سلام
چرا اینگونه خودتون را توصیف می کنید؟من بیمار روانی ام
میشه در اینباره بیشتر توضیح بدید؟ چگونه به توافق رسیدید که تغییر مکان ندید؟ با چه دلایلی؟بالاخره همسرم برنده شد
بانومهر عزیز, یک پیشنهادی دارم: عزیزم سعی کن وابستگی ات به دیگران را به تدریج کم کنی. سعی کن روی خودت و اهدافت و عزت نفس ات بیشتر کار کنی. من نمی خوام نصیحت کنم فقط انچه که به ذهنم رسید را خواستم بگم. عزیزم یعنی چی که خودت را اینگونه توصیف می کنی و....
ببین می دونم که شرایط سختی را تحمل می کنی و مشکلات خانواده شما را ازرده می کنه و دوست دارید که از این محیط دور باشید. اینکه از این محیط دور بشید و کمتر در جریان مشکلات قرار بگیرید یک راه و اینکه اینجا بمونید با وجود همه چیز به زندگی تون ادامه بدید یک راه. هر کدام نقاط مثبت خودش را داره. اگه برید خب سریعتر احساس ارامش می کنید ولی اگه بمونید و با وجود همه مشکلات به زندگی تون برسید و ارامش خودتون را حفظ کنید, نقاط مثبت خودش و ان اینکه بیشتر می اموزید که چگونه در شرایط سخت کنترل شرایط و زندگی را در دست بگیرید.
عزیزم کاری به دیگران نداشته باش و روی خودت تمرکز کن.
ببین به نظرم واقعا بیا یک هدفی را برای خودت انتخاب کن و بیشتر به خودت برس.
این تایپک را حتما بخون و بهش عمل کن. با عمل به دستورات این تاپیک خیلی از مشکلات همه مون برطرف میشه.
http://www.hamdardi.net/thread-38729.html
در این تایپک نوشته شده که:
-اجازه نمي دهد در دام درماندگي و وابستگي بيفتيد تا براي رفع مشکلات خود نيازمند ديگران باشيد.
-نياز به يک " مراقب" يا " مدد کار" را براي تعيين آينده تان برطرف مي کند.
ببین برای چند دقیقه همه مشکلات و همه اطرافیان را از ذهنت بیرون کن و فقط به بانوی مهر فکر کن. ببین بانوی مهر از زندگی چی می خواد؟ هدفش چیه؟ چه چیزهایی را دوست داره داشته باشه؟ وقتی 50 سالش شد دوست داره در چه شرایطی باشه؟ و بعد که خواسته ها و نیازهات را پیدا کردی برای رسیدن بهشون برنامه ریزی کن.
عزیزم می دونم ناراحتی, تا الان مشکلات زیادی را تحمل کردی و...... ولی از همه اینها که بگذریم, از اینجا به بعد دوست داری چه شرایطی را تجربه کنی؟ درباره برنامه ها و اهداف زندگیت بیشتر فکر کن.
به نظرم یکی از دلایلی که به همدردی وابسته شدی اینه که وقت زیادی داری. برای زندگی برنامه ریزی کن. بخشی از وقتت را برای رسیدگی به امور منزل, بخشی برای رسیدگی به همسر و فرزند و بخشی برای رسیدن به اهداف شخصی ات و بخشی هم برای تفریح از جمله وبگردی و همدردی. البته الان که بارداری نیاز هست که بیشتر مراقب خودت و فرزندت باشی ولی دلیل نمیشه که از اهداف اصلی زندگیت دور بشی.
ببین واقعا بهت پیشنهاد می کنم که فکر کنی ببینی دوست داری در زندگی به چه چیزی برسی و برای ان برنامه ریزی و تلاش کنی.
مثلا اگر دوست داری همسر و مادر خوبی باشی, سعی کنی که ویژگی های لازم را کسب کنی.
بخشی از وقتت را برای رسیدگی به همسر و فرزند و امور منزل بذار و بخشی را هم برای خودت.
برای خودت اهداف جدید تعیین کن. مثلا مطالعه در زمینه های که دوست داری. الزاما برای علم اموزی نیاز به دانشگاه نیست. البته در صورت تمایل و داشتن وقت ازاد می تونی دانشگاه هم بری... مثلا می تونی برای افزایش اطلاعات و علاقه خودت در رشته ای که دوست داری در پیام نور ثبت نام کنی. یادمه می گفتی که به علوم تربیتی و علوم قرانی علاقه داری. می تونی در یکی از اینها ثبت نام کنی و به طور جدی و اکادمیک مطالعه کنی. یا هر فعالیت دیگه. کلا می خوام بگم که سعی کن که وقتت را با کارهای که دوست داری پر کنی و از عمرت استفاده کنی. و فکرت را از همه مشکلات دور کنی و روی مواردی که موجب پیشرفت و رشد خود و خانواده تون میشه تمرکز کنی.
![]()










علاقه مندی ها (Bookmarks)