به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 40

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 03 آذر 94 [ 13:19]
    تاریخ عضویت
    1394-3-19
    نوشته ها
    27
    امتیاز
    675
    سطح
    13
    Points: 675, Level: 13
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 17 در 14 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط morteza2487 نمایش پست ها
    سارا خانوم سلام
    طاعات قبول، و امیدوارم که حالتون خوب باشه.
    فقط " مطلقه نشدن " دلیل خوبی برای بازگشت به یک زندگی نیست!
    همینطوری که دارید پیش میرید یه مدت ولش کنید به حال خودش! بذارید دوریتون و حس کنه! نبود شما و جای خالیتون و ببینه!
    شاید واقعاً با یک چنین تلنگری خوب شد و مهربون و مسئولیت پذیر شد!!!

    ولی بنظرم اجازه ندید مهرش براحتی از دلتون بیرون بره! گوشه دلتون یه جایی براش نگه دارید که اگر ان شاالله خوب شد و دوباره خواست خودش و توی دلتون جا کنه، پذیرشش براتون سخت نباشه!
    قطع رابطه با رفیقش که یکدفعه و صد در صد نمیتونه اتفاق بیفته! بهش فرصت بدید! گیر ندید!
    در مورد ثبات رفتارشم حساس نباشید. فکر و خیالهای مختلف و حرفهایی که ممکنه به گوشش برسه روی عکس العملاش تأثیر میذاره! مثلاً شاید یجوری فهمیده که شما پس اندازتون و آزادانه و با عشق برای خودتون خرج کردید و بهش زور اومده که اون حرف و زده!
    شما که قصدتون برگشتنه ! پس با درایت پیش برید! ولی در عین حال زیاد مته به خشخاش نذارید که بعداً باهاتون لجبازی کنه!
    بعداً هم که ان شاالله به زندگی برگشتید سعی نکنید خودمحور و خودمختار عمل کنید !!!
    مهارت ! مهارت ! مهارت!!!!


    التماس دعا!
    الان پنج روزه ک دیگ اونم اس ام اس نداده نمیدونم چرا نمیتونم تصمیم بگیرم کاش میتونستم حداقل یه تصمیم قطعی با قاطعیت کامل بگیرم ....
    طلاق بگیرم و تمامش کنم و سریع از ایران برم
    هروقت امد دنبالم برم سر خونه زندگیم

    امروز ک دختر خالم شرایط و امکانات خارج از کشورا برام گفت یه لحظه دلم لرزید ولی بازم نتونستم باقاطعیت تصمیم بگیرم ک برم یا بمونم
    خونوادم ک مصمم هستند ک برم خارج از کشور
    ولی نمیتونم
    از یه طرفم نمیتونم باهمچین ادمی ک اینقدر حقیرم کرد خوردم کرد دلمل شکست و تنهام گذاشت و رفته و نه انگار که زن داره داره زندگی میکنه ,,زندگی کنم.
    باهمچین مردی نمیشه زندگی کرد
    ولی چرا بازم نمیتونم تصمیم بگیرم ؟؟؟

  2. کاربر روبرو از پست مفید sara128685 تشکرکرده است .

    morteza2487 (جمعه 19 تیر 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:06 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.