به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 11

Threaded View

  1. #8
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 25 بهمن 04 [ 23:11]
    تاریخ عضویت
    1393-12-20
    نوشته ها
    3,225
    امتیاز
    98,492
    سطح
    100
    Points: 98,492, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    8,100

    تشکرشده 7,109 در 2,468 پست

    Rep Power
    0
    Array


    سلام


    متنی که نوشنید را مطالعه کردم – ممنون .


    ما انساانها ، هیچ مشکلی نداریم !

    تنها مشکلی که داریم این است فراموش کرده ایم برای چی خلق شده ایم – برای چی به دنیا آمده ایم

    زندگی قرار نبود بی درد و سر باشد ! زندگی طراحی شده که ما را به چالش و رشد و تغییر روبرو کنه !

    تا رشد کنیم – به کمال برسیم و .....

    آنهایی که فکر می کنند ، خوشبختی یعنی یه زندگی بدون درد و سر - باید روی حقیقت زندگی بیشتر تفکر کنند .

    اگر مساله ای نباشد - انسان هیچ چیز یاد نمی گیرد و هیچ فرصتی برای رشد ندارد .

    هر موقع که به مشکل بر می خوریم – بلا فاصله ، بجای احساس نا امیدی و ترس – شاد باشیم – چون خداوند فرصتی قرار داده تا دوباره رشد کنیم .


    یه استاد داشتیم ، یه انتگرال سه گانه داد ، گفت برید حل کنید .
    تقریبا 2 ماه بود - که فکرم را مشغول کرده بود - هر جوری بود حلش کردم ! – دادم به استاد
    هر چند نتوستم به جواب درست برسم – ولی ازم تشکر کرد چون گفت : خودت را روبرو کردی با مساله !
    اون کار باعث شد – تقریبا دیگه به انتگرال ها تسلط کامل پیدا کنم .
    گاهی وقت ها ما تلاشی میکنیم – شاید به نظر دیگران پیروز نشیم – ولی در واقع پیروز شدیم .
    مشکلات و مسائل زندگی ، عالی ترین نعمت های الهی هستند .


    بیشتر مردم همیشه دوست دارنند – در حوزه ی آرامش خودشون باشند – دوست ندارنند با مشکل روبرو بشند
    در واقع مساله را پاک می کنند – آنها فقط دوست دارنند زمان بگذر - بعضی از انسانها در واژگان کلماتی ذهنی خود – چیزی به نام مشکل ندارنند – مشکل را فرصت می دونند برای تغییر خودشان .



    مشکلات همسایه کم تر از ما نیست ، همه وارد مبارزه می شند – حتی مرغابی ها !

    اگر در اولین قدم تلاشمان برای موفقعیت در هرکاری - پیروزی نصیببان می شد – سعی و تلاش دیگر معنا نداشت !

    شما اهداف خوبی برای زندگییتان ، برنامه ریزی کرده اید . آیا آن اهداف را نوشته اید ؟

    مثلا شما یه کاغذ بردارید 10 هدفی که دوست دارید 5 ساله دیگه به آن برسید را بنویسید .

    (نگران نباش – هیچ وقت دیر نیست – با توکل به خدا ، شروع کنیم می تونیم)



    نوشتن خود هدف ، فایده نداره ! باید دلیل و انگیزه ی آن هم جلوی هدف در 2 خط بنویسی . مثلا :

    من دانشگاه میرم لیسانس بگیرم برای ........... ( باید دلیش را بنویسی )
    من خیاطی می روم – خیاط میشم برای ......................
    زبان انگلیسی – فرانسه و .... یاد میگیرم برای ...............

    باید هدفمند بنویسی - چون اگر روشن تر بنویسی – دلیل محکم تری برای اقدام آن داری !


    راه دستیابی به سعادت دراز مدت آن است که بر اساس بزرگترین آرمانهای خودمون زندگی کنیم – یعنی هدف واقعی زندگی خود را بشناسیم و طبق آن عمل کنیم .

    این کار ممکن نیست ، مگر این که ابتدا ارزش های مورد قبول خود را بدانیم .

