مقاله 2
انسان از خداوند ، هدیه ای ارزشمند گرفت ،،هدیه ای به نام مغز،،،جایی که می تونیم اون را به عنوان یه کارگاه در نظر بگیریم،،،کارگاهی که تولید اندیشه می کنه.
خب بریم ببینیم این مغز چیه :
ظرفیت و توانایی واقعی مغز غیر قابل سنجش هست،،، دانشمندان اطلاعاتی در زمینه بدست آورده اند – ولی شاید هم هنوز به قدرت واقعی مغز دست نیافتند.
مغز سوخت می خواد – سوخت اون هم اکسیژن خونمان و اندکی گلوکز ( یه نوع قند موجود در خون )
بنده خدا چیز زیادی نمی خواد :)
از لحاظ قدرت و حساسیت ، مغز می تونه حتی با بزرگ ترین تکنولوژی کامپیوترهای مدرن مقابله کنه ،،
مثلا مغز می تواند در هر ثانیه تا سی بیلیون بایت اطلاعلت را پردازش کنه - چیزی حدود 10 هزار کیلومتر کابل و سیم !
سیستم عصبی مغز ، حدودا دارای بیست و هشت بیلون نورون است ....
دستورات مغز به سایر اندام ها به وسیله نورون ها جابه جا و تفسیر می شود و به مغز ارسال می شود . ( سیستم عصبی )
جالب این جاست هر یک از این نورورن ها ، خودش یک کامییوتر کوچک هست – حدود یک بیلیون بایت اطلاعات پردازش میکنه.
سرعت این نورون ها در هر فرد فرق میکنه ،،،به عنوان مثال ، فردی که نقاشی خوبی داره سرعت این نوررون ها و جابجایی و انتقال آن به مغز سریع تر هست با یه فردی که نقاشی خوبی نداره ....
مثلا اگه شما می بینید که یه بچه 7 ساله از یه شخص 20 ساله بهتر نقاشی میکشه ،،دلیل اش برا این هست .
جالب این جاست که مغز هم تقویت میشود ،،،مثلا کسی که نقاشی اش خوب نیست میتونه با تمرین این نورون های مغزی راتقویت کنه و بعد یه مدت نقاشی اش خوب میشه ،،،
ولی اون بچه 7 ساله که این جوری میکشه – نشون میده این نورون ها در این قسمت سرعت بیشتری دارنند تا فرد عادی .این جاست که مثلا به اون فرد میگوییم فرد با استعدادی هست .
در واقع ما می توتنیم مغز خود را تقویت کنیم - یا به عبارتی خودمان را باهوش تر کنیم ....
یکی از تمرین هایی که باعث تقویت نورون ها و یا قدرت مغز میشه ، همان تمرین نقاشی کردن ،،، یا اگر دست راست هستید از این به بعد سعی کنید با دست چپ غذا بخوردید – یه مدتی ( من خودم امتحان کردم )
چرا ما این همه قدرت داریم در مغز – ولی نمی توانیم شاد باشیم ؟
چرا نمی توانیم رفتارهای غلطی مثل سیگار – پر خوری و ..... را ترک کنیم ؟
چرا نمی توانیم افسردگی را برطرف کنیم ؟
دانشمندان نورون شناس ، پیوندهای نورونی را مورد بررسی قرار دادند و دریافتند که نورون ها پیوسته پیام های الکترو شیمایی را به مسیرهای عصبی ارسال می کنند ،،، یعنی : در مسیر آنها هیچ گونه ترافیکی وجود ندارد.
این ارتباطات در یک لحظه صورت می گیرد – هر ایده یا خاطره در مسیر خود حرکت می کند. و ترافیک ایجاد نمیشه ....
مثلا یه بنده خدایی در ایران پدر علم خواستگاری رفتن هست !این بنده خدا مثلا می تونه خاطره هر بار خواستگاری رفتن و همزمان با آن موسیقی که دوست داره را در ذهنش بیاره،،،بدون اینکه ترافیکی صورت بگیره :) .......عجب قدرتی داره این مغز .
