مرسى دوستان عزيزم، وقتى راهنمايى هاى شما عزيزان رو خوندم حالم واقعا بهتر شده، اى كاش ميتونستم دائم باهاتون در تماس باشم چون حتى طرز فكرم رو هم راجع به مشكلم تغيير ميديد
از حالم بگم كه ديشب با عموم توى تركيه حرف زدم اين عموم تا الان دوبار ازدواج ناموفق داشته الان حدود پنجاه سالشه بچه نداره و تو تركيه داره تنها زندگى مى كنه اما خيلى تو كار و زندگى و عرصه ى ورزشى موفقه
من اين عمومو خيلى دوست دارم و هميشه نصيحتهاش و كارهاش خيلى پدرانه و خوب بوده برام، بهم گفت اگه مقاومت نكنى خيلى از مشكلات حل ميشه وقتى داد بزنى و بى ادبى كنى نصف حق و حقوقت رو دادى، بهم گفت سخت گيرى نكن تا اونها ديوار دفاعى بلندترى دورت نكشن بعد هم خواست مشخصات كامل كارى و تحصيلى خودم و همسرم رو براش بفرستم تا اگه تونست برامون اونجا كار خيلى خوب با درآمد عالى و خونه زندگى ايده آل پيدا كنه و بريم تركيه زندگى كنيم چون شرايطمون جورى هست كه رفتنمون بهتر از موندنمون هست، گفت هر كارى از دستم بر بياد براى خوشبختيت مى كنم تو مثل بچه نداشته خودمى و ميدونم طرز فكرت و رفتارت چيه گفت همسرت بايد خيلى خداروشكر كنه خوب چيزى گيرش اومده تو هيچ بدجنسى ندارى به خودم رفتى ممكنه بعضى وقتها داد و فرياد كنى ولى تو دلت هيچى نيست ازم سه روز فرصت خواست تا شرايط كارى اونجارو برام بررسى كنه (اصلا فكر نمى كردم يه روز لازم ببينم راجع به از ايران رفتن فكر كنم ولى الان فقط ميخوام برم يه جايى كه هم در آمد بيشترى داشته باشيم و هم دست خونواده ها بهمون نرسه)
هنوز راجع به صحبتهاى عموم با همسرم حرف نزدم ولى احتمال ميدم مخالفت كنه، البته قبلا بهم گفته بود هرجا تو بگى ميام ولى الان كه احساس مى كنه با اين تصميم بايد قيد خونواده شو بزنه ممكنه مخالفت كنه
باغبان گرامى ممنونم ازت ميخوام براى همسرم امروز هديه بخرم و دعوتش كنم رستوران و بعد هم راجع به مهاجرت دائممون به تركيه باهاش صحبت كنم، قبول كردنش به نفع جفتمونه و لازمه كه سوابق كاريشو براى عموم بفرسته، به نظرتون الان فرصت مناسبى براى گفتن اين تصميم هست؟