دوستان عزیز
کسی نگفته که حرف های خانم های محترم در پست های بالا کلاً درست نیست ! بله عوامل متعدد دیگری هم حتماً هست که کار رو به مشکلات اینچنینی رسونده ولی تفاوتش مثل تفاوت بین خورشید وماه میمونه . کدوم نور بیشتری دارن؟؟ مشکلات دیگری هم حتماً هست ولی تاثیر مسائل مالی و حقوقی در خصوص کیس ایشون ، از مسائل دیگه بیشتره . به حدی مسائل دیگه در کیس ایشون کوچک هستن که به نظر من قابل توجه نیستن و نمی بایست اون مسائل کار رو به اینجا می رسوند . . .
اما کسی نگفته که نداریم زنی که از اعتماد شوهرش سوء استفاده نکرده باشه . بله زنانی هستن که در پاکی ، صداقت و امانت داری اونها هیچ تردیدی نیست . ولی آیا عاقلانه است که ما امانت داری همسرمون رو تست کنیم !!!!!!!!
اگر همسر ما از برخی حقوق مالی که بش میدیم سوء استفاده کرد که کار بیخ پیدا میکنه . اگر هم که سوء استفاده نکرد که خیلی زندگی ما فرقی نمیکنه . پس من نمیدونم «چرا سری رو که درد نمیکنه دستمال ببندیم؟» چرا فرصت سوء استفاده رو فراهم کنیم که حالا یک آدم خوب سوء استفاده نکنه و یک آدم بد سوء استفاده بکنه ؟ بعد بزنیم توی سر آدم بد که تو بدی کردی . . .
من نمیدونم چه اصراری هست که ابزارهای مالی مهم به همسرمون بدیم ؟؟ آیا برای محبت کردن راه دیگری نیست ؟ آیا حتماً همه باید از همسرشون تست امانت داری بگیرن . اگه مردود شد چی ؟ اگه قبول شد که خیلی تاثیری در زندگی نداره و از راه های دیگه هم میشد صداقت و درستی همسر رو فهمید . پس چرا این همه ریسک ؟
ببینید دوستان من میفهمم که خانم ها جلوی اظهارات من جبهه میگیرن و میخان از درستی و امانت داری کل زنان عالم دفاع کنن . ولی ما در جامعه آرمانی نیستیم که اخلاق حکم فرما باشه . براتون مثال از حکومت های ظالم و همچنین از خانم هایی که بدی کردن زیاد زدم . خوب حالا شما اصرار دارید که نه ! یک مرد حتماً باید از زنش تست امانت داری بگیره ؟
خانم های بزرگوار اعتقاد دارن که مثلاً : «در اخر یه ذره برام سخته قبول اینکه یه زنی بهشت زندگیشو ول کنه و بره دنبال 50 %سهمش!!!! و خودشو بندازه به این روز»
ولی توجه نمی کنن که مساله به صورت فوق برگزار نشده !! طی سالیان و به تدریج به دلیل به هم خوردن توازن مالی ، برخی مسائل پیش میاد و کم کم زندگی از روال درست خارج میشه . نه اینکه یک روز خانم از خواب بیدار بشه و بگه «خوب به خاطر پول میخام طلاق بگیرم»
بله درسته که امروز که خانم ایشون قصد جدایی به سرش زده ، دیگه زندگیش بهشت نیست . ولی آیا دلیل بهشت نبودن زندگی اون حرف های خاله زنکی بوده ؟؟ همه که از این مسائل یک دوجین دارن .
آقای کاوه که از بحث لپ تاپ گفت من با خودم فکر نکردم که چقدر دنیاشون کوچیکه یا چقدر بچه هستن . بلکه دیدم که زندگی از کانال صحیح خارج شده و دلیل ریشه ای هم طغیان زن بر علیه شوهر به دلیل قدرت های مالی هست . البته زن کم کم حالت یاغی پیدا میکنه و یک شبه نبوده . آره توجیهات و بهانه هایی هم مطرح میشه ولی اگه امتیازات مالی و حقوقی نبود ، امروز حتی کسی اون بهانه ها رو مطرح هم نمی کرد . . .
اما حرف نهایی بنده حقیر اینه : با کار کردن روی بهانه های خانم ایشون ، هیچ وقت رابطه اصلاح نمیشه . ولی به نظر من همچنان راهی برای اصلاح و جلوگیری از جدایی هست که هنوز روی اون صحبت نشده! اگر دوست مون آقای کاوه علاقه داشت ، در تاپیک جدیدش رو اونها بحث می کنیم . . .








علاقه مندی ها (Bookmarks)