خب من این مسائل رو بارها و بارها با همسرم درمیان گذاشتم و چیزی نبود تو خودم بریزم حتی چند بار براش نامه نوشتم اما هیچ کدوم تاثیری نه در روابطمون داشت نه دردی از من دوا کرد شهری که من زندگی میکنم خیلی محدوده و نمی تونم فعالیت خاصی داشته باشم .
نظر همسرم این بود که تو خونه نقاشی بکشم یا خطاطی کنم کاردستی درست کنم. کتاب شعر بخونم اما واقعا نمی تونم از نظر روحی اونقدر داغونم که این چیزا نمی تونه راضیم کنه یا فکرمو مشغول کنه . احساس میکنم فقط دارم وقت کشی میکنم چون وقتی از اون فاز و محدوده بیرون میام میبینم همه چی سرجاشه همه مشکلات روابط سرد من و همسرم تکراری بودن روزها و خیلی چیزهای دیگه......








علاقه مندی ها (Bookmarks)