه شدم و منو هم عضو گروه کرده بود تازه فهمیدم که پفک دوست داره اینو هیچ وقت به من نگفته بود اما به اون خانمه گفته بود. خیلی ناراحت شدم. حتما من کوتاهی کردم
    البته یکی دو تا از غذاهای مورد علاقشو میدونم
    در مورد تاپیک سوده جان من همشو خوندم ولی موضوع آکواریوم رو یادم نمیاد دوباره میخونم.

    در مورد نام کاربری شما لطف دارین من واقعا عاشق خانوادم هستم ولی با ندونم کاری داشتم و شاید دارم خرابکاری میکنم به قول همسرم اوایل به من میگفت دوستی خاله خرسه داری

    ممنونم واقعا ممنونم که منو راهنمایی میکنید اینجا انگار آدم خودش رو با حرفها و مطالب آموزنده دوستان برای زندگی شارژ میکنه

  2. #12
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 19 مرداد 00 [ 00:24]
    تاریخ عضویت
    1392-10-04
    محل سکونت
    چه فرقی میکنه
    نوشته ها
    127
    امتیاز
    9,442
    سطح
    65
    Points: 9,442, Level: 65
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 208
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    819

    تشکرشده 166 در 90 پست

    Rep Power
    33
    Array
    به نظر من همسرتون فرد درون گرایی هست.بهمین خاطرشما متوجه نشدید که پفک دوست داره.چون همسرتون تا حالا ایرادی از شما نگرفتن و یا چیزی ازتون نخواستن دلیل این نیست که از همه چی راضی هستن و این کار رو برای شما مشکل میکنه،چون خودتون باید سعی کنید بفهمید چه چیزی رو دوست داره از چه چیزی بدش میاد.سعی کنید زنانگی بیشتری داشته باشید.محدودش نکنید.روی رفتارش زوم نکنید.آزادش بگذارید و بیشتر روی خودتون کار کنید.مهارت های ارتباطی رو یاد بگیرید.وگرنه یک روز میشه که ایشون آنقدر از شما دور شدن که براش میشید یه غریبه

  3. کاربر روبرو از پست مفید رنگین تشکرکرده است .

    عاشق خانواده (شنبه 16 خرداد 94)

  4. #13
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 23 مهر 95 [ 01:57]
    تاریخ عضویت
    1393-12-09
    نوشته ها
    163
    امتیاز
    4,080
    سطح
    40
    Points: 4,080, Level: 40
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 70
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    96

    تشکرشده 225 در 103 پست

    Rep Power
    39
    Array
    سلام
    رنگین عزیز ممنون به خاطر محدودیت پست نتونستم ازتون تشکر کنم
    دیروز که تعطیل بود همسرم ساعت نه و نیم شب اومد خونه و بعدشم شام و گوشی...
    امروز هم صبح خیلی زود بیدار شدم دیدم دوباره رفته تو حال توی گوشیشه
    منم کتابامو برداشتم آومدم تو اتاق خواب درس بخونم
    بعد از یکساعت اومد پیشم، من گلی رو که چند روز پیش آورده بود گذاشتم خشک شه به من گفت گل عروسیتو گذاشتی خشک شه؟ من گفتم بللللله
    بهش گفتم یه چی بپرسم راستشو میگی گفت بگو گفتم واقعا دوستم داری؟ اخه همیشه میگفت ندارم اما چند شب پیش خودش، گفت دوستت دارم
    گفت اره گفتم چرا گفت بهم گفتن بهت بگم دوستت دارم
    دیدید من بهتون گفته بودم احتمال میدم کار خانم یا خانمهایی باشه که باهاش در ارتباطن بعدشم چند تا حرف پیش پا افتاده و رفت خوابید دوباره بیدار شد صبحانه رو نخرده رفت تو گوشی،تا یازده که میخواست بره سر کار

    اخه تا وقتی گوشی دستشه زندگیم چطوری درست شه

    اصلا با بچه ها هم حرف نمیزنه پسرمم از خداشه باباش تو گوشی باشه این تو تبلت

    منم دلم میخواد بهش بگم بسسسسه دیگه اما میترسم اشتباه کنم
    به نظرتون چی کار کنم
    برای اینکه دعوا نشه یا دوباره همه چی خراب نشه باید سکوت کنم باید به اون کاری نداشته باشم

    ابن همه وقت تو گوشی چی کار میکنه؟ من چطوری خواسته هاشو بفهمم.؟ آگه نصف زمانی که تو گوشیه با من و بچه ها حرف بزنه چی میشه؟

    تو اون گوشی با اون غریبه ها چی میگه اصلا حرفای جدید میزنه
    دخترم که سه سالشه به باباش،گفت منم باهات میام سر کار
    میگه پلیس ما رو میگیره میگه این خانم کیه تو ماشینت؟
    این حرفا و تفکرات رو تاحالا نشنیده بودم دلم آشوبه کمکم کنید چی کار کنم

  5. کاربر روبرو از پست مفید عاشق خانواده تشکرکرده است .

