بالاخره اومدم بنویسم
دیشب با همسرم قرار گذاشتیم بریم بیرون وقتی دیدمش یه کت دستش بود و دیگه هیچی ...
همین که باهم پیاده می رفتیم یجور بوی گل رز میومد گفتم محمد تو هم حس میکنی بوی رز میاد همه جا گفت نه !!!!
همین طور نیم ساعت پیاده روی کردیم با همراهی این بوی قشنگ گفتم ممد نکنه عطر جدیدزدی کلک گفت نه ، فرشته گل زیاده این ورا بوی اوناست لابد ...
رفتیم یجای قشنگ نشستیم یهو از زیر کتش یه گل رز دراورد خیلی بهم چسبید لذت بخش بود اصلا فکر نمیکردم کتشو بخاطر رز رو دستش انداخته بود تازه هوا هم یکم سرد بود !









پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)