به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 28 از 54 نخستنخست ... 818192021222324252627282930313233343536373848 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 271 تا 280 , از مجموع 538
  1. #271
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 آبان 91 [ 17:29]
    تاریخ عضویت
    1386-7-17
    نوشته ها
    1,333
    امتیاز
    16,003
    سطح
    81
    Points: 16,003, Level: 81
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 347
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    484

    تشکرشده 498 در 242 پست

    Rep Power
    152
    Array

    RE: دارم از همسرم جدا ميشم.ولي هنوز دوسش دارم.توروخدا کمکم کنيد.

    امیدوارم بهت خوش بگذره چکامه جان
    من یکی که شاهد پیشرفت روز به روز تو هستم
    امیدوارم به هدفت برسی عزیزم
    درد من حصار برکه نیست درد من زیستن با ماهیانی است که فکر دریا به ذهنشان خطور

    نکرده است\"


  2. #272
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 10 اسفند 89 [ 00:35]
    تاریخ عضویت
    1387-7-09
    نوشته ها
    166
    امتیاز
    5,531
    سطح
    47
    Points: 5,531, Level: 47
    Level completed: 91%, Points required for next Level: 19
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    50

    تشکرشده 74 در 28 پست

    Rep Power
    34
    Array

    RE: دارم از همسرم جدا ميشم.ولي هنوز دوسش دارم.توروخدا کمکم کنيد.

    سلام بچه ها.دیشب رفتیم مهمونی.بذارین از اولش براتون بگم.من خودم ساعت 4 به بعد جایی دعوت بودم.ساعت 8 بود که نیما زنگ زد کجایی؟گفتم توی راهم.دارم برمیگردم.گفت یه سره بیا خونه بابااینا ما اونجا منتظرتیم.(منظورش خونه پدرش بود)یه جوارایی دلم گرفته بود.آخه برای مهمونی رفتن همیشه من و نیما باهم میرفتیم.نه اینکه اون تنها بره خونه پدرش منم از این ور تنها برم اونجا.خونه پدرش که رسیدم پدرش سر کوچه منتظرم ایستاده بود.بازم بغض گلومو گرفته بود.به جای اینکه نیما نگران باشه پدرش نگرانم بود.چون ترافیک بود یه کم دیر شده بود.وقتی میخوستیم راه بیفتیم نیما دوباره مهسا خواهرشو توی ماشین انداخت وسط که پیش من نشینه.خیلی کلافه شده بودم.توی ماشین هم که با هم sms بازی میکردنو خلاصه باهم خوش بودن.نیما اصلا محلم نمیذاشت.یه لحظه پشیمون شدم از اینکه داشتم باهاشون میرفتم مهمونی.ولی بعد به خودم گفتم ولش کن.خودت خوش باش.از مهمونی براتون بگم.عالی بود.یه DJ که توی کانال pmc برنامه اجرا میکنه رو آورده بودن.خیلی عالی بود.خیلی.یه چیزی هم بگم.از اول تا آخر مهمونی من و نیما باهم رقصیدیم.یه زمانایی مخصوصا شیطونی میکردمو رومو میکردم اونورو با یکی دیگه مثلا برادرش میرقصیدم.ولی نیما منو برمیگردوند که یعنی با من برقص.ولی در عین حال خیلی ماهرانه این کارو انجام میداد که همچنان غرورشو حفظ کنه.توی رقص اصلا بهم نگاه نمیکرد.هراز گاهی چی میشد که نگاه کنه.ولی جالب بود.مثلا دستمو روی شونه اش میذاشتم یا کمرشو میگرفتم.هیچی نمیگفت.انگار خوششم میومد.خلاصه از اول تا آخر مهمونی ما همش وسط در حال رقص بودیم.باورتون نمیشه همه منفیهام تخلیه شد.بعد از یکسال غم و غصه و گریه این اولین شبی بود که کلی بهم خوش گذشت.زمانیکه میخواستیم بریم شام بخوریم نیما بهم گفت خوبه دیگه اون DJ مثل اینکه چشمش حسابی تورو گرفته بود.تو هم خوب بهش نگاه میکردی.منم هیچی بهش نگفتم.ولی توی دلم بهش خندیدم و گفتم دیدی آقا نیما دوباره غیرتی شدی.پس برات مهمه.
    سر شام هم اون برام شام کشید.باهم خوردیم.موقع برگشتن دوباره توی ماشین مهسارو انداخت وسط که خودش پیش من نشینه.دیگه برام مهم نبود.مهم این بود که خیلی بهم خوش گذشته بود و اینکه باهم رقصیده بودیم.میدونین بچه ها زمانیکه پیش خانواده اش هستیم چون اونا از برنامه ما کاملا خبر دارن و نیما هم خیلی توی روشون وایستاد حس میکنم برای اینکه غرورش نشکنه(از دید خودش)و قدرتشو حفظ کنه و مثلا بگه من هنوز هم سر حرف خودم هستم جلوی اونا به من بی محلی میکنه.البته توی خونه هم همینطوریه.ولی نه به اون شدت.
    الان هم دوباره در سکوت مطلق هستیم.الان اون اتاقه داره کتاب میخونه.نمیدونم دیگه بعدا میخواد چی پیش بیاد.فعلا به همینشم راضیم.
    دوستای گلم برام دعا کنید.

