به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 11

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 28 آبان 97 [ 09:43]
    تاریخ عضویت
    1393-1-31
    نوشته ها
    537
    امتیاز
    8,891
    سطح
    63
    Points: 8,891, Level: 63
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 159
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    1,224

    تشکرشده 1,090 در 430 پست

    Rep Power
    87
    Array
    سلام خانم شیما

    منم خندم گرفت از حرف لبخند :) همه ی ماها اول فکر میکنیم فقط خودمون دیوونه اییم ... باور کن این فکرایی که تو میکنی منم یه زمانی زیاد میکردم قوه ی تخیلم خیلی قویه گاهی وقتا خودم از تعجب شاخ در میارم .. علتشم اینه که من خیلی استرسی هستم یا بودم یه مدتی خیلی وضع روحیم بد بود واسه هر کاری اضطراب شدید میگرفتم ... دقیقا از همه چیز میترسیدم حتی از کارای خیلی ساده
    البته هنوزم ادم بیخیالی نیستم اما سنم بالاتر رفت خیلی بهتر شدم . فقط اینو بهت بگم اگه نیاز به درمان داروویی داشته باشی و روانپزشکت تشخیصش خوب باشه معجزه میکنه ... البته باید کسی باشه که مشاوره هم بده یا یه مشاور جدا هم بری ... هیچ ترسی ام نداره اتفاقا خیلی سبک میشی وقتی این حرفاتو کسی بدونه اونم کسی که قصدش کمکته و رازداره ... حتما بروو حتما

    گفتم بدونی روانشناس از هر ادم دیگه ای ترسش کمتره

    یه چیز دیگم باید خودت رو تو موقعیت قرار بدی از چیزایی که میترسی فرار نکنی ... همش بگی فوقش نشد دیگه چی میشه... واقعا اگه نشه چی میشه ؟؟؟
    مثلا بری خیاطی بعد ول کنی چی میشه ؟؟؟؟؟؟ اگه نتونی بدوزی چی میشه ؟؟؟ من ببخشید مثل سگ از رانندگی میترسیدم ولی خیلی دوس داشتم رانندگی کنم گفتم هر جوری که هست باید اینکارو بکنم یادمه روز اول دلو زدم به دریا تنها ماشینو بردم رفتم دنبال دوستم باور کن دستام رو فرمون میلرزید چند سال رانندگی نکرده بودم دندرو به زور جابجا میکردم ولی روز اول رفتم تو ترافیک و شلوغی کلی واسم بوغ میزدن!!! خودمو میزدم به بیتوجهی ... دقیقا 3 روز اینجوری بودم اما نمیدونم چی شد بعد از سه روز یهو ترسم ریخت! هنوز خیلی مونده بود تا یاد بگیرم ولی ترس نداشتم الان دیگه خودمو شوماخر میدونم با خودم میگم این چه ترس بیخودی بود اون موقع داشتم ..
    میخواستم بیام سر کار هم از محیط جدید میترسیدم ! از ادما ! کلی فکر و خیال میکردم راجع به ادما ... ولی بعد از یک ماه انقد باهاشون جور شدم با اینکه سخته ولی خونه باشم دپرس میشم دوس دارم بیام سر کار... خیلی چیزای دیگه بود که خودمو تو موقعیت قرار دادم خیلی جا ها هم ضربه خوردم ولی دوباره بلند شدم سعی میکنم حرفارو نشنیده بگیرم ...
    پس ببین سخت نیست ... فقط فکر میکنی که نمیتونی اون کارو درست انجام بدی فقط توهمه باید بری انجام بدی حتی با ترس و استرس شاید اونقدی که فک میکنی ترس نداشته باشه ... وقتی جایی دعوت میشی برو ... دلیلی نداره حتما مثل بعضیا نقل مجلس باشی سخنرانی کنی میتونی اروم بشینی اما خوشحال باشی حتی نشون بده که خوشحالی بخند ..
    خیلی موارد دیگه هست
    ولی حتما روانپزشک برو ممکنه دارو تجویز کنه .. چیز خاصی نیست اصلا ... داروهای ضد اضطرابه .. خیلی کمکت میکنه .. اول ارومت میکنه بعد باعث میشه دنبال کارایی بری که ازشون میترسی ..
    همیشه لبخند بزن......
    برآمدگی گونه هایت توان آن را دارد که امید را باز گرداند....
    گاهی قوسی کوچک میتواند معماری یک سازه را عوض کند..


  2. 3 کاربر از پست مفید anisa تشکرکرده اند .

    :)لبخند (چهارشنبه 10 تیر 94), Shimaa (دوشنبه 08 تیر 94), باغبان (دوشنبه 08 تیر 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. چطوری درخواستمو بیان کنم که شوهرم لجبازی نکنه؟
    توسط firelight در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: پنجشنبه 07 بهمن 95, 22:59
  2. خدای من! منو ببخش؛ چقدر ناشکر و ناز نازی هستم
    توسط مدیرهمدردی در انجمن آرامش
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: چهارشنبه 08 آبان 92, 18:30
  3. پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: یکشنبه 05 شهریور 91, 21:56
  4. (( گارگاه استفاده از نظریه اسناد سازی >>>
    توسط فرشته مهربان در انجمن کارگاههای آموزشی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 17 دی 90, 05:03
  5. یک سوال در مورد نوشابه انرزی زای ردبول
    توسط M.T.Z در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: جمعه 05 مهر 87, 00:25

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 18:44 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.