سلام دختر بی خیال عزیز
حالت خوبه؟
تاپیکت ماشاالله خیلی پیشرفت کرده و من متاسفانه وقت نکردم تمامش را بخونم ولی به نظرم معیارهایت واقع بینانه است و امیدوارم به حق همین روزهای عزیز همسری خوب و شایسته نصیبت بشه عزیزم.
اما راجع به یک معیار هم که گفتی یعنی ادامه تحصیل و اشتغال می خواستم باهات حرف بزنم و جمع بندی خودم و تجربیاتم در این زمینه در خواستگاری هام باهات درمیون بذارم.
ببین من خودم به شخصه پذیرش این مورد 70 -30 بوده. یعنی 70 درصد موارد قبول می کنند و 30 درصد قبول نمی کنند.نه همه اون 70 درصد دارند درست فکر می کنند و نه همه آن 30 درصد اشتباه.
جالبه بگم اینکه درسته آن 30 درصد مذهبی بودند و من ابتدائا به اشتباه این موضوع را به مذهبی بودن ربط می دادم اما بعدا فهمیدم خب طیف کسانی که به من مراجعه می کنند اغلب مذهبی هستند و این اطلاق کلی اشتباه هست و جالبه بدونی که من حتی کسی می گفت یک روحانی دیده که خانومش پزشکه.یعنی می خوام بگم این موضوع به ادعای مذهبی بودن همیشه ربط نداره و سلیقه ای است هرچند که بعضی به بهانه مذهب به این موضع می پردازن (البته که بله بحث شئونات مذهبی و نقش مادری جداست)
من خودم با توجه به شرایط خودم این مساله برای من معیار هست و با توجه به" خودم" می بینم هیچ مشکلی در این زمینه (البته با یک سری تدابیر) نخواهم داشت یا مشکلاتم مثل خیلی از مشکلات دیگر زندگی قابل حل است.و فکر می کنم شما هم اینگونه باشید. یعنی نوع شغل و محیطی که اینجا ذکر کردین و همین طور هدفی که دارید و همین طور علاقه ای که دارید و همین طور میزان تطبیق پذیری آن با روحیات شما و استعدادتان " همه با هم" این موضوع برای شما معیار درستی هست.
اما الزاما این موضوع برای همه خانمها معیار درستی نیست.چون جمع این چند مورد که ذکر کردم در همه عملا ممکن نیست.می تونم بگم برای بیشتر خانم ها(مثلا 60-70 درصد) این معیار درست نیست و اینکه ما در قسمت کمتر این موضوع قرار داریم(البته خب 30-40 درصد هم تعداد کمی نیست )می تونه هم یک حسن باشه و گاهی متاسفانه می تونه در حقمون به خاطر سوزاندن تر و خشک با هم در حقمون یک ظلم بزرگ باشه!!!! واقعا یک قضاوت نابه جا و ناعادلانه!!! که من واقعا شما را در این زمینه می تونم کامل درک کنم! پس غصه نخور که یک هم درد داری :)
ببین ولی می خوام بگم اینکه ما تو قسمت کمینه این ماجرا هستیم یعنی یه جایی که شاغل بودن ما (البته نه در نقش صرفا یک شغل بلکه در نقش علاقه و فعالیت اجتماعی ) با ما تطابق دارد می تونه اتفاقا در نهایت در مقام مقایسه در انتخاب همسر یک برد باشد. حالا چرا؟
یه اتفاقی جدیدا برای من افتاده که برایت تعریف می کنم.
مادری با مادر من سر موضوع ازدواج پسرش درد و دل می کرد!و می گفت هیچ دختری تا حالا پسرش را نپذیرفته!!! مادرم دلیلش را پرسید . با کمال تعجب گفت به خاطر ادامه تحصیل و اشتغال. ما خیلی تعجب کردیم.چون ما فکر می گردیم که خب من تعدادی از خواستگارانم با این موضوع مخالف هستند پس حتما همچین دخترانی هستند که جواب مثبت به این موضع بدهند!
مادرم گفتند که من برای شما از چند نفر سوال می پرسم و نگران نباشید. مادر من بعد از بازنشستگیشون تو یه کلاس قرانی هم شرکت دارند و رفتند اونجا از دوستانشون پرسیدند جالب اینکه مادرم نرفتند از کسانی که می دونند دختراشون مثلا دانشگاه تهران، فلان رشته عالی درس می خونه سوال بپرسن. فرض کن رفته بودند از کسانی که فکر می کردند خب سطح علمیشون خیلی هم بالا نیست و برای تفنن و همین جوری مثلا می رن پیام نور یا چیزی درس می خونند سوال پرسیده بودند! حالا فکر می کنی چی شد؟ به جان خودم راست می گم. یعنی باورش برام خیلی سخته! هیچ کدومشون قبول نکردند! دقیقا سر همین یه معیار! و خیلی جالبه که فرض طرف این ذهنیت را در مورد خودش می دید که من که دانشجو هستم از این آقا بالاترم و سطح ما به هم نمی خوره!!! حالا رشته و شغل مدنظرشون به کنار!!!
خب واقعا من که به شخصه ناراحت شدم برای اون آقا! خب سنجش این معیار واقعا برای اون دخترها درست نبود! دقیقا اینجا واقعا اون آقا حق داره که بخواد بگه چرا خانومش مثلا بره سر یه کار مردونه یا بره منشی بشه! یا بره هر روز پشت باجه بانک یا خیلی موارد دیگه که در شرایط نداشتن احتیاج مالی خیلی هم مطلوب یک بانو نیست....