  3. #273
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 31 خرداد 91 [ 10:54]
    تاریخ عضویت
    1386-12-10
    نوشته ها
    1,675
    امتیاز
    16,606
    سطح
    82
    Points: 16,606, Level: 82
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 244
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,060

    تشکرشده 3,145 در 958 پست

    Rep Power
    188
    Array

    RE: دارم از همسرم جدا ميشم.ولي هنوز دوسش دارم.توروخدا کمکم کنيد.

    چکامه عزیز، خیلی خوشحال شدم
    امیدوارم لحظه به لحظه زندگیت در حال پیشرفت باشه عزیزم.. دیشب همه اش به فکرت بودم، خوشحالم که بهت خوش گذشته..

  4. #274
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 10 اسفند 89 [ 00:35]
    تاریخ عضویت
    1387-7-09
    نوشته ها
    166
    امتیاز
    5,531
    سطح
    47
    Points: 5,531, Level: 47
    Level completed: 91%, Points required for next Level: 19
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    50

    تشکرشده 74 در 28 پست

    Rep Power
    34
    Array

    RE: دارم از همسرم جدا ميشم.ولي هنوز دوسش دارم.توروخدا کمکم کنيد.

    دوستای عزیزم فکر کنم باید مهمون دعوت کردن رو شروع کنم.میدونین چیه دیشب خیلی روحیه مونو عوض کرد.باورتون نمیشه ولی این مسئله کاملا توی س ک س مون هم معلوم بود.با اینکه طبق معمول شروع کننده من بودم و من پیشقدم شدم ولی روابط نیما با من کاملا با قبل تفاوت داشت و خیلی خیلی گرمتر بود.من حس میکنم مهمونی دیشب خیلی تاثیرگذار بود.تصمیم گرفتم کم کم شروع کنم هرازگاهی دوستامونو دعوت کنم تا جو خونه هم شاد بشه و از یکنواختی دربیاد.با اینکه روابط خیلی امیدوارکننده بود ولی همچنان هردو در سکوت مطلق هستیم.امیدوارم صبرکردنام بالاخره جواب بده.

  5. #275
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 09 آبان 91 [ 18:30]
    تاریخ عضویت
    1387-5-30
    نوشته ها
    535
    امتیاز
    9,023
    سطح
    63
    Points: 9,023, Level: 63
    Level completed: 91%, Points required for next Level: 27
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    450

    تشکرشده 476 در 164 پست

    Rep Power
    71
    Array

    RE: دارم از همسرم جدا ميشم.ولي هنوز دوسش دارم.توروخدا کمکم کنيد.

    دوست عزيز از اينكه داري نتيجه ميگيري خيلي خوشحالم ، ان شا الله كه از كارهاي درست و صبركردنهات نتايج بهتر هم ميگيري
    اميدوارم هميشه موفق باشي

  6. #276
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 10 اسفند 89 [ 00:35]
    تاریخ عضویت
    1387-7-09
    نوشته ها
    166
    امتیاز
    5,531
    سطح
    47
    Points: 5,531, Level: 47
    Level completed: 91%, Points required for next Level: 19
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    50

    تشکرشده 74 در 28 پست

    Rep Power
    34
    Array

    RE: دارم از همسرم جدا ميشم.ولي هنوز دوسش دارم.توروخدا کمکم کنيد.

    shad و elina عزیزم مرصی.خیلی خیلی خیلی خیلی دوستون دارم.
    اسماجون نیما هیچوقت به دکور خونه کاری نداشته.همیشه دکور خونه با من بوده.بعدشم الان آخه شرایط طوری نیست که بخوام در این مورد ازش نظر بخوام.قربونت برم مرصی از توجهت دوستم.