    چیزی که باعث میشه ما ناراحت بشیم این است که غالبا می دانیم که در زندگی خود طالب چه چیزهایی هستیم - ولی بدرستی نمی دانیم چه کسی می خواهیم باشیم !


    من برای شما چند تا ارزش می نویسم ، شما بر اساس اولویت خودتان مرتب کنید و روی آن تفکر کنید :

    عشق – سلامت - قدرت – ماجراجویی – امنیت - راحتی و آسایش – شور و شوق – موفقعیت – مهربانی - تغییر در خود و ......

    انسانها ارزش های خودشان را متفاوت انتخاب می کنند :
    شاید یکی بگه من اول سلامتی را انتخاب می کنم – بعد بگه ماجراجویی – بعد بگه عشق و .....

    شما چطوری انتخاب میکنید ؟


    در مقابل ارزش های بالا ، ما ارزش های دفعی هم داریم - مثلا :

    طرد شدن – خشم – ناکامی - تنهایی - افسردگی – شکست - احساس گناه - .ترس از قبول نشدن در رانندگی و ......

    لیست بالا را مثل قبل اولویت بندی کنید .
    مثلا یکی میگه من تنهایی برام اولولیت داره - پس طبیعی است که از منزل زیاد خارج نشه !


    مثلا یکی میاد ارزش خوب موفقعیت را انتخاب میکند – و از ارزش های دفعی ، طرد شدن را انتخاب میکند !

    به شما اطمینان میدم کسی که بخواهد شیرینی و موفقعیت را بچشد – ولی نتواند تلخی ( پاسخ رد ) را تحمل کند هرگز به موفقعیت نمی رسد .

    مردم بیشتر دوست دارنند ، به سمت ارزش های دفعی حرکت کنند- چون دوست ندارنند از حوزه ی آرامش خودشون بیرون بیان و با مشکلات مبارزه کنند .

    برای همین همیشه از رنج ها فرار میکنند .


    مثلا کسی که در حوزه ی بازار یابی فعالیت میکند - خوب ، خیلی دوست داره موفق بشه – ولی باید تحمل جواب نه هم داشته باشه!

    پس بهترین کار این است که ارزش های خودمان را درست انتخاب کنیم ( ارزش های خوب )


    مساله بعدی : روبرو شدن با ترس هاست

    اگر ما با ترس هایمان روبر بشیم – اون ترس ها ناپدید می شند .
    به همین راحتی !
    همان کاری که خانم anisa انجام داد .


    باید خودمان را باور داشته باشیم . باور داشته باشیم که می توانیم – باور داشته باشیم که اگر به خدا توکل کنیم – و تلاش کنیم - می تونیم خودمان را تغییر دهیم و به سمت روشنایی ها حرکت کنیم .

    ترس به تنهایی اصلاً بد نیست. ترس واکنش طبیعی بدن برای آگاه کردن ما از وقوع احتمالی یک مشکل است.

    ترس به ما نهیب می زند که مواظب باش، حواست را جمع کن، خطری در کمین است.

    ترس در واقع وکیل مدافعی است که ما او را به زندانبان خود بدل ساخته ایم. در حقیقت ترس نیز مثل هر چیزی باید به اندازه و به جا باشد.


    چیزی که شاید قابل تفکر باشد – این است که ما چگونه به این تعادل برسیم .
    تعادل در ترسیدن. مثلاً کسی که فکر می کند کاری را نباید شروع کند، به این علت است که جان خودش را و یا آبرویش را و یا اعتبار و مالش را در خطر می بیند.
    ترس به او هشدار می دهد که این کار را انجام نده چون خطر دارد. بنابراین، چگونه باید بتوانیم به متعادل ترسیدن برسیم؟
    ما باید ترس هایمان را محدود سازیم – با تمرین می تونیم . مثل قوی کردن عضلات بدنمان .

    زمانی که می خواهیم اندامی ورزیده و چابک داشته باشیک ، شاید به خود بگوییم : «هی، با ماهیچه هایی که من دارم، این کار غیر ممکن است!» اما اگر کار خود را با نرمش های ملایم شروع کنیم و در روز تنها مدت کوتاهی به ورزش بپردازیم ، پس از سی روز می بینید ماهیچه هایی به مراتب قوی تر از قبل داریم و پس از مدتی دیگر،آنچه به نظرتان غیر ممکن می رسید، به حقیقت می پیوندد.


