ساناز عزيزم
اصلا در تصوراتم هم نمي گنجيد كه ايجاد كننده ي اين تاپيك شما باشيد .
ساناز جان بهشت و جهنم بودن دنيا تا حدودي دست خود ما و افكار ماست.
آن بهشتي كه شما در نظر داري بسيار بدتر از جهنم است .
واقعا تنهايي و شرايط سختي تجربه كرده اي مي دانم .
اما قصد خودكشي براي شما كاملا دور از ذهن و غير قابل قبول است.
دختري كه در شرايط سخت خانوادگي براي تحصيلات و پيشرفتش زحمت كشيده ...........
دختري كه در اوج احساس و تحت هيچ شرايطي اجازه نداده خدشه اي به پاكي اش وارد بشه ...........
سانازي كه تا اين حد دختر محكم و با حيايي بوده كه حاضر نشده حتي سر سوزني از پوشش و وقارش را تحت تاثير احساساتش تغيير دهد.......
خيلي محكم تر از آن است كه نشان مي دهد .
نگو تمام اينها وابسته به سامان بوده ............ قبل از آشنايي با سامان ، مگر زندگي نمي كردي؟
ساناز عزيز گمان مي كنم نسبت به اولين تاپيك كه اينجا ايجاد كرده اي خيلي بهتر شده اي ........... از آرامش بيشتري برخورداري.
دنبال اين نباش كه يك شبه تمام رنج ها دود شود و به آسمان برود ...........مسير التيام قلب شكسته و ارتقاء روح آسيب ديده پر از افت و خيز است و طولاني......... اگر شرايطي پيش آيد كمي به عقب برگردي نبايد از پيمودن ادامه ي مسير نااميد بشوي.
خيلي جدي به خواهرت بگو سامان براي من مرده .........به اندازه كافي و حتي بيشتر برايش سوگواري كرده ام ......... ديگر نه او را پيگيري كن و نه من را از وضعيت او مطلع كن .
اگر صرفنظر از خبري كه در مورد سامان شنيده اي يعني قبل آن احساس بهتري داشتي اينجا برايت مفيد است.
در غير اين صورت اينجا براي شما نه كمك كننده نبوده كه زيان آور هم هست.
اگر خودت صلاح مي داني از اينجا استفاده كن ...........در واقع اگر برايت موثر است چنين كن.
بدون ترس از كسي يا چيزي هر چه مي خواهي درد و دل كن و غمهايت را بيرون بريز .
وگرنه لطفا به متخصص و مشاوره حضوري مراجعه كن .
خواهش مي كنم ساناز![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)