  7. #277
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 31 خرداد 91 [ 10:54]
    تاریخ عضویت
    1386-12-10
    نوشته ها
    1,675
    امتیاز
    16,606
    سطح
    82
    Points: 16,606, Level: 82
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 244
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,060

    تشکرشده 3,145 در 958 پست

    Rep Power
    188
    Array

    RE: دارم از همسرم جدا ميشم.ولي هنوز دوسش دارم.توروخدا کمکم کنيد.

    خوبه چکامه جان، مهمونی بگیر، اما سعی کن زیاده روی نکنی، قبلش هم نیما رو در جریان بذار و ازش نظر بخواه، سعی کن چهار نفری (شما و نیما و مهسا و نامزدش) با هم برین بیرون، چون وقتی نامزد مهسا باهاشه، نیما دیگه نمی تونه بچسبه به مهسا.
    من هم واقعا دوستت دارم عزیزم..

  8. #278
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 10 اسفند 89 [ 00:35]
    تاریخ عضویت
    1387-7-09
    نوشته ها
    166
    امتیاز
    5,531
    سطح
    47
    Points: 5,531, Level: 47
    Level completed: 91%, Points required for next Level: 19
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    50

    تشکرشده 74 در 28 پست

    Rep Power
    34
    Array

    RE: دارم از همسرم جدا ميشم.ولي هنوز دوسش دارم.توروخدا کمکم کنيد.

    آخه shad عزیزم مهسا با علی دوستن و هنوز نامزد رسمی نشدن.خانواده نیما از رابطه این دو نفر باهم اطلاع دارن غیر از نیما.برای همین نمیتونیم باهم بریم بیرون.بعدشم حتی اگه میشد باهم بریم میدونم توی این شرایطی که ما داریم نیما میرفت میچسبید به علی. من و مهسا هم باهم.

  9. #279
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 31 خرداد 91 [ 10:54]
    تاریخ عضویت
    1386-12-10
    نوشته ها
    1,675
    امتیاز
    16,606
    سطح
    82
    Points: 16,606, Level: 82
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 244
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,060

    تشکرشده 3,145 در 958 پست

    Rep Power
    188
    Array

    RE: دارم از همسرم جدا ميشم.ولي هنوز دوسش دارم.توروخدا کمکم کنيد.

    اگه اینطوریه که نمیشه، اما اگه نامزد بودن، می تونستی از مهسا بخوای که به علی بگه بیشتر با اون (مهسا) باشه.
    اما همین هم که مهمونی بدی و سعی کنی زوج زوج دعوت کنی خیلی بهتره. هیچ وقت یه چیزی یادت نره، «باید به خودت خوش بگذرونی»..

  10. #280
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 تیر 91 [ 11:23]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,019
    امتیاز
    7,536
    سطح
    57
    Points: 7,536, Level: 57
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 14
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    650

    تشکرشده 657 در 204 پست

    Rep Power
    119
    Array

    RE: دارم از همسرم جدا ميشم.ولي هنوز دوسش دارم.توروخدا کمکم کنيد.

    سلام خانوم خانوما
    واااااای خیلی خوشحال شدم خیلی از پنجشنبه صبح دیگه نیومده بودم تو تالار ولی امروز که اینا رو خوندم خیلی سرحال شدم تو لیاقت بهترین ها رو داری پس امیدوارم به بهترین ها برسی عزیزدلم


 
صفحه 28 از 54 نخستنخست ... 818192021222324252627282930313233343536373848 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. همسرم میخواد ازهم جدابشیم ولی من هنوز دوسش دارم..
    توسط sarina_1362 در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 68
    آخرين نوشته: یکشنبه 24 خرداد 94, 01:03
  2. هنوز دوسش دارم نمیتونم فراموشش کنم
    توسط saram در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: سه شنبه 18 شهریور 93, 09:57
  3. پاسخ ها: 18
    آخرين نوشته: شنبه 27 مهر 92, 14:24
  4. چکار کنم متوجه بشه دوسش دارم ؟
    توسط بی تفاوت در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 18
    آخرين نوشته: یکشنبه 23 اسفند 88, 17:28

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 21:12 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.