با سلام......احتمال میدم شما مال شهر اصفهان باشین....حدس میزنم....اینو همینجوری خواستم بگم....اما در مورد مشکلتون....ببینید اقای محترم..زندگی که خاله بازی نیست...هر وقت خواستیم یکی رو وارد زندگیمون کنیم..و هر وقت نخواستیمش بندازیمش بیرون.....بهتره کمی به تعهدی که دارین فکر کنین...اول اینکه درسته بعضی از حرکات همسر دوم شما قابل هضم نیست...اما به نظرم اگه مادر واقعی پسرتون هم بود..توی تمام لحظاتی که گفتین همون کار رو میکرد....خود من بارها سر دخترم واسه خاطر بدو بدو کردنش داد زدم...به نظرم همسر دوم شما با این کاراش میخواد جلب توجه کنه..اعتراض کنه...میخواد بگه منم هستم...فکر میکنم شما بیش از حد به پسرتون توجه دارین...رابطه شما با خانمتون چه جوریه....؟؟؟ کامل از نظر عاطفی بهش میرسین؟؟؟ یه راهکار میزارم جلوتون...با محبت کردن پیش برین...یعنی با پنبه سر ببرین...اینکه ازش بخواهین تربیت پسرتون رو به عهده بگیره...مثلا اگه میگه پسرت بی تربیته...شما واکنش نشون نده...بگو اره مادرش عرضه تربیت کردنش رو نداشته...میشه بسپرمش به تو..اخه تو با همسر سابقم قابل مقایسه نیستی....اگه میگه میره دستشویی بوی بد میگیره..شما بگو همش تقصیر مادرشه..معلوم چی به خورد این بچه میده...اقای محترم مشکل همسر شما عدم توجه...و خودنمایی هست....یه چند وقت ازش تعریف کن....مطمین باش همه چی حل میشه....اگه پسرتون میگه گرسنمه...و خانمتون واکنش نشون میده...اول اینکه اگه مادر اصلیشم بود همینو میگفت....ولی خوب با این وجود شما هم حرفش رو تایید کنید...بگین پسرم ناقلا تو که الان شام خوردی...ولی باشه میزنم کنار واست خوراکی میخرم....فقط توی جبهه مقابل همسرتون قرار نگیرین...ایشون خیلی کاری کردن خونشون رو به اسم شما زدن.....خونه ای که اگه بنا باشه تقسیم ارث بشه...البته بعد از 120 سال که عمر کردین.....اونوقت سهم چندانی ازش عاید خانمتون نمیشه...خونه ای که مال خودش بوده......پس همسر دوم شما داره هر کاری میکنه...تا توجه شما رو جلب کنه...لطفا ازش دریغ نکنین....که همش بشه کینه و از جون پسرتون در بیاد.....ماندگار باشید








علاقه مندی ها (Bookmarks)