نقل قول نوشته اصلی توسط آترین65 نمایش پست ها
سلام آقا رضا
من فکر میکنم شما سر دوراهی گیر کردی نه میتونی جدا بشی و نه میتونی ادامه بدی.خانمت هم که حاضر نیست قدمی برداره.من فکر میکنم شما یکبار دیگه برو مشاوره.تمام حرفایی که نامزد سابق زده رو بگو ببین چی میگه.به نظرم مشاوره تاثیر چندانی روی خانمت نداشته باشه.خانم شما داره با زندگیش بازی میکنه و براش فرقی نداره طرف مقابلش کی نباشه.من حس میکنم ایشون از سادگی شما سواستفاده کرده.من فکر میکردم خانم شما از روی بچگیشه که داره این کارارو میکنه ولی اینطوری نیست اصلا.شما نمیتونی خانمتو تغییر بدی.داری فقط خودت تلاش میکنی.الانم به راحتی تنهات گذاشته و شما به نوعی براش مهم نیستی.فکر میکنم شما زیادی بهش فرصت دادی.

سلام به همه دوستای گلم
از همتون خیلی ممنونم ک راهنمای میکنید.
بیت الله عزیز ببخشید ک نشناختمتون.
اترین خانوم و نانای عزیز و سوشیانت ونجمه و ابی بی کران عزیز و...از همتون ممنونم

شاید فک میکنه گناه کار نیست.ولی اخرین بار ک با خونوادم حرف زده بود .گفته بود ک 4 ماه اول چیزی نگفتم ولی 2 ماه اخر و منم مقصر بودم.شاید امتحاناش تموم نشده بخاطر اون زنگ نزدن.چون 6 تیر امتاحانات دانشکاشون تموم میشه.چند باری خواستم اس بدم ک دیگه تموم شد هر چی بود بینمون.ولی مادرم نذاشته میگه اگه جلو نمیومدن اصلا چندین باری ک اومدن سر مزار و مسجد و زنگ زدو معذرت خواست .نمیومدن و زنگ نمیزدن .میگه دختر زنگ نمیزنه ک ..پسر زنگ میزنه.منم میگم این چند روزم صبر کنم بعد
از دوستهای ک میگن دندون عاریرو بکن بنداز دور خواهش میکنم اینجور نگن بخدا به اینجور مسایل فک میکنم داغون میشم به نظرم واسه طلاق خیلی فرصت هست.الان باید سعی کنم اخلاق خودمو درست کنم.بلکه اونم دید و بهتر شد..
میگم مادر زنمو در زنمو تعریف کرد طرف.الا پدر زنمو فقط گفت ک مادرو خواهرش دخالت میکنن تو لباس پوشیدنو وحرف زدن.
نانای عزیز میگم اگه به من علاقه نداشت تموم میکرد دیگه.اولا هر روز میومد میمومد خونمون ولی بعدا ها ک من یه انتقادی میکردم ازش اونم میرفت تو خونشون میگفت .نگ. اونا هم بهش برنامه میدن ک این کارو بکن و این حرفو بزن.بعد من میدیدم ک این حرکاتی ک این در میاره و این حرفای ک میزنه خیلی از خودش بزرگه یعنی مال خودش نیست.منم میومدم جواب بدم میشد دعوا...بحث طلافم و ک قبول نکردن گفتن ما همچین حرفیرو نزدیم
اترین جان دقیقا سر دو راهی گیر کردم نه میتونم برم جلو نه میتونم پا پس بکشم.اخه یه چیزیم نمیگن ادم سر اون حرفو بگیره بره جلو.یه جوری رفتار میکنن ک ادم مات میمونه.خیلی حرفه ای هستن نه یکبار میگن اقا زضا اشتباه تو اینه قبول میکنی ...منم میبینم اگه راسته قبول میکنم اگه نه میگم نه .یا بگن اشتباه دختر ما هم همینه ...نمیگن دیگه نمیدونم از رو غرورشونه یا از رو حرفه ای بودنشون.یه کاری هم نمیکنن ک برم دادگاه تکلیفمو مشخص کنم.من فک نمیکنم همینجوری راحت نشسته باشه .حتما اونا هم منتظزن ک ما زنگ بزنیم
ایشالا این روزها هم تموم میشه میریم مشاوره همه چی روشن میشه.


تورو خدا واسم دعا کنین تو این روزای عزیز ماه رمضان دوستای خوبم