این پیوند های عصبی برای انسان خیلی مهم هستند ،،مثلا امکان داره شخصی بگه : کاشکی من عصب نداشتم و دستم را روی آتش قرار می دادم ،، آیا به نظر شما خوب بود ؟
شما فرض کنید ما سیستم عصبی ما کار نمی کرد – بعد مثلا ، از سر کار وقتی برگشتیم خونه می دیدیم : ای داد بی داد – چرا شَست پام نیست ؟ نکنه تو آسانسور جا گذاشتم :)
.....................................
خب در مورد ذهن بگیم ،،،سئوال پیش میاد که ذهن چیست ؟
معمولا متخصصان این حوره ( عصب شناسان – روانشناسان و ....) به پاسخ این سئوال نمی پردازند،،،بلکه کار آن ها ، توضیح و توصیف چگونگی کارکرد مغز هست..
مثلا مثل این میمونه که بگیم گرانش چیست ؟
فیزیکدانان معمولا به این سئوال پاسخ نمی دند و به جاش می گند :
گرانش چگونه عمل می کند . مثلا گرانش زمین g=9.8
شاید یه شخصی برگرده بگه : من به وجود ذهن اعتقاد ندارم،،
یکی دیگه میگه من به الکتریسته اعتقاد ندارم ،،
اعتقاد نداری عزیز دلم :) ،،،،خب ، بیا دستت را بذار تو پریز برق ، اعتقاد پیدا میکنی :)
درسته الکتریسته را نمی تونیم ببینیم ولی ثابت شده ست .
ذهن انسان همه چیز را کنترل می کند ..... ادراکات، تصورات ، تفکرات ، اعتقادات .بطور کلی تمام جنبه های شناختی رفتار انسان تحت کنترل است.
جهان و هر آنچه که در آن موجود است، ازطریق تصورات ما در ذهن انعکاس می یابد.
ما می توانیم از طریق روشهای کنترل ذهن این تصورات را تغییر دهیم،،، و آن وقت خواهیم دید که واقعیت های زندگی ما نیز دستخوش تغییر خواهند شد،
یا به زبان دیگر : اگر ما توان آن را داشته باشیم که ذهن خودمان را تحت کنترل درآوریم قادر خواهیم بود دنیای مطابق با آرمانها و ایده آل های خودمان بسازیم.
تصویر ذهنی که ما از خویش داریم براساس اعتقادات ، باورها ، ارزش های حاکم بر جامعه، تجارب گذشته ، موفقیت ها ، شکست ها ،تحقیرها و پیروزیها شکل گرفته است
و از مجموعه این عوامل است که در ذهن تصویری از خود می سازیم .
ذهن انسان دارای دو بخش است:
1- ذهن هوشیار یا ضمیر خود آگاه
2 - ذهن نیمه هوشیار یا ضمیر ناخودآگاه .
یک کوه یخی را در نظر بگیرید – وقتی ما کوه یخی را می بینیم فکر می کنیم که همه ی آن ، همان بیرون آن هست که می بینیم ،،یعنی ضمیر هوشیار ( خوداگاه )
اما قسمتی که اهمیت دارد ، همان نیمه پنهان آن هست ( ضمیر ناخواداگاه )
شما به یه درخت عظیم جثه بلوط توجه کنید – درخت بلوط تنومند اش مدیون تنه آن نیست ،،،بلکه مدیون دانه و ریشه در خاک اون هست ( ضمیر ناخوداگاه )
نظر شما ؟







این بنده خدا مثلا می تونه خاطره هر بار خواستگاری رفتن و همزمان با آن موسیقی که دوست داره را در ذهنش بیاره،،،بدون اینکه ترافیکی صورت بگیره :) .......عجب قدرتی داره این مغز .
پاسخ با نقل قول

علاقه مندی ها (Bookmarks)