مردایی که عشق قبلی رو فراموش نکردن و ازدواج کردن و مدام ذهنو قلبشون پیش عشق قدیمی بوده حتی تو خصوصی ترین لحظاتشونم این عشق قدیمی رهاشون نکرده
دلیل این مشکله اینه که این افراد در انتخاب همسرشون دقت نمیکنند.
فرض کنید کسی عاشق یک ماشین ده ملیون دلاری میشه و همه ذهنش رو درگیر اون ماشینه میکنه ، مشخصه اگه نتونه به اون ماشین ده ملیونی نرسه همیشه چشمش دنبال اون ماشینه خواهد بود ، تحت هر شرایطی این اتفاق خواهد افتاد.
برای درمان این مشکل باید یا یک ماشین هم سطح با اون ماشین ده ملیونی خرید و یا یک ماشین بهتر از اون در غیر این صورت ذهن همیشه دنبال اون یکی خواهد بود.
ساختار روانی انسان به این صورت عمل میکنه بهترین همیشه جای بدترین رو میگیره.

دقیقا یکی از دوستان تاپیک مشابهی چند وقت پیش باز کرده بودن وتمام مشکلاتی که بواسطه عشق فراموش نشده ی قبلی همسرشون براشون پیش اومده بودو بیان کرده بودن
اشتباه این فرد هم در همین نکته بوده جایگزین بهتر رو انتخاب نکرده و یک زندگی رو خراب کرده هم خودش رو هم دختره رو. بهتر بود این فرد قبل از ازدواج علایق روانی خودش رو میشناخت و بعد اقدام به ازدواج میکرد

و این یعنی همیشه یه زاپاس ذهنی هست
ذهن انسان در هر مسله ای نیاز به فارغ شدن داره نیاز به رها شدن و این رها شدن به مفهوم فراموش کردن یک حادثه نیست بلکه قبول کردن اون حادثه و کنار امدن با حادثه و سپس از نوع ساختن اون حادثه است . مغز انسان نیاز به اپدیت کردن داره یک اپدیت ساختار کلی رو عوض نمیکنه بلکه ایراد های نسخه قبلی رو درست و اون رو کاملتر میکنه.

به نظر من اتفاقا شما هیچ شناختی از روح و روان و عشق ندارید
نظرتون کاملا محترم اما خودم این طور فکر نمیکنم

دوست عزیز که فکر میکنی میتونی هنوز کسی رو در گوشه ی قلبو ذهنت داشته باشی همزمانم کس دیگری هم دوس داشته باشی و باهاش ازدواج کنی
دختر مورد علاقه قبلیم در هیچ جایی از قلب و ذهن من نیست فقط در ضمیر ناخدااگاه من هست و در خاطراتم.

همین الان شما خودتون میگید چون عاشق شدم نمیتونم کیس جدیدی پیدا کنم اونوقت من میگم اول فراموش کنید بعد ازدواج کنید میگید چه ربطی داره خودتونم نمیدونید دارید چی میگید
من کجا چنین مطلبی رو نوشتم ؟ منظور من این بود که من بعد از از دست دادن دختری که از نظر خودم خوب بود دیگه نمی تونم دختری رو بهتر از دختر قبلی چه از لحاظ قیافه و چه از لحاظ اخلاقی باشه پیدا کنم
یعنی کمک گرفتن از این سایت برای پیدا کردن روش های مناسب و بهتر برای پیدا کردن کیس مناسب.

شما اینجا راهنمایی خواستید منم چیزی که تو ذهنم بود و رو بیان کردم و از لحن بی ادبانه ی شمادر جواب به خودم بسیار ناراحت شدم
اینکه از حرفم ناراحت شدید متاسفم اما منظور من توهین به شما نبود
>>>به نظرم میاد شما هیچ شناختی از عناصر و ساختار روحی و روانی صفتی به نام عشق ندارین<<<<
منظور من در این جمله توهین به شما نیست.
ببینید ساختار فزیکی و روحی مردان و زنان باهم متفاوتند حتی در نوع حال و هوای عاشقانه هم این تفاوت در بین مردان و زنان دیده میشه و جالب اینکه حال و هوای عاشقی در مردان هم متفاوت هست.
منظور من این بود که شما شناختی از ساختار روحی و روانی مردان ندارید و یا از ساختار روانی جوانی مثل من .
بازم به خاطر اینکه ناراحت شدید متاسفم امیدوارم معذرت خواهیم و نقد دوباره حرفم این ناراحتی رو جبران کرده باشه
مرسی