باسلام دوباره، ممنون از دوستان خوب با راهنمایی های خوب ومفیدشون مخصوصا باغبان ومحمد93، متشکرم، در جواب من میدونم، باید بگم که در این دو مرکزی که من هستم بچه ها کاملا سالم وباهوش هستند وفقط بی سرپرست ویا بد سرپرست هستند، سنشون هم 12 تا 19 ساله هس. باید بگم که الان نسبت به روزای اول رابطه ام با بچه ها خیلی بهتر شده ولی حس میکنم هنوز زیاد باهام اونقدر راحت نشدن که بیان دردو دل کنن ومشکلات شخصیشون بگن، یعنی بچه های اینجا نسبت به روانشناس بدبین هستن و طبق گفته خودشون روانشناسان قبلی سخن چین بودند وتا اینا حرفی میزدن اونا به مدیر ارجاع میدادن ومدیر بچه ها رو توبیخ میکرده، حالا من دارم همه تلاشمو میکنم تا این اعتمادو جلب کنم اما نمیدونم چجوری؟؟ مشکلات اکثر این بچه ها خصوصا دختران تو زمینه عشق.وعاشفی وارتباط با جنس مخالف هست که به شدت این قضیه رو کتمان میکنن وتو دار هستن، از طرفی دیگه هم مدیر به من گفته که این بچه ها لب پرتگاه هستن وتو باید مشکل یابی شون کنی وسریع به مابگی تا هرچه سریعتر جلوی فاجعه گرفته شه ومشکلی به وجود نیامد، حالا وقتی بچه ها به شدت دارن این قضیه رو کتمان میکنن من چه کارکنم؟؟ چه کاری از من برمیاد؟؟ وقتی که خود بچه ها نمیان ودردو دل در این مورد نمیکنن؟؟ منکه نمیتونم معجزه کنم؟؟ اینا یعنی مدیران انتظار معجزه رو از من دارن!! وقتی بچه خودش نمیاد مشکل روحی شو بازگو کنه من چجوری باید قضاوت کنم؟؟؟؟ اینجاست که کارم سخت میشه!! و خودم هم احتیاج به مشاوره و راهنمایی دارم،، در این خصوص دوستان اگه راه حلی دارین پیشنهاد بدین که من چجوری در درون این بچه ها رسوخ کنم طوری که باهام راحت بشن واعتماد کامل کنن؟؟ خواهش میکنم افراد با تجربه ایده بدن. متشکرم








علاقه مندی ها (Bookmarks)