سلام نارجیس عزیز. من تجربه ندارم ولی مواردی که در ارتباط با مشکلت بهش رسیدی به نظرم مفیدن و بهت کمک میکنه ، اما به نظر من اگه شوهرت رو برای تماس یا حمایت از خانواده ش تشویق کنی با توجه به اینکه این کارو دوست داره و به خانواده ش اهمیت میده بیشتر میتونی روش تاثیر بذاری و دلش و به دست بیاری.

البته اگه قبلا رفتاری داشتی که نشون دادی زیاد با این کارش موافق نیستی
بهتره الان قدم به قدم پیش بری ، یعنی اول در مقابل این رفتار شوهرت بی تفاوت و عادی برخورد کنی بعد کم کم شروع کنی به همراهی و تشویقش به این کار و حتی بهش بگی
من اون اوایل چون از علاقه ت و اهمیتی که تو برای من قائل هستی مطمئن نبودم نسبت
به این رفتار تو در قبال خانواده ت برخورد خوبی نداشتم.

اما الآن میدونم که تو به من هم خیلی اهمیت میدی و کسانی که برای تو عزیز هستن برای منم عزیزن و بهشون اهمیت میدم. فقط بدون که اگه یه مدت دیدی این حمایت و تشویقت باعث شده شوهرت بیشتر از قبل به اونا توجه کنه نباید ناراحت بشی چون در دراز مدت همه چیز تغییر میکنه و شوهرت کم کم با اطمینان از حسن نیت و مهربونی تو بیشتر جذب خودت میشه و تو در اولیت زندگیش قرار میگیری.

مهم ترین کار صبور بودن و ایستادگی کردنه. زود نباید نا امید بشی یا به راه درستی که در پیش گرفتی تردید کنی. یه چیزی هم بگم اختلافات اینچنینی همونطور که تو ذهن تو اثر بدی میذاره تو ذهن شوهرت هم تاثیرات خیلی بدی داره.

اون آقایی که من باهاش در ارتباط بودم بیشتر از همین رفتار خانومش گله میکرد و اینکه اوایل
ازدواج با خانواده ش رفتار درستی نداشت و میگفت اونقدر صبوری کردم و در مقابل بی احترامی هاش به خانواده م به پدر و مادرش احترام گذاشتم که رفتار درست و یاد گرفت.

انشالله که با اهمیتی که به حل مشکلاتت میدی زندگی و رابطه ت با همسرت روز به روز زیباتر و بهتر میشه .