    رنگین (پنجشنبه 14 خرداد 94)

  6. #14
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 23 مهر 95 [ 01:57]
    تاریخ عضویت
    1393-12-09
    نوشته ها
    163
    امتیاز
    4,080
    سطح
    40
    Points: 4,080, Level: 40
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 70
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    96

    تشکرشده 225 در 103 پست

    Rep Power
    39
    Array
    دوستان لطفا کمکم کنید. من به همدلی و راهکارهاتون نیازمندم

  7. #15
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 28 خرداد 94 [ 15:56]
    تاریخ عضویت
    1393-12-18
    نوشته ها
    110
    امتیاز
    1,952
    سطح
    26
    Points: 1,952, Level: 26
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 48
    Overall activity: 43.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second Class3 months registered
    تشکرها
    235

    تشکرشده 155 در 73 پست

    Rep Power
    30
    Array
    سلام عزیزم خواهر خوبم آرامش خودتو حفظ کن

    شاید باهات شوخی کرده واون حرفو زده شایدم منظورش دوستاي همجنس خودشو گفته اینقدر خودتو اذیت نّکن حرفات منو یاد سه چهار سال پیش خودم می ندازه عزیزم اینقدر حساسیت نشون نده...

    خوب دختر خوب دیگه چرا دوباره ازش ميپرسي که راست گفتی دوستم داری چرا اینجوری میکنی مثه یه نوجوان من خودم خیلی احساساتيم ولی حرفای تورو که ميخونم میبینم خیلی ازمن وضعیتت بدتره و اعصابم از این همه وابستگی به هم میخوره.............
    عزیزم این کارو با خودت نکن دیگه بسه ازهمین الان به خودت قول بده این رفتا را تو کناربزار عزیزم یه پیشنهاد اینجور که من فهمیدم آ دم معتقد و مذهبی ای هستی میدونی چیکار کن باخدا و مثلا حضرت زهرا یا هرکدوم از ائمه معصومین که خیلی بهش اعتقاد داری عهدببند که مثلا تا چهل روز هیچ کاری به شوهر ت نداشته باشی هیچکار نه موبایل نه رفت وآمد ونه سؤال وجواب ونه متلک وکنا یه ونه........هیچ رفتار بدی باهاش نداشته باشی و این چهل روز خودت تو اولویت باشی و وظایف زنانه اتم به بهترین صورت انجام بده ولی غیر از اون هیچ گیری به شوهرت ندی هیچ هیچ ودرعوض تا اونجایی که میتونی به خودت و بچه‌ها برس و شاد باش محیط خونه رو تا اونجایی که میتونی شاد کن
    هیچ وقتم محبتو ازشوهرت گدایی نکن چون هیچ کس چیزیو که براش مهمه و دوسش داره به گدا نميده پس ارزش خودتو تحت هیچ شرایطی پایین نیار تو لیاقتت خیلی بالاخره.....

    من خودمم تو زندگیم خیلی مشکل دارم و دارم رو خودم کار میکنم و عزت نفسم وبالا میبرم چون هیچ چیزی ارزش سلامتی و شادابی خودتو نداره
    اگه بتونی این عهد و با ائمه معصومین ببندی تحت هیچ شرایطی اونو نشکني مطمئن باش این رفتارهای چهل روز واست عادت میشه و کم کم شوهرتم می بینه که تغییر کردی اونم خودشو عوض میکنه
    پس عزیزم تا خودتو عوض نکنی شوهرت همینه که هست و بیشتر م ازت دور میشه
    موفق باشی

  8. 3 کاربر از پست مفید آبی آسمان تشکرکرده اند .

    الهام 5566 (پنجشنبه 24 دی 94), رنگین (پنجشنبه 14 خرداد 94), عاشق خانواده (شنبه 16 خرداد 94)

  9. #16
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 19 مرداد 00 [ 00:24]
    تاریخ عضویت
    1392-10-04
    محل سکونت
    چه فرقی میکنه
    نوشته ها
    127
    امتیاز
    9,442
    سطح
    65
    Points: 9,442, Level: 65
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 208
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    819