    برای تمرین به نظرم اولین کاری که یاید انجام دهید این است – برید جلوی آینه به خودتان سلام بدید !

    بعد به خانواده ( منظورم این است که با انرژی و با شادی این کار را انجام دهید – از قبل بیشتر )

    بعد برید پارک – ورزش کنید – به خانم هایی که دارند ورزش میکنند سلام بدید

    من خودم به همه سلام میدم موقع ورزش کردن ( البته نه به همه ها ! )

    بعد متوجه میشید که چقدر زیبا سلام میکنید !


    دیگران را از خودتون بهتر ندونید – خودتون را دوست داشته باشید - قدم های ثابت و بی غرور برداریم !

    سر خود را بالا نگه داریم – خواهید دید اتفاقی نمی افتد !

    به مدت 7 روز کار بالا را انجام دهید .

    در این 7 روز – به افکار منفی اجازه ورود ندید – به افکار مثبت بها بدید .

    سپس 10 روز این کار را کنید - آن را کنید 15 روز - سپس ان را کنید 21 روز

    دانشمندان تحقیق کردند – برای تعییر اصلی در خودمان 21 روز زمان لازم هست .

    مثلا 21 روز صبح زود بلند شیم – مطالعه داشته باشیم ..... دیگه عادت میکنیم .
    می تونیم بگیم روزه فکری !

    اگر ارباب ذهنمان بابشم – زیباتر زندگی میکنی .

    باید خودت بخوای ! تغییر ایجاد کنی .

    شاید فرصت نشه !
    شاید فرصت نشه به چیزهای بی مورد فکر کنیم !



    اگر شما ماهی تو تاکتاب بخونید ( روانشناسی – خودشناسی – و .....) در سال 24 کتاب میشه
    فقط با روزی 30 دقیقه مطالعه – همین !

    اگر ما روزی 5 تا لغت انگلیسی یا فرانسه یا ...... یاد بگریم
    در سال 1500 لغت بلدیم - دو سال بعد میشه 3000 لغت
    فقط با 5 دقیقه مطالعه – همین ! برای صحبت کردن کافی ست .

    من شما را خانم قو ای دیدم . خودت را باور کن !

    گذشته را دور بریز – آینده را به خدا بسپار – برای زمان حال برنامه ریزی کن

    وقتی با خدا حرکت کنیم - همه چیز زندگیمان درست میشه .
    ازدواج هم درست میشه ....همه چیز ......فقط باید باور داشته باشیم .


    من آفتاب درخشان ، و ماه تابان را
    طراوت ، سرسبزی باران را
    زلال ، زمزمه روشنان باران را
    صفای باغ و چمن دشت و کوهساران را
    درود خواهم گفت


    ببخشید طولانی شد

    ممنون .
    ویرایش توسط باغبان : دوشنبه 08 تیر 94 در ساعت 15:50

  2. 3 کاربر از پست مفید باغبان تشکرکرده اند .

    :)لبخند (سه شنبه 09 تیر 94), anisa (سه شنبه 09 تیر 94), Shimaa (دوشنبه 08 تیر 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. چطوری درخواستمو بیان کنم که شوهرم لجبازی نکنه؟
    توسط firelight در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: پنجشنبه 07 بهمن 95, 22:59
  2. خدای من! منو ببخش؛ چقدر ناشکر و ناز نازی هستم
    توسط مدیرهمدردی در انجمن آرامش
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: چهارشنبه 08 آبان 92, 18:30
  3. پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: یکشنبه 05 شهریور 91, 21:56
  4. (( گارگاه استفاده از نظریه اسناد سازی >>>
    توسط فرشته مهربان در انجمن کارگاههای آموزشی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 17 دی 90, 05:03
  5. یک سوال در مورد نوشابه انرزی زای ردبول
    توسط M.T.Z در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: جمعه 05 مهر 87, 00:25

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 16:19 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.