سلام عزیزم
من دو ساله عقدم همسرم اوایل خیلی به خواهرش وابسته بود ...خواهر شوهرم زن خوبیه ولی هر چی باشه خواهر شوهره هم حسوده هم یه وقتایی بدجور تیکه میندازه
اوایل منم مثل تو نمیتونستم جوابشو بدم و همش گریه و زاری پیش همسرم که تو چرا هیچی بهش نمیگی
بیشتر دعواهامون سر اون بود...همسرم میگفت من چمیدونم وسط خنده و حرف دارین بهم تیکه میندازین راستم میگفت بیچاره ...همیشه هم منو مقصر میدونست میگفت تو حساسی
میدونی الان چیکار کردم اصلا اصلا جلو همسرم نمیگم خواهرت اینجوری گفت یا اونجوری گفت تازه خوبیشم میگم عوضش جای جاش منم جوابشو میدم یا تیکه میندازم دوبار تیکه بندازی نتونه جوابتو بده حساب کار دستش میاد بی احترامی نکن خیلی با لطف خوش تو هم بارش کن باور کن حساب کار دستش میاد چیزی دوباره نمیگه( حداقل واسه من که جواب داد)...سعی کن همسرت رو دخالت ندی تازه کاری کن بیشتر همسرت وابستت شه همیشه هم احترام خونوادشو داشته باش این یه سیاسته
البته من تجربه زیادی ندارم تا جاییکه ازم بر میومد خواستم کمکت کنم