    تشکرشده 166 در 90 پست

    Rep Power
    33
    Array
    عزیزم شما نمیتونی همسرت رو عوض کنی،ولی میتونی تو خودت تغییراتی به وجود بیاری که بتونی کمی بهش نزدیک بشی.در مورد علاقه مندی هاش بیشتر صحبت کن.درمورد چیزایی که برای اون جالبه نه شما.محیط خونه رو شاد کن.سرزنده و شاداب و پرهیجان باش.به خودت برس.بهش محبت کن ولی انتظار نداشته باش سریع اونم مثل شما رفتار کنه.ایشون شخصیت درون گرایی دارن و همین که سعی کردن کاری انجام بدن که رابطه بهتر بشه خیلی مهمه.ایشون زندگی شون رو دوست دارند ولی این شما هستید که زندگی رو از یک نواختی باید بیرون بیارید.به هیچ وجه غر نزنید که چرا گوشی یکسره دستت هس و....تا میتونید محبت کنیدزبانی رفتاری...

  10. 2 کاربر از پست مفید رنگین تشکرکرده اند .

    آبی آسمان (پنجشنبه 14 خرداد 94), عاشق خانواده (شنبه 16 خرداد 94)

  11. #17
    Banned
    آخرین بازدید
    جمعه 15 شهریور 98 [ 10:41]
    تاریخ عضویت
    1393-10-23
    نوشته ها
    198
    امتیاز
    5,315
    سطح
    46
    Points: 5,315, Level: 46
    Level completed: 83%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    12

    تشکرشده 247 در 126 پست

    Rep Power
    0
    Array
    بخدا برای من به عنوان یه مرد, داشتن به همسر که همش زانوی غم بغل گرفته و با استرس داره ثانیه به ثانیه زندگی رو بررسی میکنه بزرگترین عذابه

    چرا انقد سخت میگیری. بجا این که بریزی تو خودت, سعی کن تو یه شرایط آروم و محبت امیز باهاش حرف بزنی. مثلا از یه روز تعطیل استفاده کن و چند ساعت قبلش یا یک روز قبلش بگو عزیزم من در مورد یه موضوعی میخوام باهات حرف بزنم فردا که شما هم تعطیل هستی بریم پارک یا کافیشاپ یا هرجای خلوت و آرومی بشینیم حرف بزنیم.
    حتی واسه تحریک روحیش میتونی بگی فردا یک ساعت از وقتتو کامل مال من باش حرفامو بزنم.

    این پیشنهاد نباید با قیافه نگران یا صدا و لحن نگران باشه که اونم بگه وای میخواد مخمو بخوره بزار بپیچونم! خیلی ریلکس و بدون تنش و در آرامش اینو ازش بخواه.

    بعد که شرایط رو قبول کرد, وقتی رفتید مکان مورد نظر , بدون التماس, بدون لرزش صدا, بدون رفتار منفعلانه, خیلی آرون و صمیمی شروع کن و مشکلاتتو با بهترین کلمات بهش بگو. این که به حضورت نیاز دارم دلم میخواد بیشتر حرف بزنیم بچه ها رو گاهی ببریم بیرون و ....


    سعی کن اسمی از گوشی و لاین و وایبر نبری که احساس خطر و امر و نهی نکنه.


    با ظرافت زنونگی سعی کن زندگی رو گرم کنی.

    تو پست قبلیم بهت گفتم هنر زن بودن رو یآد بگیر. تو جواب گفتی شوهرم ازم چیزی نخواسته که منم بخوام انجام بدم.
    چون چیزی نخواسته شما نباید خودت تکونی بخوری? باور کن یه زن ترسو و پر استر برای مرد جذاب نیست. چرا لباسای خوب و عطرای خوشبو و آرایش جلو شوهرت نکنی? چرا با هنر زنونگیت شوهرتو تحریک نکنی? اگه زن باشی میتونی داغش کنی و زندگیتو سر و سامون بدی.
    ویرایش توسط سوشیانت : جمعه 15 خرداد 94 در ساعت 04:40

  12. 2 کاربر از پست مفید سوشیانت تشکرکرده اند .

    الهام 5566 (پنجشنبه 24 دی 94), عاشق خانواده (شنبه 16 خرداد 94)

  13. #18
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 23 مهر 95 [ 01:57]
    تاریخ عضویت
    1393-12-09
    نوشته ها
    163
    امتیاز
    4,080
    سطح
    40
    Points: 4,080, Level: 40
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 70
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    96

