
نوشته اصلی توسط
morteza2487
سارا خانوم سلام
طاعات قبول، و امیدوارم که حالتون خوب باشه.
فقط " مطلقه نشدن " دلیل خوبی برای بازگشت به یک زندگی نیست!
همینطوری که دارید پیش میرید یه مدت ولش کنید به حال خودش! بذارید دوریتون و حس کنه! نبود شما و جای خالیتون و ببینه!
شاید واقعاً با یک چنین تلنگری خوب شد و مهربون و مسئولیت پذیر شد!!!
ولی بنظرم اجازه ندید مهرش براحتی از دلتون بیرون بره! گوشه دلتون یه جایی براش نگه دارید که اگر ان شاالله خوب شد و دوباره خواست خودش و توی دلتون جا کنه، پذیرشش براتون سخت نباشه!
قطع رابطه با رفیقش که یکدفعه و صد در صد نمیتونه اتفاق بیفته! بهش فرصت بدید! گیر ندید!
در مورد ثبات رفتارشم حساس نباشید. فکر و خیالهای مختلف و حرفهایی که ممکنه به گوشش برسه روی عکس العملاش تأثیر میذاره! مثلاً شاید یجوری فهمیده که شما پس اندازتون و آزادانه و با عشق برای خودتون خرج کردید و بهش زور اومده که اون حرف و زده!
شما که قصدتون برگشتنه ! پس با درایت پیش برید! ولی در عین حال زیاد مته به خشخاش نذارید که بعداً باهاتون لجبازی کنه!
بعداً هم که ان شاالله به زندگی برگشتید سعی نکنید خودمحور و خودمختار عمل کنید !!!
مهارت ! مهارت ! مهارت!!!!
التماس دعا!
علاقه مندی ها (Bookmarks)