پرواز ،، پابرهنه ،، نارجیس
خیلی ازتون ممنونم که جوابمو دادید نظرات همتون خیلی خوبن و خیلی آرومم کردن کلا از یه هفته پیش که با این سایت آشنا شدم خیلی عوض شدم و احساس بهتری دارم
پرواز عزیز
شوهر من پسر بزرگ خونه نیست از 6 برادر چهارمیه و شوهر جاری بدجنس ما بزرگتر از شوهرمه ولی کلا رفتار مادرشوهر با اون جاریم زمین تا آسمون فرق داره با رفتارش با من و جاری بزرگه من و جاری بزرگه وضع مالیمون خیلی خوبه ولی اون یکی جاری نه حالا مادرشوهر حسودیش به ما میشه و این حسودی تو رفتارش واضحه درحالیکه تمام مخارج خونه پدرشوهرم که الان پدر و مادر و یه برادر مجرد هستن با برادر شوهر بزرگه و شوهر منه تو این چند سال همیشه شیک و مرتب و با لباس نو میرفتم اونجا فقط زل میزد به لباسام و طلاهام حتی یه دفعه هم از دهنش درنیومد بهم بگه دخترم لباست قشنگه مبارکه درحالیکه جاری بدجنسه که خیلی هم بدلباسه حتی نایلون تنش کنه میگه ماشالله چقد بهت میاد مبارکه حالا این یه مثال کوچک از هزار تا چیز دیگه که واقعا اگه بخوام همه چیزو بگم 3 روز باید تایپ کنم
پابرهنه عزیز
خیلی متاسفم که شما هم مثل من تو این عذاب هستی واقعا روزهای خیلی بدی رو گذروندم و ایکاش میتونستم پیش روانشناس برم ولی شوهرم میگه خودت باید اراده داشته باشی و این چیزا رو فراموش کنی
نارجیس عزیز
شوهر من خیلی آدم خوبیه آروم و دست و دلباز و خوب و مرد زندگی خلاصه خیلی خوبه و خودش بهم اجازه داده بود وقتی مامانش اومد ازش گله کنم ولی به خدا من احساس میکنم این مادر یه وردی جادو جنبلی چیزی واسه شوهرم درست کرده به خدا وقتی مادرش رو میبینه از این دست به اون دست میشه نمیدونم یه جوری خودشو مظلوم میکنه یه کاری میکنه دیوونش میکنه درست همین حرفو جاری بزرگم بهم گفت اونم همین اعتقاد رو داره مادر شوهرم فضولی ما رو پیش شوهرامون میکنه و دروغ و تهمت نابجا میزنه که خودشو بکشه بیرون و شوهرامونو به جونمون بندازه ولی اینکارو بایه روشی انجام میده که نمیتونم توصیفش کنم مادرشوهر من خدای مکر و فریب و سیاسته به جون هر سه تا بچم قسم انقدر قیافش مظلومه که هر کسی رو میتونه فریب بده میدونه کی حرف بزنه و چی بگه و کجا بگه
3 ماه بود که خودمو داشتم حازر میکردم که وقتی اومد بهش چی بگم یه روز جاری بزرگم حرف خیلی قشنگی زد گفت تو 3 ماهه خودتو حازر کردی اون میاد اونجا فقط 2 کلمه میگه خودشو حق میکنه و تو رو ناحق و هرچی به قول معروف رشته کرده بودی پنبه میکنه و میره واقعا هم همون طور شد فقط 2 کلمه به شوهرم گفت من دیگه اینجا نمیام و شوهرم دیوونه شد
در مورد سوالی که پرسیدی عزیزم من وقتی رفتم خونه اونا درست مثل مادر و پدر و خواهر و برادر خودم باهاشون رفتار کردم وقتی به شوهرم گله ای میکردم هم اون هم تمام فامیلشون میگفتن که مادرش یه فرشته است و اصلا مال این زمونه نیست و خیلی زن طفلکی و مظلومیه که نمیدونه چطور باعروس باید برخورد و رفتار کنه منم باور میکردم و اصلا به دل نمیگرفتم ولی بعد که جاری بدجنس اومد دیدم مادرش نه تنها همه چی بلده خیلی خیلی خوب هم همه رو واسه اون داره انجامش میده و دروغای جاری رو قبول میکنه و ازش خیلی حمایت میکنه
دو تا مثال واست بزنم این 6 سال یه بار هم واسه من زنگ نزده چه واسه احوالپرسی چه مریضی چه هرچی دیگه به بهانه اینکه من موبایل ندارم بلد نیستم ... درحضور خود من بیشتر از 10 بار از دخترش خواست به جاریم زنگ بزنه که رفته بود یه آزمایش خیلی عادی خوب وقتی من این چیزا رو میدیدم خیلی ناراحت میشدم در مورد دخترم هم همینطور اگه یه ماه کامل نبینه نمیگه چرا نیومد نوه ام چیکار میکنه درحالیکه پسر جاریم رو باور کن حتی میدونه روزی چند بار پسره میره دستشویی یعنی انقدر واسش همه چیزشون مهمه
و این درحالیه که همونطور که گفتم من خیلی خیلی با همشون خوب بودم از مادرشوهر گرفته تا خواهرشوهر و برادرشوهر و تمام فک و فامیلشون وقتی رابطه خیلی خوب مامانم و 2 تا زن برادرامو میدیدم خیلی غصه میخوردم من تو پست قبلی هم گفتم ما شهرمون و کلا مجتمعمون اینجوره که مادرشوهر و خواهرشوهرا خیلی با عروسا خوبن و وظیفه شونه همه کار واسه عروس بکنن مادر من واسه عروساش مادری میکنه اینجا اکثرا اینجورن و مادرشوهرم هم همینطور ولی فقط واسه یه عروس








علاقه مندی ها (Bookmarks)