سلام عزیزم
مگه شوهرت چکار کرده که نمی تونی باهاش کناربياي وزندگيتو ادامه بدی یه جوری حق به جانب حرف میزنی هرکی ندونه فکر میکنه ازشوهر شما بدتر وجود نداره
عزیزم یه مدت تو این تالار بگرد و مشکلات بقیه رو بخون تا بفهمی مشکل زندگیت از کجاست و شوهرتون هیچ مشکلی نداره و این شمايين که سراپا تقصیر هستین.....عزیزم آخه حیف نیست مرد به این خوبی اومده تو زندگیت بدون هیچ چشم داشتی داره باهات کنار میاد وزندگی میکنه و دوست داره اونوقت شما.........واقعا موندم چی بگم یه لحظه با خودم فکر شو میکنم که اگه شما بااین خصوصیات جای من بودین چييييييييکار ميکردين........آخه من هرکاری تونستم کردم واسه اینکه زندگيمون خوب بشه وقتی به گذشته خودم فکر میکنم میبینم چقدر زیاد بهم بی احترامی شده چقده غرورم له شده چقدر جلو همه گریه کردم چه چيزايو ازدست دادم ...فقط به خاطر شوهرم چون میخواستم زندگی کنم ولی وقتی داستان زندگی کسایی مثله شما رو می خونم یه لحظه از خودم متنفر میشم که تو گذشته و بعضی وقتا الانم چقد ضعيفو منفعل بودم خیلی ناراحت میشم بعضی وقتا م فکر میکنم که نه این از بزرگواری من بوده که تحت هیچ شرایطی جا نزدم و کوتاه نمیدونم.....
شاید شما به این نوشته های من خنده تون بیاد و شایدم.....
ولی این راهیو که انتخاب کردین به ناکجاآباد ختم میشه یه کم بیشتر فکر کنین منطقی باشین28سال سن کمی نیست منم تو این سنم ولی طرز تفکر من وتو هووووو شب وروزه
عزیزم زندگی خوبی داری شوهرت خیلی مرده..ديدتو نسبت به زندگی عوض کن از همین امروز شروع کن........به خدا یه عذرخواهی کوچولو از شوهری حقشه اونم یه مرده دیگه ازاین بیشتر غرورشو نشکن و باهاش راه بیا ازهر کاری که میتونی دریغ نکن و انجام بده در کنار شوهرت لذت ببر به فکر درست کردن زندگیت باش نه ويرانيش








علاقه مندی ها (Bookmarks)