سلام من دو سال ازدواج کردم من وهمسرم عااشق هم بودیم ولی کم کم تو زندگی این داره کم میشه اونم تقیبا خیلی حساسه سریع حرفها بهش برمیخوره ولی خدارو شکر الان کمتر شدهتو دعوا هم گاهی حرفای بدی میگه من معمولا سکوت میکنم ولی گاهی جواب میدم اما وقتی جواب میدم خیلی اوضاع بد میشه ولی وقتی سکوت میکنم بعد مثلا یه ساعت خودش پشیمون میشه به رو نمیاره ولی از حرکاتش معلومه بنابراین بهتره بهتره تو دعواها سکوت کنی اینقدر بگه تاخالی شه ولی شما سکوت کن یا اگه ناراحت نمیشه مثلا برو اشپزخونه خودت سرگرم کن یا دسشویی بعد که اروم شه چون توچیزی نگفتی هرچند به روت نیاره خودش رو مقصر میدونه بنابراین خودش کم کم حرف رو باز میکنه مثلا شاید بگه غذا بیار یا چیزای نامربوط بگه واین نشون میده پشیمونه ولی چون مغروره برو نماره تو هم انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده بروش نیار اون شروع کرد بهحرف تو هم با احترام حرف بزن ولی توخوشیا بهش بگو مابایدبا احترام با هم حرف بزنیم یاد دوران نامزدی بندازش از چیزایی که ناراحتت کرده با سیاست وشیطنت بگو بگو همونطور که دوست داری من خونوادت احترام بذارم تو هم شاید از خونوادم خوشت نیاد ولی چون میدونم دوسم داری احترام بذار کم کم درست میشه به خونوادت یهجورایی بگوبیشتر بهش احترام بذارن گاهی از خودت بگو مادرم امروز خیلی حالت پرسید یا خیلی. دوست داره میگه خیلی بهت برسم یکم خالی ببند بینشون خوب بشه همینطور پیش خونوادت بگو شوهرم شما رو خیلی دوست داره کلا باید هوای دوطرف داشته باشی کم کم به امید خدا درست مشه سخنرانیهای دکتر حبش رو حتما حتماحتما گوش کن همش رو








علاقه مندی ها (Bookmarks)