وقتی ک حالش خوبه باهم خیلی خوبیم.ولی سرکوچکترین چیزعصبی میشه و زود داد وبیداد میکنه مثلا اگه سرسفره ی چیزیو فراموش کنم بیارم داد وبیداد میکنه،کلا خانوادشون اینجورین.خودشون خیلی قبول دارن.من خودم توخانواده خیلی آرومی بزرگ شدم اوایل نامزدی ک به خاطر این اخلاقش مریض شده بودم وپیش دکتراعصاب میرفتم الان دیگه عادت کردم از این ک هرچی بهم میگه نباید جوابشو بدم برای پایداری زندگیمون خسته شدم اینکه ی چیزی میشه پشت خانوادم بدمیگه بااینکه حرفاش اصلاصحت نداره خیلی ناراحت میشم،هرچی دلش بخاد میگه باز ده دقیقه بعد همه چی فراموش میکنه و خوب میشه حالا من باهاش قهر میکنم و چند روز باهاش حرف نمیزنم تازه از من طلبکاره تو خلی،چرا بامن حرف نمیزنی .من همیشه سکوت میکنم هرصدتاحرفی ک ب من بزنه جواب یکی بدم دعوا میشه،دیگه بعضی وقتا کاسه صبرم تموم میشه