سلام دوست خوبم.این چیزایی که میگی تا حدودی طبیعی هست و تو با رفتار عاقلانت باید حساسیت های مامانت رو کم کنی نه اینکه تند برخورد کنی یا خودتو تو اتاق حبس کنی.متاسفانه خیلی مادرها و حتی پدر ها زمان ازدواج فرزندشون این رفتارا یا خیلی بدترشو دارن چون مدام فکر میکنن کسی بهشون ترجیح داده شده و تو با تو اتاق رفتنت اینو ثابت میکنی.
عزیزم هیچ وقت رابطه خواهر و برادری کم رنگ نمیشه حتی اگه سالها خواهر و برادرتو نبینی.
به نظر من با مشاور صحبت کن .راهکارهایی بهت میده که بتونی حساسیت مادرتو کنترل کنی راستش منم خیلی این مسایل رو داشتم و اشتباه رفتم جلو و به بن بست خوردم.
ما ادما باید جوری رفتار کنیم که درسته نهخ جوری که دلمون میخواد.خونه مادر بزرگ شوهر رفتن به اندازش.حد و حدود با خانواده خودتم به اندازه.قرار نیست کسی به کسی ترجیح داده شه.همونجوری که همسر تو از یک سال پیش شریک راه تو شده پدرو مادرت هم از اول تولد شریکت بودن..سهم همه از تو به یک اندازساگر بی چون و چرا به خواسته ها خانوادت بری همسرت ناراحت میشه و اگه بلعکس باشه پدر و مادرت.
اینو هم بدون اکثر خانواده ها همین حساسیت ها رو واسه دخترشون دارن.اونا میبینن یه عمر واسه تو تلاش کردن اما الان خیلی راحت یک نفر اومده که مال اون شدی.پذیرش این مساله واسه خانواده ها متاسفانه سخته.
باز هم میگم مشاور میتونه راهنمایی های مفیدی واست داشته باشه
موفق باشی







اگر بی چون و چرا به خواسته ها خانوادت بری همسرت ناراحت میشه و اگه بلعکس باشه پدر و مادرت.

علاقه مندی ها (Bookmarks)