مقاله 6
خب ، رسیدیم به آن جایی که باید الگوی ذهنی داشته باشیم ،،این الگوی ذهنی هم میتونه مثبت باشه و هم منفی .
سئوال پیش می یاد اینکه چرا بعضی از ماها ، الگوهای منفی انتخاب می کنیم ؟
این موارد را با چند مثال بررسی کنیم :
الگوی غم و ناراحتی
بعضی ها هستند از زندگی خودشان یه داستان و یه تراژدی سراسر غم و اندوه می سازند ،،
مثلا تو کوچه طرف را می بینی و ازش می پرسی : حالت خوبه ؟ - چه خبر ؟
بعد از چند دقیقه که پاسخ شما را داد ،، از سئوال کردن خودتان پشیمون می شید :)
مثلا خودم از دوستم چند وقت پیش سئوال بالا را پرسیدم ،،
بهم گفت : باغبان چی بگم ! – هی – امان از روزگار - ماشینم بنزین نداره - در کارم امنیت شغلی ندارم - ازدواج نکردم – دارم مریض می شم – دیگه کارم تمومه :)
بعد من ازش تشکر کردم ، داشتم می رفتم گفت ، راستی پسر همسایمون هم فوت کرده - راستی .....:)
دیگه دویدم و در رفتم :)
الگوی ترس از حادثه و اتفاق
بعضی ها هستند ، همیشه دنبال یه حادثه خطرناک برای خودشان و خانواده شان هستند ،،، هی به خودشون میگن : چرا اتفاق نمی افته ؟ چرا از نردبون نمی یافتم ؟ چرا امروز تصادف نکردم ؟
یه بنده خدایی تو خیابون همین جوری بود – درست یه قدمی پای من ترمز کرد ،، بهش گفتم راحت باش – فقط 1 متر مونده بود - ان شالله دفعه بعد :)
به من میگه من هفته ای 4 و 5 بار تصادف می کنم – بهش گفتن شما تو ذهنت به این باور رسیدی که باید هفته ای 4 نفر را زیر کنی !
یا الگوی ذهنت را عوض کن ، یا برای سلامتی خودت هم شده بی خیال ماشین شو !
من که مهم نیستم :) - به فکر خودت باش عزیز .
الگوی مریضی
طرف میگه من هر 3 ماه یه بار مریض می شم- هر شنبه صبح سرم درد میگره ،،،، و جالب این جاست که همین جوری هم میشه .
یا مثلا طرف میگه ،،، من صبح ها زود از خواب بلند نمیشم - من به موقع سر قرار نمی رسم و ...
بهتره از الگوهای شاد و مثبت استفاده کنیم - مثلا :
من به لطف خدا ، همیشه شاد و سرحالم
همیشه سالم و تندرستم
من موفق هستم
من زیبا هستم
و ......
ما باید الگوهای منفی را تغییر بدیم ،،، یعنی الگوی مثبت جای آن قرار دهیم .
بالاخره ، هر چیزی بهایی داره - اگر من می خوام الگوی پرخوری را حذف کنم – باید بهایش را بپردازم ،،،
مثلا کسی که می خواد رژیم غذایی بگیره ،، میگه : آقا من دیگه کیک نمی خورم،، یه دفعه میبینه همسایه– خانواده– و یا به هر طریقی دیگر همان روز شما در روبروی کیک قرار میگیرید ،،،
و یا به یک عروسی دعوت میشوید که پر از غذاهای های خوشمزه هست
آیا اون طرف باید بره ؟
یا اگر رفت باید همه چی را بخوره ؟
به نظرم می تونه بره ولی اگر رستوران یا عروسه بره – فقط سالاد بخوره – یا غذا را نصف کنه :)
شاید اون موقع به ذهن طرف برسه که بگه :
آره – چاره ای نیست - من همیشه این طوری بودم و هرگز خودم را نمی تونم عوض کنم !
اما حقیقت این است که ما می توانیم .
ان شالله بیشتر صحبت می کنیم .
![]()







پاسخ با نقل قول

علاقه مندی ها (Bookmarks)