سلام آفتابگردان عزیز. خیلی خوبه که از همین الان به فکر حل مشکلاتت هستی تا مبادا با گذر زمان خدای نکرده کار به جاهای باریک کشیده بشه.
من و همسرم هر دو با اینکه تا به همین الان شوهرم دانشجو بوده به هیچ عنوان زندگیمونو با منت و کمک کسی شروع نکردیم. خود من از اول انتظاراتمو از خانواده شوهرم به صفر رسوندم. چون من هم مثل شما استقلال تو زندگی برام حرف اول رو میزنه.
شوهرم تمام خرج عقدو عروسی و پیش خونه رو خودش با وام ازدواج و قرض و کار پاره وقتی که کرده بود تامین کرد. من هم چون میدونستم تمام این خرجها با شوهرمه خیلی توقعاتمو پایین اوردم و عروسی را درحد کاملا معمولی گرفتیم. شاید اولا شاکی بودم از اینکه چرا خانواده شوهرم هیچگونه کمکی به ما نکردن ولی الان که دو سه سال از عروسیمون میگذره فهمیدم که چقدر شوهر من با درایت عمل کرد. درسته خانوادش وضع مالی خوبی نداشتن ولی حتی اگر میتونستن شوهرم هیچ انتظاری از اونها نداشت جز احترام به من که رنش هستم.
تا الان هیچ گونه دخالتی تو زندگیمون نداشتن. نه در مورد عروسی نه مکان زندگی و نه هزینه ها و ... تنها تصمیم گیرنده تو تمام امور زندگی من و شوهرم بودیم. تا همین الان حتی مادرشوهرم اگر چیزی به دلشه و دوست داره خیلی با احتیاط حرفشو میزنه. مثلا نمیخواید بچه بیارید؟ من میگم نه هنوز شرایطشو نداریم...
پس عزیزم درسته که همه ما دوست داریم اول زندگی خیلی مسائل مالی بهتر برامون تامین بشه.. و دوست داریم خانواده شوهر بهمون کمک کنن ولی یادت نره هیچ کمکی بدون چشمداشت و انتظار نیست.. مخصوصا که میگی خانواده شوهرت از همین الان تو کارهاتون دخالت میکنن..
به نظر من با شوهرت دز مورد این مساله صحبت کن.. طوری که ناراحت نشه. بهش بگو باابات خیلی لطف داره که میخواد پول خونه را بهمون بده ولی عزیزم من دلم میخواد مستقل باشیم و اگر قراره پدرت پولی بهمون بده باید یه روزی بهش برگردونیم.. عین این جمله را به خودشون بگید و پولی را به عنوان قرض ازشون بگیرید.. مگر اینکه اونها اصرار کنن و بگن نه.. ما خودمون دلمون میخواد این پولو به پسرمون بدیم.. وگرنه اگه قراره این پول داده بشه و اونها انتظار داشته باشن بعدا ازتون بگیرن پس بهتره همین الان قبل از اینکه اونها چیزی بگن یا بخوان دخالتی کنن خودتون همه چیزو مشخص کنین..
یادت نره این خداست که روزی رسونه نه بنده خدا.. مطمئن باش اگر نیتت پاک باشه خدا خودش طوری همه چیزو درست میکنه که اصلا نمیفهمی..
پس به خدا توکل کن و انتظارتتو از همین الان از خانواده شوهرت به صفر برسون تادر اینده دخالت های اونها را به حداقل برسونی..
![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)