سلام....
راستش خیلی ناراحت شدم... متوجه شدم نسبت به خانم های دیگه شما حتی کمی حساس تر هم هستید...البته این عیب نیست...
این که همسرتون دیگه نمی خواد ادامه بده و قطعا ایشون هم باز حق رو به خودش میده و... دلیل بر ضعف یا عیب شما نیست...چجوری بگم شاید ایشون به این نتیجه رسیده توی تصمیمش اشتباه کرده...اخه خیلی از پسر ها قبل ازدواج فکر می کنند ازدواج کنند کوه رو جا به جا می کنند و.. بعدش که ایشون ازدواج کرده و متوجه تصورات غلطش شده همون قول هایی رو هم که داده پاهاش سست شده از این که ادامه بده...
نمی دونم کاش میشد با همسرتون یکبار دیگه صحبت کنید...ببنید ایشون واقعا قلبا...کلا دیدش از ازدواج اشتباه بوده...یا این که شما اونی که می خواستید نبودید . تصورش اشتباه بوده بازم تاکیید میکنم این دلیل بر بد بودن شما نیستش...یک وقتایی ادم ممکنه معیاراش عوض بشه... به هر حال شما سعی کنید اعتماد به نفستون رو حفظ کنید...
امیدوارم هر چی خیره پیش بیاد...ولی بدونید خانم هایی هم هستند که طلاق می گیرند..ولی بعد کلی کتک و فحش و ناسزا و ابرو ریزی و...
تازه شما اگه رابطتتون توی دوران عقد کامل نباشه که امیدوارم این طوری باشه میشه متارکه نه طلاق...
بابت مهریه و... به نظرم بهتره با کسی مشورت کنید که موارد حقوقیش قشنگ اگاهی داره تا شما رو خوب اگاهی کنه.. و شما تاوان اشتباه اون اقا در تصمیمش رو ندیدید...
قابل باشم براتون دعا می کنم.واقعا ناراحت شدم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)