    تشکرشده 225 در 103 پست

    Rep Power
    39
    Array
    دوستان خوبم ممنون از راهنمایی های ارزندتون
    همسرم دیشب که اومد خونه موقع خواب یکم با من حرف زد و گفت تو ده سال پیش موقع دعوا به پدر و مادرم فحش دادی راست میگه من خیلی بد بودم ولی اعصابمو خورد می کردن شوهرم هم اصلا اهمیت نمیداد تازه طرفداری هم میکرد من خیلی ازش معذرت خواهی کردم و حتی گریه کرد و گفت خدا تو رو دوست داره که منو که صبرم زیاده نصیبت کرده و
    گفت به من شک نکن من نه کاری کردم و نه میکنم و نه خواهم کرد
    گفت کاری کردی که تو چهل سالگی تنهام گفتم چی کار کنم که جبران بشه دوستاتو دعوت میکنم هر کاری بگی گفت دیگه الان تنهایی راحت ترم و ادما الان بد شدن
    بعد گفت منو آزاد بزار کنترلم نکن و...
    بعد همش به من میگفت بخواب منم گفتم آخه خوابم نمیاد گوشیشو برداشت رفت توی حال و من نرفتم صبح دیدم اومده سر جاش خوابیده
    دیگه انگار راحت شده از صبح سر کار نرفت با خانوادش بیرون رفتیم مدام تو گوشیش بود از وقتی هم اومدیم همینطور دیگه دارم دغ میکنم دوباره دارم کم میارم اخه این چه وضعیه
    دلم میخواد برم گوشیشو بردارم جیغ بزنم و بکوبم به دیوار خورد بشه اما ترجیح میدم همینجا گریه کنم و بنویسم دیروز که اومده بود خونه چشماش خون افتاده بود الان هم همینطور

    تازه امروز میگفت یه گوشی بخرم بزارم محل کارم برا روز مبادا یه وقت میخوام پول انتقال بدم.
    هرکی ندونه فکر میکنه رییس بانکه
    من حرفای شما رو عملی میکنم تو رو خدا تنهام نزارین

  14. #19
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 20 مرداد 94 [ 20:21]
    تاریخ عضویت
    1394-3-09
    نوشته ها
    11
    امتیاز
    415
    سطح
    8
    Points: 415, Level: 8
    Level completed: 30%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 6.0%
    دستاوردها:
    31 days registered250 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    24

    تشکرشده 18 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام عاشق خانواده عزیز


    http://mob.ninisite.com/discussion/t...readID=1096660

    این لینک به من خیلی کمک کرد ... راجع به سیاست های زنانه در زندگی هست که ریحانه ی عزیز بهم معرفی کرده .. اگه نخوندی حتما مطالعه
    کن ... شاید ب دردت بخوره
    ...

    عزیزم درکت میکنم که خیلی شرایط سختی رو داری تحمل میکنی ..من چیزخاصی ب ذهنم نمیرسه بخوام راهنماییت کنم
    ولی به این فکر کن که بعد یه مدت این برنامه ها انشاالله از سر شوهرت میفته و تو ب خودت افتخار خواهی کرد که تصمیم غلط و رفتار بدی نداشتی و تونستی این اوضاع رو مدیریت کنی

    از ته قلبم امشب برات دعا خواهم کرد


  15. کاربر روبرو از پست مفید نَمْ نَمِ بارون:) تشکرکرده است .

    عاشق خانواده (شنبه 16 خرداد 94)

  16. #20
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 28 خرداد 94 [ 15:56]
    تاریخ عضویت
    1393-12-18
    نوشته ها
    110
    امتیاز
    1,952
    سطح
    26
    Points: 1,952, Level: 26
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 48
    Overall activity: 43.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second Class3 months registered
    تشکرها
    235

    تشکرشده 155 در 73 پست

    Rep Power
    30
    Array
    سلام عزیزم خواهر گلم آرامش خودتو حفظ کن تو وضعیتت از خيلياي دیگه بهتره نمونه‌اش کسایی که تو همین تالارنو خودتم وضعیت شونو میخونی منم وضعیت تو رو دارم و حتی ازشمام بدتر اگه تاپيکم خونده باشی متوجه میشی حتی امروز شوهرم اومده بهم میگه راستشو بگو تو وقتی میای تو تلگرام میخوای منو چک کنی منم داشتم منفجر میشدم و گفتم تو که ازصب تا شب تو تلگرام و هزار کوفتو زهرمار دیگه ای الانم اومدی تو از من گله داری
    البته من دارم رو خودم کار میکنم دیگه مثه قبلنا زیاد ازش ناراحت نمیشم سعی میکنم تو هر شرایطی آروم باشم وزیاد بهش گیر ندم
    عزیزم تو هم زیاد بهش گیر نده کاری بهش نداشته باش سعی خودتو عوض کنی در اون صورت شوهرتم خودبخود عوض میشه
    موفق باشی عزیزم

  17. کاربر روبرو از پست مفید آبی آسمان تشکرکرده است .

    عاشق خانواده (شنبه 16 خرداد 94)


 
صفحه 2 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:07 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.