حالا اینکه من خودم اصلا اون موارد را برای اون معیارشون که از یک سنجش اشتباه در مورد خودشون بود قبول نداشتم!!!!و ناراحت هم شدم ولی از این قضیه راستش به یک خودباوری رسیدم و یه خوشحالی عمیقی!که وقتی یه آقایی تو این زمانه نتونه یه دختری پیدا کنه که معیار اشتغال نداشته باشه(یا تعدادشون کمتر باشه) خیلی منطقی تره که از معیارش کوتاه بیاد و بره دنبال دختری که فضای شغلیش و یا استعدادش کاملا با روحیاتش آداپته بشه!!! و تو این زمینه انعطاف لازم را داشته باشه. من خودم به شخصه شغلم کاملا انعطاف پذیر هست یعنی من می تونم پاره وقت هم (مثلا 3 روز در هفته) کار کنم حتی تعدادی از دوستان من الان همین گونه اند حالا حتی اگر نشه این موضوع کاملا هم با روحیاتم و استعدادم می خونه! و یه جوری هم هست که خانمها تو این رشته من زیادترند و کارشون بهتره حتی!و خب یه جوری هم هست که من در این زمینه خاص استعداد دارم واقعا! یعنی وقت زیادی ازم صرف نمی کنه و بهم روحیه می ده!
خب با این تفاسیر خیلی یه مرد باید سخت گیر و غیر قابل انعطاف باشه که نتونه این موضوع را بپذیره و همچنان بخواد برای اینکه مورد بهتری پیدا کنه هی بره خواستگاری دختر بعد اونم در حالی که بقیه معیارهایش را اون دختر قبلی داشته باشه!!!
می دونی چی می خوام بگم؟ می خوام بگم با توجه به این شرایطی که الان در جامعه پیش آمد و یه سری سر موضوع چشم و هم چشمی و مادی گرایی (و نه علاقه و استعداد ذاتی) این معیار را دارند همسر شما یا خواستگار شما باید از خداش باشد که خواستگاری تو با این شرایط بیاید و اگر نپذیرفت مطمئن باش او سخت گیری کرده و نه تو... چون تو حق انسانیت هست که به علاقه ات برسی. گناه که نکردی که به این زمینه علاقه مند شدی! گناه نکردی که خدا توی شما این استعداد را گذاشته! و اهدافت هم کاملا مشخصه در چه راستاییست و هدف گرایی تو و خیلی موارد دیگه تو برای یک مرد نرمال باید یک حسن محسوب بشه درواقع... و من واقعا خیلی خوشحالم چنین جوانانی مثل شمادر مملکت باشند! چه زن و چه مرد! فرقی ندارد!
البته بگم که واقعا این مساله چشم و هم چشمی که من در اطرافم می بینم که همین جوری هر کی دلش می خواد بره دانشگاه و همه می خوان برن تن به" هر کاری" بدن واقعا و واقعا مخالف صد در صدی این موضوع هستم!
اما تو که این گونه نیستی. پس راه خودت را با توکل به خدا با قدرت برو و بدون که اشتباه نمی کنی. ان شاالله همون آقایون هم بتوانند این خانمهایی که دنبال شغلهایی هستند که به درد یک خانم نمی خوره را قانع کنند! یا دختری پیدا کنند که همچین معیاری نداشته باشد! ما که بخیل نیستم! :))
من این پستم طولانی شد.
اما اگر اجازه بدی من بعدا یه پست می خوام بذارم که صرف نظر از این موضوع (اشتغال آری یا خیر؟!) تجربیاتم را در این زمینه که من تونستم نگرش خواستگارای مختلفم را با این موضوع بسنجم بهت بگم. چون من از همشون سوال می پرسیدم که دلیلشون را بگن حتی شده که مثلا به بعضی هاشون می گفتم شاید من نخوام کار کنم و اتفاقا اون آقا براش یه دلیل میاورد که نه من دوست دارم خانمم تو این جور زمینه ها فعال باشه. و بعضی هاشون دلیلهاشون خیلی خوب بود! و حتی مثلا من با برادرهام هم درمیون می ذاشتم آنها هم تایید می کردند! و حالا آنهایی که فکرشون نزدیک فکر من بوده یه ویژگی هایی داشتند که بعدا می گم.و البته بعضی نگرانی هایی هم بوده که طبیعی بوده و آنها را هم اگر فرصت بود می گم.
از صمیم دلم برایت آرزوی بهترین ها را می کنم.
با قدرت به مسیرت ادامه بده و سرد نشو! تو لایق بهترین هایی...








که وقتی یه آقایی تو این زمانه نتونه یه دختری پیدا کنه که معیار اشتغال نداشته باشه(یا تعدادشون کمتر باشه) خیلی منطقی تره که از معیارش کوتاه بیاد و بره دنبال دختری که فضای شغلیش و یا استعدادش کاملا با روحیاتش آداپته بشه!!! و تو این زمینه انعطاف لازم را داشته باشه. من خودم به شخصه شغلم کاملا انعطاف پذیر هست یعنی من می تونم پاره وقت هم (مثلا 3 روز در هفته) کار کنم حتی تعدادی از دوستان من الان همین گونه اند حالا حتی اگر نشه این موضوع کاملا هم با روحیاتم و استعدادم می خونه! و یه جوری هم هست که خانمها تو این رشته من زیادترند و کارشون بهتره حتی!و خب یه جوری هم هست که من در این زمینه خاص استعداد دارم واقعا! یعنی وقت زیادی ازم صرف نمی کنه و بهم روحیه می ده!

علاقه مندی ها (Bookmarks)