ساشای عزیز متاسفم بابت همه مشکلاتت .. از ته دل دعا میکنم برطرف بشن ..
من یادمه اوایل ازدواجت موقع خواستگاری از مادرشوهرت فوق العاده تعریف میکردی .. اما الان تو تاپیک هایی که از مشکلاتت مینویسی هیچ نقشی از مادرشوهرت نمی بینم ..
در جریان نیست ؟ یک مادر خوب تلاش میکنه برای زندگی پسرش .. اگر حس میکنی مادر خوب و بی طرفی هست بشین گاهی باهاش حرف بزن ..
ضمن اینکه اون رستوران رفتنت واقعا کار اشتباهی بود .. باید حق بدی به شوهرت انقدر عصبی بشه .. اون پیش خودش میگه اعصابش خورده و کلی دعوا داشتین اونوقت تو پا شدی رفتی رستوران .. وقتی شوهر میکنی باید از خیلی چیزها دل بکنی در عوض تفریحات دیگه ای را با شوهرت تجربه کنی .. فکرنکن این فقط شامل تو میشه عزیزم .. شامل همه زنها و دخترها میشه
ساشای عزیزم سعی کن جلسات مشاوره را ادامه بدی و پیش یک مشاور حاذق بری تا اخرش .. ببینی میتونی این اختلاف سطح فکری رو حل کنی یا نه ..
انقدر به پر و پای هم نپیچید . شاید واقعا لازم باشه یک مدتی کمی دور از هم باشید .. الان به قدری روی هم حساس شدید که به ساعت انلاین بودن توی تلگرام هم دعوا راه میندازید..
کمی سکوت کن .. چند هفته ای سکوت کن .. آروم باش .. عصبی نشو .. کاری دور از ذهن انجام نده ... ببین چی پیش میاد عزیزم ..
کاش الان یک مشاور مثل مشاور فیلم اتش بس 1 برات پیدا میشد .. چون الان دقیقا زندگیت شده مثل اونا ..








علاقه مندی ها (Bookmarks)