من ضعیفم واقعا ... هنوز پامو از خونه بیرون نگذاشتم !! برم بیرون داغون می شم...من بچه دوست دارم خیلی زیاد ! عصبی و زودرنجم شرایط زندگیم مناسب یه بچه دیگه نیست اما من می خوام...ساید بگید تو به بچه داری!! آره دارم ولی بازم می خوام هی از دست شون می دم من حریص تر می شم
من تو تلوزیون تا بچه می بینم اشکم سرازیر میشه تا یکی کلیپ بچه بهم می ده به هق هق می افتم
دو رو بریام ببینم دو تا بچه دارند بهم می ریزم
فرداشب افطاری خونه ی رفیق پدرشوهرم دعوت هستیم همه شون دو تا بچه دارند یا باردارند می دونم به من می گند تو چرا یکی دیگه نمیاری
همه بهم می گند من اعصابم بهم می ریزه...
من پسرم خواهر و برادر می خواد هر روز با ناراحتی می گه واسم بچه بیار...
ما جفت مون سالمیم استرس نمی گذاره بچه هام بمونند من دارم دیوونه می شم
همه چیز خوب بود و من چقدر راحت از دستش دادم
از همسرم و خانواده م متنفرم...دلم می خواد همسرمو بزنم من باردار بودم همه زجرم دادند
رفتم خونه ی مادرم بمونم تا آروم بگیرم اونجا شاهد جنگ و دعواشون بودم
داشتم نوکری شونو می کردم رفتار داماد و خواهرمو تحمل می کردم
وقتی که خونه خودم اومدم همسرم به سمتم گوجه و وسایل پرتاب می کرد آب پاشید رو صورتم بهم سیلی زد منو تهدید می کرد چون نمی خواست از خونه م بلند شه
خدا خیلی هم خوب می خواست بچه م بمونه این اطرافیانم بودند که پاره تنمو ازم گرفتند قلبش تشکیل شده بود یعنی می خواست بمونه اما نگذاشتند
من قلبم خیلی درد می کنه به حدی که به پهلوی چپ اصلا نمی تونم بخوابم راه می رم قلبم می گیره
من همه ش 26 سالمه !! هم سن و سالای من دارند عشق و صفا می کنند اما من دارم همه ش زجر می کشم من هیچی نشدم یه بدبخت تو سری خور که همه ش مورد تمسخر نزدیکانم قرار می گیرم
وقتی به موهام شونه می زنم تو برس به مشت مو می گیرم راه می رم پاهام سست می شه سرم مدام گیج می ره !! من الآن با این سن این جوریم !! چند سال دیگه که......
دوباره غر زدم آره من غر زدنام تمومی نداره چون من غیر اینجا کسیو ندارم اطرافیانم همه ضد من هستند همه اذیتم می کنند
من خسته م خیلی دیگه تاب و توان گریه کردن هم ندارم چشمام درد گرفت سر و گردنم درد می کنه








علاقه مندی ها (Bookmarks)