شما ضربه ی بدی به همسرتون زدین با هزارتا امید وارزو باشما ازدواج کردن شما باهاش چیکار کردین ؟اینجوری میخواستین خوشبختش کنین زنی روکه به شما تکیه کرده بود شما مرده زندگیش بودین تنها کسش بودین تو اوج روزهای خوب زندگیش عوض سپری کردن روزهای خوب داره اتفاقای بدی رو میگذرونه نباید به شما اعتماد داشته باشه چون دستی دستی زدین همه چی رو خراب کردین اعتماد چیزی نیست که اگه ازبین رفت زودی باز بدست بیاد شما خیلی زود همه چی رو باختین نوشته هاتونو خوندم قلبم به درد اومد واقعا میفهمم همسرتون دارن چقد زجر میکشن
شما واقعا ازکارتون پشیمونید؟
همسرتون واستون چی کم گذاشته چه کمبودی رو احساس میکنین که سراغ اینجور چیزا میرین خواهشا جواب بدین با خودتون روراست باشین








علاقه مندی ها (Bookmarks)